Friday, March 30, 2012

به مناسبت دوازدهم فروردین

شا -آریامهر
به مناسبت دوازدهم فروردین

از دیکتاتوری مذهبی تا پادشاهی لا مذهبی!!!

شا-آریامهر...

نمیدانم ایرانیان در پی آزادی اند یا در پی دیکتاتوری..وقتی تحت سلطه نظامهای دیکتاتور هستند از آزادی قصه ها میگویند و ترانه ها میسرایند و هنرمندان به سخن در میایند و وقتی صحبت از آزادی میشود زبان به شکوه و شکایت میگشایند که چرا کسی مثل چنگیز خان مغول پیدا نمیشود تا هر که را ما نمیخواهم از دم تیغ بگذارند؟؟
حال که منش سیاسی والای شاهزاده بر پیر... و جوان روشن شده، نق نقو های سیاسی داد سخن میدهند که شاهزاده رضا پهلوی بچه مسلمان هستند چون خیال ندارند در صورت به قدرت رسیدن، اسلام را در ایران مردود اعلام کنند، ایشان قدرت و شدت عمل ندارد چون از احزاب و گرایش های سیاسی گوناگون حمایت کرده اند..ایشان هیبت و جبروت ندارند چون دستور قتل عام مسلمانان را نمیدهند! ایشان خدمتگزار آخوندها هستند چون حتی حاضر شدند اگر سبزها قدم در راه براندازی و تشکیل وپزیسیون در برابر دشمن ایران که همانا جمهوری اسلامیست ، بردارند, از آنها نیز حمایت کنند..ایشان را رضا دیبا میخوانند چون ملکه شهبانو فرح پهلوی، مادر ایران زمین در هیچ کجا اعلام نکردند که مسلمان نیستند!! آیا شاهنشاه فقید اعلام کردند؟؟
در کجای دنیا یک دولت سکولار و دموکراتیک در کشوری حکومت میکند و دینی خاص را در آن کشور ممنوع اعلام کرده؟؟ آیا رییس جمهور آمریکا، قسم خورده کاتولیک نباشد؟ یا ملکه انگلستان؟ یا پادشاه سوئد؟ یا ریس جمهور فرانسه؟؟ یا پادشاه اسپانیا؟؟ یا ..........آیا میتوان دم از سکولاریزم زد و در دین و اندیشه مردم دخالت کرد؟؟ پس معنی آزادی های فردی چیست؟ معنی حقوق بشر چیست؟؟ آیا آنچه شاهزاده رضا پهلوی را به آن محکوم میکنند این است که ایشان خواستار پادشاهی لا مذهبی نیستند؟؟ کدام قشر از ملت ایران خواهان آن است؟؟ آنچه ملت ایران میخواهند این است که اربابان دین بساط خود را از دخالت در دولت و زندگی شخصی مردم جمع کنند و کاسه کوزه خود را در حجره های خویش پهن کنند و دست از جان ملت ایران بردارند..آنچه مردم میخواهند از بین بردن نفوذ و قدرت آنان در اداره مملکت و رضایت دادن به همان روضه خوانی هایشان در مسجد است نه چیز دیگر..مگر ما جنایتکار جنگی هستیم که برویم و همه آخوندان را اعدام کنیم..مگر چون اسلام با شمشیر آمده با شمشیر هم باید برود؟ پس فرق ما ایرانیان متمدن فرهیخته که همه هنری از سر و روی خودمان و تمدنمان میبارد با اعراب بیابانگرد شمشیر بدست ۱۴۰۰ سال پیش در چیست؟؟

به یزدان اگر ما خرد داشتیم..کجا این سر انجام بد داشتیم.......

به ایران بیاندیشیم..همه به ایران بیاندیشیم..

شا-آریامهر ...
 
عده ای در قالب طرفداران پادشاهی، خنجر های دو دم خود را تیز کرده در کناری نشسته و تنها شغلی که برگزیده اند، ناسزاگویی و هتک حرمت از شاهزاده رضا پهلویست..انان منتظرند تا عکسی لینکی از شاهزاده ببینند تا از همه طرف حمله کنند و تفکر والا و سکولار ایشان را مورد عتاب و حمله و رگبار دشنام های خویش قرار دهند..گویی کینه ها در سینه بارورتر میشود و نوک پیکان ها تیز تر و زبانها سمی تر..چرا؟ چه چی...زی اینان را به اینگونه فرافکنی ها وامیدارد؟ آیا منش شاهزاده از روز نخست تاکنون تغییری یافته؟ ابدا ..آنچه تغییر کرده سنگینی کفه ترازوست که روز به روز بدلیل منش والا و بینش فرا حزبی و فرا شخصی ایشان است..جای بسی شرم و تفکر است که در روزهای اخیر آنانکه از شاهزاده دفاع میکنند، کسانی هستند که با سامانه پادشاهی مخالف ولی شیفته اندیشه دموکرات و والای ایشان است...گاه این آنها هستند که به من طرفدار پادشاهی تذکر میدهند از شاهزاده یاد بگیرید!!..هموطنی که در قالب دفاع از شاهنشاه فقید دشنه بر قلب فرزند او و تنها وارث تاج و تخت پادشاهی میزنی ،تیشه تو نه به قلب یک فرد آرام و خوشقلب و دموکرات بلکه بر پای های تخت پادشاهی میخورد و آن را متزلزل میکند..هموطن، تویی که بهانه بدست کسانی میدهی که سلطنت طلبان را کسانی میدانند که ۳۳ سال با هم جنگیدند و به هیچ جا نرسیدند..هم وطن از زیر شنل پادشاه فقید بیرون بیا و رسما شنل پادشاهی خود را بر دوش بیانداز که جویای آنی..بسی ساده اندیشی و خیالپروارانه است اگر بیاندیشی در ایران امروز پادشاهی بدون فرزند شاه فقید عملی خواهد بود..بهر صورت که بیاندیشی امروز روز دشمنی و رزرو کرسی ریاست نیست..امروز هر ایرانی با هر گرایش سیاسی و با هر دین و مسلک و رنگ پوستی باید برای آزادی میهن تلاش کند نه برای جنگ با خودی..به ایران بیاندیشیم..همه به ایران بیاندیشیم..

..امروز روز کینه ورزی و فرافکنی نیست...

شا آریامهر....
.شاهزاده رضا پهلوی بعنوان یک ایرانی و یک فرد آزاد، میتواند به هر دینی میخواهند معتقد باشند و در مورد اشخاص به هر گونه که میخواهند بیاندیشند و هیچ کسی در هیچ کجای دنیا نمیتواند آزادی اندیشه ایشان یا آزادی اندیشه، دینی، قومی هر ایرانی را زیر سوال ببرید..کاوش در اندیشه افراد تکلیف و وظیفه امروز ما نیست. وظیفه ما بررسی عملکرد شفاف و خالی هر گونه ابهام ایشان است..هر کسی با هر دست آویز و ...با هرگونه نق زدن های سیاسی، سد راه شکل گرفتن یک اپوزیسیون واحد در برابریک دشمن واحد که چیزی جز جمهوری اسلامی نیست، شود به کشورو پادشاه فقید خیانتی غیر قابل چشمپوشی کرده..هموطنان.. بگذارید خانه ای را که در دست دشمن است آزاد نمائیم و کینه های خود را در قلب خود و برای روزیکه بتوانید بکار ببرید حفظ کنید ..امروز روز کینه ورزی و فرافکنی نیست...

هنرپیشه اول فیلم روسری طلایی ساخته آقای بهمن نصیری

شا -آریامهر
نوئل پریس هنرپیشه یونانی که نقش حمیرا آشتیانی، هنرپیشه اول فیلم روسری طلایی ساخته آقای بهمن نصیری را بازی میکند..کاری که و برای ما کرد یکی از خداماتیست که به میهنمان شده...آیا باید به بهمن نصیری جایزه داد یا آقای فرهادی ؟؟؟ آیا باید راجع به این هنرپیشه دهان به دهان صحبت کرد یا خانم فراهانی؟؟؟ بیدار شوید ملت ایران!!!

نوروزتان پیروز

شا -آریامهر..


درود بر همه عاشقان وطن، درود بر دوستان مبارزم که لحضات زیبای زندگیشان را با اندوه وطن و امید به آزادی خاک پاکمان میگذرانند. لحضات درد و رنج و همچنین شادی را در کنار شما گذراندم..و اکنون سالی دیگر را در کنار شما آغاز میکنم..سالی که با تمام امید و آرزو و آتش سیری ناپذیر مان برای رهایی، میخواهیم که سال پیروزیمان باشد. که آخرین سال دوری از وطن باشد، که سال سرافرازی و سربلندی دوباره ایرانمان باشد.که س...ال بازگشت شکوه و تمدن دیرین مان باشد..و این تنها در سایه ادامه تلاش ها و ایستادگی بیش از پیش ما میسر میشود..پس قدمهایتان استوار، فریادتان بلند و عزمتان راسخ و نوروزتان پیروز باد..پاینده ایران، سرفراز باد پرچم زیبای شیرو خورشید، جاوید خاندان جلیل پهلوی و تمام خادمین بر حق ایران..
و ما همچون آن نخل دردانه ایم ...........که در خاک بیگانه افتادیم
به امید دیدن یکا یک شما سروران در خاک پاک ایران

پیام جناب آقای بهمن نصیری, سازنده فیلم روسری طلایی

شا-آریامهر ...
لطفا به پیام جناب آقای بهمن نصیری, سازنده فیلم روسری طلایی که امروز به دستم رسید توجه کنید. این فیلم ساز با وجدان که حقیقت بلوای ۵۷ و خیانت بزرگ امریکا و انگلیس و شرکت های نفتی را با هزینه شخصی و به دلیل عشق به وطن ساختند و بطور مجانی و بر روی اینترنت گذاشتند نوشتند : "آرزوی من این است که فیلم طی ماههای آینده در یو تیوب به سطوح بالای پخش برسد و تمامی ایرانیان موفق به دیدن آن شوند....کانال شاو کانادا در ماه های آپریل، می و جولای اقدام به پخش آن خواهد کرد. من به تلویزیون های ایرانی رسما اعلان کرده ام که باید این فیلم را بطور رایگان پخش کنند، در صورت عدم موافقت به شما ثابت خواهند کرد که برای جمهوری اسلامی کار میکنند. تلویزیون پارس از پخش آن بشدت ترس دارد.از طرف آقای شهرام همایون هم هنوز پاسخی به دستم نرسیده است. تنها تلویزیونی که تاکنون اقدام به پخش آن کرده تلویزیون ضیا آتابای بوده ولی NITV تماشا کننده کافی ندارد.".

دوستان عزیزم لطفا به هر صورت که میتوانید این فیلم را در همه جا پخش کنید..اگر تا امروز نا امید و سرخورده بودیم که چرا حتی یک فیلمساز ایرانی قصه ما را به تصویر نکشید، امروز که کسی با شرف و همت خویش اینکار را کرده او را حمایت کنید..در این روزگار سخت این حد اقل کاریست که میتوانید انجام دهید..بگذارید مردم دنیا صدای ما را بشنوند و حقیقت را دریابند...

My wish is that over the next few months the film goes viral on YouTube and all Iranians see it. Shaw cable Channel in Canada will be airing it in April, May & July. I have also released an announcement that Iranian Satellite channels should air it for free, otherwise they will prove to us that they are on The Islamic Republic's payroll, so far I know Pars t.v. is too afraid to show it and I am waiting to hear from Shahram Homayoun. Only Zia Atabay has been showing it, but NITV does not have enough reach. Perhaps you would like to translate this and spread in Farsi.
See More
 
لینک در یو تیوب برای دیدن مجانی ویدئو

Saturday, March 17, 2012

کشورهای حامی اسلام ناب محمدی...

 نوشتار از جناب محمد مجزا

آنچه در سال 1357در ایران اتفاق افتاد آن قدر سهمگین و کم نظیر بود که شاید سالهای سال میتوان در مورد شکل گیری آن تحقیق کرد و باز ممکن است هنوز گوشه های بسیار نادیده و نا گفته در مورد آن وجود داشته باشد.
اقدامات و عوامل ویرانگر شورش 57 را با بهره گیری از اسناد وزارت امور خارجه کشور ها و سایر مدارک باید آنچه در سال 57 در ایران اتفاق افتاد را از نو شناخت و راز آن را بر اسرار بسیار دیگری از معما های تاریخ بشر اضافه کرد.
ساده اندیشی است اگر فکر کنیم شورش 57 تنها در ایران آغاز شد و به ایران پایان یافت.
ساده اندیشی تر آن است که تصور کنیم فقط خمینی گجستک و توده مردم در شورش 57 نقش داشته اند. بنا بر این در تحقیق شورش 57 متوجه کنفرانس چهار روزه کارتلهای نفتی در لندن می شویم و بعد از آن کنفرانس چهار دولت استعمار گر( امریکا- انگلستان-آلمان و فرانسه )در گواد لوپ است که تصمیم به بر کناری ایران بعنوان یک قدرت بزرگ تهدید گر وسر نگونی رژیم محمد رضا شاه پهلوی است .که سر انجام بسیج توده های میلیونی زیر پرچم اسلام و آنچه بدنبال آن آمده است باید مورد بحث و تحقیق قرار گیرد.
آنچه بنام انقلاب اسلامی ابلیس خمینی شهرت یافته و رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی حاکم بر ایران شد . ریشه در سازمان اخوان المسلمین دارد. لازم است قبل از شرح سازمان مخوف اخوان المسلمین بطور بسیار مختصر و فشرده سخنی در مورد دین اسلام بیان شود که اصولاً چرا دین در بین مردم نفوذ دارد تا سازمانی مخوف بنام اخوان المسلمین بتواند از وجود آنها برای رسیدن به مقاصد شوم و پلید خود بهره برداری کند.
دین یک پدیده اجتماعی است مانند دیگر پدیده های بشری مانند فقر- جنگ- اعتیاد و غیرو با این تفاوت که دین در لباس معنویت و روحانیت در جامعه ظاهر می شود و گسترش می یابد. به نظر من دین چیزی غیراز خود فریبی انسان در برابر نا توانی های خویش نیست. هنگامی که انسان در برابر مشکلات خویش مستأصل می شود بجای اینکه به خرد خود مراجعه کند در ذهن و خیال خود چاره اندیشی می کند و دنبال راهی میگردد راهی که در نهایت به ماورای خویش و غیر قابل دسترس است که پرقدرت ترینش[خدا-یهوه- الله) نامیده شده است. اکنون بحث بر سر بزرگترین دروغ بشر که خدا می باشد نیست در مورد دین خدا است که افراد به آن باور دارند.
در دین اسلام همان طور که می دانیم اصیل ترین و معتبر ترین منبع قرآن است و سپس رفتار وسنت پیغمبر. پیش از ورود به بحث باید بیاد داشته باشیم قرآن از نظر باورمندانش کتاب آسمانی است که درباره تمام امور زندگی انسانها احکام صریح و کافی صادر کرده است. نکته ائی که باید به آن توجه داشت اینستکه دین اسلام بنا به گفته قرآن کامل ترین دین ها ست که تمام احکام و اصول را برای بشر بصورت فردی و یا اجتماعی را در بر دارد و بغیر از آن دینی مورد قبول خدا نیست و محمد پیغمبر اسلام آخرین فرستاده خدا است و پس از او پیامبری نخواهد آمد و مطالب مندرج در قرآن غیر تغیر است و مسلمانان باورمند واقعی بدون هیچ چون و چرا و اما و اگر باید آن را مهم دانسته و حاکمیت آن را پذیرفت. بهمین دلیل در جامعه اسلامی دین- دولت- ملت و یا بهتر بگویم امت از هم تفکیک نا پذیر است و این بمعنای توحید یعنی خدا را یگانه دانستن است و پیامبر اسلام به نمایندگی از جانب خدا عمل می کند .لذا افراد سازمان اخوان المسلمین از این قبیل افرا د تشکیل یافته است.
گسترش جنگهای تفرقه آمیز در سراسر خاور میانه و آنچه به نام انقلاب اسلامی در ایران شهرت یافته و بازتاب آن همه کشور های اسلامی جهان را در بر گرفته اگر چه بظاهر یک پدیده اجتماعی است ولی باید بدانیم این شورش ها بدقت و با حوصله ا ی کم نظیر از طرف سازمان جاسوسی جزیره اهریمنی انگلستان معروف به 6M. I. و سازمان سیا و سازمان جاسوسی موساد اسرائیل و همدستان صهیونیست آنها درتراست ها و کارتلهای جهانی و همچنین جمعی از اساتید خود فروخته دانشگاهها و مستشرقین وابسته هدایت و رهبری شده است.محور اصلی ودست افزار این جماعت. کشاندن کشورهای اسلامی به قرون وسطای جدید هدف سازمان مرموز اخوان المسلمین است.
منظور از قرون وسطای جدید چیست:
منظور از قرون وسطای جدید اینستکه با بر قراری رژیم های باصطلاح ضد غربی و ضدغرب زدگی است که صنعت و تکنولوژی مدرن را بطور عملی نابود کنند و توجه جامعه را از دانش تجربی و علمی دور ساخته به ذهنیات و خرافات مانند چاه جمکران و اوهام وخیالات به نحوی نزدیک سازند تا کشور های اسلامی برای سالیان دراز بازار مصرف فرآورده های صنعتی کشورهای استعمارگر باقی بمانند و به علت این نیاز و وابستگی در عقب ماندگی . پیوسته بازیچه دست کشور های صاحب تکنولوژی باشند.
یک گروه تحقیقاتی به ریاست رابرت دریفوس تحقیقات بسیار ارزشمندی در مورد کار ها و فعالیتهای اخوان المسلمین انجام داده که روشنگر بسیاری از مسائل پشت پرده است مثلاً اخوان المسلمین نهضتی است در میان جهان مسلمان که با هدایت و طراحی دانشگاههای اکسفورد وکمبریج انگلستان و محافل باصطلاح عرفانی حلقه فراماسونری اسکاتلند در قرن نوزدهم آغاز بفعالیت کرد.
این نهضت یعنی اخوان المسلمین ریشه های اصلی خود را در میان فرقه های اسلامی تعلیم یافته انگلستان از جمله جامعه های پنهانی صو فیه و گروه هائی که ماهیت بهائی گری دارند استوار ساخته است. پدر خوانده سیاسی اخوان المسلمین سید جمال الدین افغانی است که در ایران بنام سید جمال الدین اسد آبادی مشهور شده و هم جنس باز بوده است. لازم است گفته شود یکی از مریدان جمال الدین اسد آبادی که در ترکیه در خدمت او بوده است فرمان قتل ناصرالدین شاه را می گیرد به ایران می آید و ناصر الدین شاه را در صحن حضرت عبدالعضیم ترور می کند.برای صرفه جوئی در وقت از نقش بهائی ها در این واقعه خودداری می گردد.بنیاد گری اخوان المسلمین را از سال 1929 میلادی برابر با 1308 خورشیدی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرا ر می دهیم.

اخوان المسلمین در جریان فعالیت های رسمی خود پیش از آنکه در زمان رهبری جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر به فعالیت های زیر زمینی برود بدون شک و تردید یک آلت دست سیاست های سازمان جاسوسی انگلستان( M. I.6 ) بوده است. اخوان المسلمین در سراسر تاریخ حیات خود گوش بزنگ دستورات اربابان انگلیسی خود بوده و به دفعات در حال غیر قابل انکار با سفارت انگلیس در قاهره بچنگ افتاده و ماهیتش فاش شده است.
اخوان المسلمین با ظاهر ضد امپریالیستی خود که پیوسته با شعار های پر سر وصدا همراه بوده با وفاداری کامل در راه منافع انگلیس خدمت کرده و اسلحه و سلاح آنها در این خد متایجاد خشونت-وحشت-آدمکشی و ترور بوده است.ولی مهمترین خد مت این سازمان به امپراتوری انگلستان تبلیغات شدید در باره یک افراط گرائی کورکورانه و ضد فلسفی و برانگیختن یک تمایل جنون آمیز اسلامی در میان خانواده بشری است که خود کشی های انتحاری یکی از آن ها است.
با قیام صهیونیزم که بی شک بوسیله کار شناسان دانشگاه کمبریج و آکسفورد لندن پرورش می یافت . اخوان المسلمین ابزار اصلی جنجالهای ضد ادیان ابراهیمی و ناسیونالیسم قلابی اسلامی شد که انگلستان و ارتش انگلستان بطور دأم در نقش میانجی میان گروههای عرب و یهودی متخاصم جنجالها را نگه داشته که هنوز هم ادامه دارد و همین سیاست را در سایر کشورها بنام شیعه و سنی انجام داده است.
جای شگفتی نیست که اخوان المسلمین با تعهد خود به تجدید قرون وسطای جدید نیروی پیشاهنگ در مخالفت با جمال عبدالناصر رئیس جمهور و رهبر ملی گرای مصر شد و سر انجام او را به قتل رساندند.
تاریخ اخوان المسلمین یا به عبارتی جامعه برادری اسلامی بلافاصله پس از جنگ جهانی اول در مصر آغاز می شود.در آن زمان افسر اطلاتی که مسئول امور خاور میانه و اسلام بود پرفسور آرنولد توین بی(Arnold .twin . bi) نام داشت. وی ابتدا در سازمان جاسوسی نظامی انگلستان خدمت می کرد و سپس ریاست دانشگاه معروف به انجمن پادشاهی امور بین المللی آر.آی.آر(R.I.R) را در فاصله سالهای 1925میلادی برابر با 1304 خورشیدی تا 1955 بمدت سی سال بر عهده داشت.پرفسور آرنولد توین. بی کاملاً در جریان ملی شدن نفت ایران در سال 1950برابر با 1329 خورشیدی قرار داشت. درسال 1950بود که موج نهضت ملی شدن نفت در ایران آغاز شد. ملاحظه میشود آقای آرنولد توین بی از آغاز جوانی در خدمت دستگاه جاسوسی انگلستان بود و انجمن پادشاهی امور بین المللی که ریاست آنرا بر عهده داشت مأمور تربیت جاسوسان بریتانیائی وافراد خارجی از ملیت های مختلف بود. یکی دیگر از معلم های این دستگاه جاسوس پرور در ایران خانم لمپ تون(Lampton) بود که بعنوان یکی ازکارمندان سفارت انگلیس در ایران بود و شماری از ماموران دولتی ایران از جمله دکتر احمد متین دفتری برادر زاده و داماد محمد مصدق جاسوس تربیت شده دستگاه جاسوسی انگلستان بوده و همیشه مشاغل مهمی را هم داشته است توسط خانم لمپ تون به عضویت انجمن جاسوسی پادشاهی امور بین المللی انگلستان در آمده بود .
ایرانی دیگری که می توان نام برد محمد عبده است که بوجود آورنده ناسیونالیسم اسلامی یا نهضت پان اسلامی بود.نهضت پان اسلامی به معنای وحدت و یکی بودن همه سازمانهای اسلامی در کشورها زیر فرمان یک دولت اسلامی قرار گرفتن است یعنی حکومت جمهوری اسلامی.بیاد داریم یکی از شعار های تظاهرات ایران بر باد ده شورشیان که روشنفکران از آن غافل بودند( نه غربی-نه شرقی جمهوری اسلامی ) بود حتی تا امروز معنی آن را نمی دانند چه بود. جمال الدین اسد آبادی همجنس باز در قرن نوزدهم با کمک فرد دیگری بنام حسن البناء تلاش می کردند جلوی ملی گرائی مصطفی کمال پاشا معروف به آتاترک در ترکیه و همچنین در دانشگاه های مصر که رونق می گرفت را بگیرند.
توجه شود کاری که جمال الدین اسد آبادی و حسنن بناء حدود دو قرن پیش نتوانستند انجام دهند اوردگان نخست وزیر ترکیه در دیسامبر 2010 میلادی برای اخوان المسلمین انجام داد وتمام زحمات مصطفی کمال پاشا معروف به پدر ترک را در پلاستیک آشغال ریخته وبه گورستان تاریخ پرت کرده است و ترکیه را بسرعت بسوی اسلامی شدن دارد پیش می برد .وقتی کتاب ولایت فقیه خمینی گجستک را مطالعه کنیم متوجه می شویم ابلیس خمینی تحت اندیشه جمهوری اسلامی خواهی مولانا مو دودی رهبر حمایت اسلامی پاکستان که وابسته به اخوان المسلمین بود قرار داشته است.
مولانا مودودی همان کسی است که آقای اقبال احمد مأمور ویژه نیروهای جاسوسی و اطلاعات انگلستان را برای تشکیل مأمورین حفاظتی خمینی در پاریس مأمور کرده بود همچنین مأموران امنیتی فرانسه در هواپیمای ارفرانس که خمینی را از پاریس به تهران آورد در لباس مهمانداران در هواپیما بودند.
در ادامه سخن درباره نهضت پان اسلامی باید گفت فلسفه ای که سید جمال الدین اسد آبادی همجنس باز و محمد عبده عوامفریب و حسنن بناء شیاد به آن گرایش داشتند بظاهرمخالف نفوذ غرب و ماتریالیسم و روش های فرنگی در کشور های اسلامی بودند ولی با کالبد شکافی ماهیت آن . می توان فلسفه آن سه شیاد را بعنوان یک دام گذاری - شیادی و عوامفریبی فرهنگی کشور های استعمار گر دانست. در حالیکه بظاهر این فلسفه بسود اسلام بود ولی در واقع اسلام را بسوی افراط گرائی و واپسگرائی میبرد .
در150 سال پیش بعضی از کشور ها و افراد که طرفدار اسلام ناب محمدی بودند عبارتند از وهابیان عربستان سعودی و سید جمال الدین اسد آبادی. در زمان انقلاب مشروطیت شیخ فضل الله نوری ودر50 سال گذشته یاری دهندگان حسینه ارشاد مانند علی شریعتی _ولی الله نصر و پسرش سید حسین نصر- عبدالکریم شرو ش – مطهری علی اصغر حاج سید جوادی و از همه معروف تر خمینی گجستک را میتوان نام برد.
همکاری سازمان جاسوسی موساد اسرائیل با اخوان المسلمین
طی سالهای 1953-54سازمان جاسوسی اسرائیل برای یاری دادن به اخوان المسلمین علیه ناصر در مصر دخالت کردند .در افتضاحی که آثار نامطلوب جهانی داشت تیمی از خرابکاران اسرائیلی وارد مصر شدند و مهمات انفجاری را در چند سازمان انگلیسی و حتی امریکائی نصب کردند باین امید که یک جنگ داخلی در مصر برانگیخته و طی آن عبدلناصر رئیس جمهور مصر توسط نیروهای هوادار انگلستان سرنگون شود. ولی در افتضاح رسوا برانگیزی که در نتیجه دستگیری تیم جاسوسی موساد اسرائیل توسط عبدالناصر انجام شد وابستگی موساد واخوان المسلمین آشکار شد .
پایگاههای امپراتوری اخوان المسلمین در کشورها
اخوان المسلمین در لندن یک امپراتوری گسترده بوجود آورده اند.بخوبی ثابت شده است انگلستان پایگاه تمام افراد خائن وطن فروش پشت بملت کرده ها میباشد.پایگاه اخوان المسلمین در سایر کشور ها عبارت است از افریقای جنوبی- نیجریه –اندونزی – ترکیه – فیلیپین – مصر – سودان و امریکا است و با انقلاب اسلامی ایران پاکستان و ایران تقریباً بصورت مستعمره های این سازمان مخوف در آمده اند و این زنگ خطری است برای ملت ایران.تنها راه نجات ملت ایران از دام پر فریب و مخوف اخوان المسلمین آگاهی ازواپسگری وخرافات اسلام است که 1400 سال در تار و پود ایرانیان وجود دارد و آنها که می گویند نباید به اسلام توهین کرد بدانند از سازمان مخوف اخوان المسلمین حمایت و پشتبانی می کنند.
سازمانها و بنیاد های عمده ائی که امروز قلب اخوان المسلمین را بعنوان یک شبکه جاسوسی انگلستان به تپش در می آورد بشرح زیر است :
شورای اسلامی اروپا عبارت است:
1- فدراسیون سازمانهای اسلامی:این سازمان که مقر ستاد فرماندهی آن در لندن است وظیفه آن جلب نیرو های بسیار جوان کشور های اسلامی است که در اروپا اقامت دارند. توضیح اضافی : اسرائیل در تلاش است در بین جوانان درون ایران بوسایل مختلف بخصوص از طریق رادیو های اینترنتی بین جوانان نفوذ کند که باید خیلی مراقب بود .
2- ستاد بنیاد اسلامی: این سازمان در لایستر انگلستان است که برای انتقال پول از سازمان جاسوسی انگلستان به شعبه های مختلف اخوان المسلمین در سایر کشور ها و همچنین دریافت پول از دولت های کرانه خلیج فارس بخصوص کویت و عربستان
3- بنیاد هانس سایدل: پایگاه این بنیاد در مونیخ آلمان است .
4- انجمن بررسی های اسلامی: ستادفرماندهی آن در ژنو است و نیاز های مالی عملیات اخوان المسلمین در این سازمانها وانجمن ها بیشتر از دو منبع تأمین می شود قسمت مهمی از آن بطور مستقیم از محافل انگلستان نظیر اشراف مجلس لردان وبانک ها و شرکت های برجسته بریتانیائی تأمین می شود که بیش از نود در صد آنها بستگی نزدیک با محافل صهیونیستی دارند .آنچه شرح داده شد قسمت کوچکی است از سازمان مخوف اخوان المسلمین .
آنچه باید بر همه نوشته ام اضافه کنم اینستکه زمانیکه زنده یاد محمد رضا شاه پهلوی در سال 1979 میلادی بدیدار جیمی کارتر که زنده زنده روانش بسوزد به امریکا آمد دولتهای امریکا و انگلستان برای تحقیر پادشاه ایران از وجود همین سازمان مخوف اخوان المسلمین استفاده کردند و دهها هواپیما و اتوبوس اجاره کرده وهزاران دانشجو را از اروپا و سراسر امریکا وکانادا به واشنگتن آوردند و هزینه غذا و هتل آنها را پرداخت کردند تا در تظاهرات مقابل کاخ سفید شرکت کنند. در جمع بندی کلی می توان گفت اخوان المسلمین- صوفی گری-بهائی گری بعنوان سازمانهای مزدور وکارگزار سیاست های استعمارگرانه انگلستان در کشور ها میباشند

فیلم روسری طلایی ساخته جناب بهمن نصیری

شا-آریامهر

بالاخره فیلمی که باید ساخته میشد تا نقشه شوم یهودیان فراماسونر و استمار انگلیس با کمک امریکا، برای بر پایی شورش ننگین و کثیف ۵۷ را بر ملا کند ساخته شد..آنهم نه با هدف پولسازی، بلکه توسط جناب بهمن نصیری، هنرمندی که فیلم را به هزینه خود ساخت و بطور رایگان !!! بر روی اینترنت پخش کرد..این فیلم را هر جا میتوانید پخش کنید..باید بالاترین آپلود در یوتیوب بشود..نسخه mp4 ان را دانلود کنید که وقتی صاحبان یو تیوب که نوکر دسیسه گران هستند، ان را بر میدارند داشته باشید..پخش کنید...پخش کنید تا همه ببینند با ایران ما چه کردند و شاهنشاه ما را چگونه از ما گرفتند..
کسانیکه میتوانند در یو تیوب رای دهند...به امید آزادی ایرانhttp://www.youtube.com/watch?
v=89_IExx7CPU&feature=plcp&context=C4d3b03aVDvjVQa1PpcFNPvhQ5Mt4fsnInmP-kvMvgIR6Ok19qrJ0%3D

شهر فرنگ....


شا_آریامهر ..
.چندی پیش به هنگام خواندن کامنت های دوستان با کامنتی مواجه شدم که خطاب به زنان مسلمان میگفت: بزایید گاوان شیرده تا میتوانید در بیمارستان های امریکا و انگلیس بزایید باشد روزیکه تعداد زیاد شما گریبانگیرشان شود وهمان را که کاشتند، درو کنند. در ان لحظه موفق به پاسخ دادن نشدم و بعد هم کامنت مزبور را گم کردم..در نتیجه اقدام به نوشتن این مطلب نمودم.
. دوست عزیز و گرامی، زم...انیکه دوشس های انگلیسی و اربابان یهودی شان به همراه فرقه ایلومینتی و فراماسونری، با کمک نوکر دست نشانده بی خاصیت و نمایشیشان امریکا، اسلام را میساختند، یقینا از خاصیت زایش ان هم مطلع بودند..منظور اینکه زمانیکه این گروه جنایتکار و زالو، نقشه جهان را در پیش رو میگذراند و برای تغییر و تحولات و تغییر مرزها و و و طراحی میکنند، نه تنها سلاحهای کشتار جسمانی چون شیمایی و اتمی و میکروبی میسازند، بلکه به ساختن سلاح های کشتار مغزی هم مشغول میگردند
هنگامیکه اسلام و کمونیزم یعنی ۲ ویروس مغز کش ناشی از یک آلودگی ، یا به عبارتی ۲ برادر ناتنی زاده شده از یک مادر، را ساختند و نقشه کشیدند کدام ویروس به کدام منطقه برود، به انواع زیرو بم و احتمالات ممکن هم به اندازه کافی اندیشیده اند..اینها کمونیزم را ساختند و به شوروی فرستادند وقتی دیگر بلای جانشان میشد، شوروی را از هم متلاشی کردند..سلاح اتمی به ایران فروختند ولی نزدیک به میوه دادن که برسد، ریشه و بنیانش را بر هوا خواهند فرستاد..با پوزش از جناب گاو که هم بی آزار است هم به ما گوشت میدهد و هم شیر، دستگاه های زایش مسلمانان هم (زنان)که در حد کافی تولید مثل کنند و به حد تعرفه برسند، به طریقی نسلشان را منقرض خواهند کرد..تازه اینها به این سیستم ها هم اکتفا نمیکنند و تعداد بیشماری سوپاپ های اطمینان هم در نظر میگیرند..در نمونه کشور ما سوپاپ های اطمینانشان مصدق و حزب توده و بود..که اگر خدای ناخواسته، در تاریخ آن کشور بر فرض محال یک آریو برزن یا کوروش پیدا شود ، که از دست قضا سرشان آمد ویک ابر مرد از کوه های الشت ظهور کردنو بهمراه پسر رشید و خلفش توانستند سکان این کشتی شکسته را به مدت ۵۷ سال به دست بگیرند و خلاف جریان آب شنا کنند ، این سوپاپ های اطمینان مصدقی و توده ای هرگز اجازه اتحاد و منسجم شدن این ملت را ندهند و آنان را دائم مثل سگ و گربه به جان هم بیاندازند تا منافع اربابان ذکر شده در بالا، در خطر قرار نگیرد..زمانیکه این ۲ مرد بر خلاف انتظار آنان ساختند و ساختند، اربابان بازی شطرنج را جلوی خود گذاشتند و طبق معمول در آخرین لحظه با یک حرکت کیش-مات، که بدون این سوپاپ های اطمینان ممکن نبود، نتیجه را به نفع خود تغییر دادند..جهان خواران که عملکرد شاهنشا ه را مطابق نقشه های خود نمیدیدند، در ظاهر خود را موافق و در خفا نقشه نابودی اش را میکشیدند...در حالیکه او سلاح میخرید و به ساخت و آبادانی مشغول بود،آنها نقشه بر اندازی و در اختیار قرار دادن سلاح ها جانشینان دست نشانده را میکشیدند تا بر روی هم سلاح بکشند و باز محتاج خرید شوند.. آنان هم در این بین به نفت و گازشان و و و و رسیدند
بنابر این، تصور برتری جمیعت مسلمانان، تصوری خام و بی پایه است..سازنده ویروس های یاد شده، کوچکترین قوانین احتمالات را هم مد نظر قرار داده اند ..هدف هیچکدام از چیز هایی که به نظر میرسد نیست.
شهر شهر شهر فرنگ است..شهر از همه رنگ است ولی در لحظه و ثانیه مقرر، شهر اگر چه شلوغ است، آب و جارویی اساسی خواهد شد و بعد دوباره به خماری فرو خواهد رفت...و تنها عاملی که طرح های جهان خواران را نقش بر آن خواهد کرد، اتحاد ایران است..پاینده ایران ......

ايران کوچک در قلب نقشه جديد امريکا

شا_آریامهر ...
 
توجه......توجه ..ايران کوچک در قلب نقشه جديد امريکا که حوادث پاکستان مقدمه تحقق آنست
در انتظار ظهور کشورهای تازه بنیاد در منطقه
آنچه را می خوانید، خلاصه ایست از یک مقاله تحلیلی Globalresearch- نوشته میشل شوسودفسکی که دیماه 1386 در منتشر شد. تمام رویدادهای 3 سال اخیر در تائید آن تفسیری است که دراین مقاله تحلیلی مطرح شده است. یعنی "نفت" در مرکز تمام رویدادهای منطقه، مقدمه چینی برای ...تشکیل بلوچستان بزرگ و تسلط کامل امریکا بر تنگه هرمز از طریق بلوچستان بزرگ، تجزیه پاکستان و افغانستان و سپس فروپاشی جغرافیائی ایران.
پشت آن سیاستی که درجمهوری اسلامی طی 7 سال گذشته به اجرا گذاشته شد، دست هائی قرار دارد که همین استراتژی امریکا را پیاده می کند. مهم نیست که چه کسی بلندگوی این سیاست است و آن کس عامل است و یا عامل نیست، مهم آنست که مشاوران و خط نگهدارهای پشت صحنه چه کسانی هستند. یعنی همانها که ملت ایران آنها را نمی شناسند!
خلاصه مقاله مورد اشاره:
«استراتژی ایالات متحده که عملیات پنهان اطلاعاتی به آن کمک می کند، شامل هدف گیری اختلافات قومی و مذهبی، تعمیم و حمایت مالی از جنبش های تجزیه طلب از یک سو و تضعیف نهادهای دولت مرکزی از سوی دیگر می باشد.
هدف گسترده تر ایالات متحده، از هم پاشی دولت شهرها و ترسیم دو باره مرزهای عراق، ایران، سوریه، افغانستان و پاکستان است.
ذخائر عظیم نفت و گاز پاکستان عمدتا در بلوچستان قرار دارد، خطوط لوله های نفتی که از این استان می گذرد. بلوچستان از لحاظ وسعت، 40 در صد خاک پاکستان را تشکیل می دهد و صاحب ذخائر مهم نفت و گاز و همچنین ذخائر وسیع مواد معدنی می باشد.
خطوط لوله ایران به هند نیز از بلوچستان می گذرد. بلوچستان همچنین بندر دریائی عمیق دارد که چین بر روی آن سرمایه گذاری کرده است و فاصله زیادی از تنگه هرمز ندارد که 30 درصد نفت روزانه جهان از طریق خط لوله و کشتی از آن می گذرد.
پاکستان به طور تخمین، 25/1 تریلیون فوت مکعب ذخیره گاز دارد که 19 تریلیون آن در بلوچستان قرار دارد. در میان کنتراکتورهای نفت و گاز باید از بریتیش پترولیوم، ای ان آی ایتالیا، اوام دی اطریش و بی اچ پی استرالیا نام برد. بر پایه گزارش های نشریه نفت و گاز، ذخائر تائید شده نفت پاکستان بالغ بر300 میلیون بشکه است که بیشتر آنها در بلوچستان قرار دارد. بر آوردهای دیگر نشان می دهد که ذخائر نفت در بلوچستان بر6 تریلیون بشکه می رسد که برخی از آنها در ساحل این استان و برخی دیگر در بستر دریا قرار دارند.
ذخائر انرژی استراتژیک بلوچستان موجب شده است تا موضوع جدایی طلبان بلوچ اهمیت تازه ای پیدا کند.
واشنگتن طرفدار ایجاد "بلوچستان بزرگ" است که باید با ادغام مناطق بلوچ نشین پاکستان و ایران و احتمالا بخشی از جنوب افغانستان تشکیل شود تا به پروسه ای منتهی شود که حاصل آن فروپاشی سیاسی در ایران و پاکستان باشد.
ایالات متحده با استفاده از حس ناسیونالیستی مردم بلوچ سعی دارد تا شورش در داخل بلوچستان ایران را دامن بزند. جنگ در افغانستان سیاست پشت پرده مفیدی است که نتیجه آن بالا رفتن حس نظامی گری در میان بلوچ ها خواهد بود.
بلوچستان آزاد باید متشکل از بلوچستان پاکستان و ایران به عنوان یک موجودیت واحد سیاسی باشد. قلمروی پاکستان بدینسان تقریبا به 50 درصد مساحت فعلی می رسد . علاوه براین، در صورت تغییر و تحولات پیشنهادی، پاکستان از سواحل طویل خود در دریای عربی نیز محروم خواهد شد.»

بچه ها این گربهه ایران ماست

بچه ها این نقشه جغرافیا ست ....بچه این این قسمت اسمش آسیاست
شکل یک گربه در اینجا آشناست چشم این گربه به دنبال شماست
بچه ها این گربهه ایران ماست

بچهها این سرزمین نازنین دشمن بسیار دارد در کمین
...داغ دارد هم به دل هم بر جبین بوده است نامش از قدیم ایران زمین
یادگار پاک قوم آریاست بچه از هر گروه و هر نژاد دست در دست هم باید بداد
فارغ از هر زنده باد و هر مرده باد سر به راه مملکت باید نهاد .......

نقشه جدید خلیج فارس بر روی گوگل

شا-آریامهر 

This is my new search on Google maps for Persian Golf...thr rose arrow is the only thing that shows the Golf....NO NAME!
 
نقشه جدید خلیج فارس بر روی گوگل. همانطور که میبینید گوگل نام پارس را از روی نقشه حذف کرده و صرفا به نام خلیج که حتما به زودی عرب هم به آن افزوده خواهد شد، اکتفا نموده..

وای بر ما ایرانیان

کارخانجات اتومبیل سازی مزدا با در سال 1975 میلادی علامت تجاری خود را بعنوان سمبل ارتباطات این کارخانجات بزرگ معرفی نمود
منشاء و مفهوم علامت کارخانجات مزدا
بنا به اعلام مسئولین ذیربط نام این کمپانی یعنی (( مزدا )) از کلمه ((اهورامزدا )) که در تمدن های باستانی در آسیای غربی به خداوند خطاب میشده انتخاب گردیده است. مسئولین کمپانی میگویند : ما کلمه اهورامزدا را بعنوان (خدای فرزانگی هوش و فراست و همسانی) تفسیر کرده و آن را نشانه تمدن هم برای غرب و هم برای شرق میشناسی

You are born brightly

اگر پنجاه میلیون نفر هم به یک چیزی احمقانه باور دارند، آن چیز همچنان احمقانه است
You are born brightly....you shall never be lost....

اوریانا فالاچی، در مصاحبه ای با وینستون چرچیل از او سوال میکند:آقاي نخست وزير، شما چرا براي ايجاد يک دولت استعماري و دست نشانده به آنسوي اقيانوس هند مي رويد و دولت هند شرقي را بوجود مي آوريد ، اما اين کاررا نمي توانيد در بيخ گوش خودتان يعني در ايرلند که سالهاست با شما در جنگ و ستيز است انجام دهيد؟

وينستون چرچيل بعد از اندکي تامل پاسخ مي دهد:براي انجام اين کار به دو ابزار مهم احتياج هست که اين دوابزار مهم را درايرلند دراختيار نداريم .خبرنگار سوال مي کند اين دوابزار چيست؟ چرچيل در پاسخ مي گويد:

اکثريت نادان و اقليت خائن

کاوه آهنگرم ، کوروش منم نادر منم

شا _آریامهر
 
ای بانگ از این آتش که اندرون سینه است ...خانه ات ویران کنم، آتش زنم کاشانه ات
سر به دارو سر به کارو سر به افیون داده ی .....کاسه سر بشکنم، ویران کنم سامانه ات
بر خرابات وطن جام دو زهر لب میزنی......گرز رستم بر کشم، از جا در آرم ریشه ات
ای که با خون وطن در آسمان هفتمی....روزگارت بگذرد، بنیان کارت بر فتد
هان ای شیر وطن خورشید من افراشته تن.......کاوه آهنگرم ، کوروش منم نادر منم
... در سرای من شیران دو سر آماده اند ....تا که بر بندت کشند، آتش زنند عمامه ات
تخت جمشیدم دگر هرگز نبیند نامی از ...سیرت و صورت و بنیان ان ره توشه ات
 

دور شو ، کور شو، نابود شو از سامان من

شا_آریامهر
 
ظلم! برخیز و برو از میهنم، خانه ات ویران شود.......از من خونین جگر دیگر چه میخواهی! پایه ات ویران شود!    

 بس که اشک افشاند این ملک بلا، پر پر شدم!.......از من و تاریخ من دور شو بی بنیان شدم!

سر در کدامین درد و نفرین داشتی بر جان من؟.....دور شو، کور شو، نابود شو! از سامان من!
... .
.....دور شو ، کور شو، نابود شو از سامان من...

از ملت ایران در شگفتم……….

 شا_آریامهر
..۳۳ سال است در ایران روز ۱۵ خرداد تعطیل و قیام ملی و آغاز حرکت انقلاب اسلامی خوانده میشود و یک نفر نیست برود تحقیق کند ببیند این روز چگونه قیام ملی بوده که منجر به شورش ۵۷ شده؟ ملتی که خود بر ضد خود بر خیابان میرود چون نمیداند و نمیخواهد بداند! اگر آن روز مردم میدانستند کسی به نام خمینی، با دادن حق رای به زنان کشور، بالای منبر رفته و وای اسلام وای اسلام می...کند باز هم لچک به سر میکشیدند و مرگ بر شاه میگفتند؟؟

۱۴۰۰ محرم میگیرند و عزاداری میکنند و هنوز زحمت ۲ خط کتاب خواندن را به خود نداده اند و ملتی قصه گو و قصه پرستند و
سال هرگز نفهمیدند کسانی که برایشان عزاداری میکنند، جز قاتل پدرانشان و متجاوز به مادرانشان و مام وطن نیستند

از ملت ایران در شگفتم که چگونه از مسولیت گریخت و همچنان میگریزد و اگر افسانه پرست است چطور از کوروش ها و بابک ها و آرش ها افسانه نساخت تا وقتی که نام آنان از کتابهای درسی حذف شد، حفظ مسولیت کند و افسانه هارا زبان به زبان به گوش نسل های بعدی برساند و به جای ان تخم کینه و نفرت را نسل به نسل انتقال داد؟

سالهاست روز ۱۶ آذر را روز دانشجو مینامند چون رژیم آخوندی آن را به این نام نامید و کمی زحمت به ذهن خود نمیدهند که با یک حساب سرانگشتی که از عهده هر کودکی بر میاید به این نتیجه گیری برسند که هر روزی که این ها بزرگداشت میگیرند و هر شخصیتی که این ها به آن بها میدهند، بر ضد این ملت و دشمن ایران بوده؟ آیا این ملت میداند که ۱۶ آذر هرگز روز دانشجو نبوده و بر عکس ننگی است بر دامن دانشجو؟
احمد قندچی و مهدی شریعت‌رضوی معروف به آذر شریعت‌رضوی برادر همسر علی شریعتی دو هوادار حزب توده و مصطفی بزرگ ‌نیا، هوادار جبهه ملی آشوبی را انسجام دادند که منجر به درگیری و مرگشان شد؟.. روزیکه مزدوران و خائنین حزب توده و جبهه ملی هدفمند به شورشی جهت خدشه دار کردن امنیت کشور دست زدند که با هوشیاری نیروهای مستقر در دانشگاه خاتمه یاف حال این سه مزدور را قهرمان مینامند و هرگز نامی از جنبش راستین دانشجویان تیرماه ۱۳۷۸ بزبان نمی آورد و رژیم همگام با خودفروشان ایران ستیز صدای راستین دانشجویان را همچون زنده یادان اکبر محمدی و عزت ابراهیم نژاد با قتلشان خفه کردند و تنها بازمانده این قیام حقیقی بهروز جاوید تهرانی در زندان اسیر و نامی از این قهرمان برده نمی شود
مصدق را اسطوره کرده قهرمان ملی شدن نفت میخوانند، و نمیدانند اگر مصدق در ۶۳ سال زندگی سیاسی از ۸۴ سال عمره خود یک کار مفید انجام داد، ان را هم با سمت نخست وزیر ایران و به دستور شاه وقت، محمد رضا شاه پهلوی انجام داد و سخنگوی دولت بود و نه بیشتر ؟ و ضرر و برای ایران بسیار بیشتراز همین یک کار مفیدش بود؟ مصدق بود که برای اولین بر دولت دینی خواست و گفت مملکت ما مملکت محمد رسول الله است و اسلامی بودن ان مهمتر از ایرانی بودن ان است؟؟ آیا ملت ایران هرگز گفت که مصدق یک شازده قاجار است؟

من ایرانیم ولی از ملت ایران در شگفتم..ملتی که به دنبال قصه است و قصه گویی او تمامی ندارد و به علم و دانش و تاریخ شناسی او ارجحیت دارد..به قول استاد عزیزم..بهرام پارسا که میگوید ما ایرانی هستیم و گوشهایمان برای قصه خیلی باز و شنواست ولی چشمهایما ن برای مطالعه بسیار تنگ و ضعیف

سوالی مضحک و مغرضانه! چرا شاه با جدایی بحرین موافقت کرد

 کتاب هایی را که میگویم از کتابخانه ملی یا هر جایی تهیه کنید و اگر میخواهید شهر را شلوغ کنید بر سر این کتابها فریاد کنید که گوینده تاریخند و اکثر نویسنده های آنان از مخالفان شاهنشاه آریامهر.

کتابها: دایرت المعارف اسلامی، جلد یازدهم، صفحه ۴۱۰
تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران؛ انقراض قاجاریه، نوشته ملک الشعرا بهار، جلد اول از چاپ اول صفحه ۳۵۱
خاطرات محمد مصدق
سیر تحول صنعت نفت در ایران و خاور میانه؛ نوشته دکتر منصورکشفی، چاپ دوم، صفحه ۱۳۶
ایران در عصر پهلوی؛ نوشته دکتر مصطفی الموتی، جلد هفتم، صفحه ۱۵۲
و با تشکر فراوان از کدبان مهدی شمشیری که گرد آورنده اصلی مطالب تاریخی هستند و من فقط قسمت هایی به آنان افزوده، یا قسمت هایی از آن کاسته ام تا در حوصله خوانندگان دراید..

شیخ محمد بن خلیفه حاکم بحرین پس از غلبه بر مخالفان داخلی به انگلستان متوسل شده قرار دادی با این کشور به امضا میرساند مبنی بر اینکه کشتی های انگلیسی اجازه یافتند کشتی هایی را که به بحرین رفته یا از بحرین بار گیری و خارج میشوند را تفتیش کنند و این اولین جای پای انگلیس در بحرین بود
.. این در زمانی است که انگلستان هنوز پای های استعماری قدرت خود را همانگونه که بعد ها در اواسط و اواخر دوره قاجاریه محکم کرده بود و ایران را عملا تبدیل به یک مستعمره اعلام نشده کرده بود،، بر زمین نزده است

در ان زمان انگلیس هنگامیکه در صدد تصرف مملکتی بر می آماده، اول شورشی احمقانه را در آنجا توسط مردم و ساکنین منطقه ترتیب میداده به گونه ای که به منافع و متعلقات انگلیس حمله کنند و در راه پیش برد عظمت دولت، از دست دادن عده ای خدمتکار خویش نیز امر مهمی به شمار نمی آمده ( قابل توجه خوانندگان محترم در مورد حمله به سفارت انگلیس..همان گونه که میبینیم طبق شواهد تاریخی این سیاست انگلیس سیاستی کهنه و ریشه دار است و در جریان سیاست های استعماری این کشور بارها انجام شده است جالب است که اکنون بعد از یک قرن و نیم هنوز بعد از افتضاح اشغال سفارت، برخی از این اتفاق تعجب میکنند!).

ملک الشعرای بهار ( لازم به ذکر است که وی از مخالفان رضا شاه بوده است)این بلوا را چنین توصیف میکند:
بیستم اردی بهشت ۱۳۰۲، تقریبا دار ساعت ۹ صبح، هنگام خرید و فروش یک قاب ساعت، میان یک عرب نجدی و یک ایرانی نزاع در میگیرد و پس از ان به خیال ایرانیان نزاع پایان یافته است...ولی اعراب نجدی مسلح شده، بر ایرانیان حمله میکنند . ایرانیان مسلح نبوده فقط چوب داشتند. ۳ نفر از آنان مقتول و ۳۵ نفر زخم دار میشوند و ۵ نفر مفقود. پس از یک ساعت و نیم درگیری، ایرانیان مجبور میشوند به خانه های خود گریخته و مدت ۲۵ روز در خانه ها از ترس جان پنهان شوند. در این هنگام اعراب وهابی به اعراب شیعه حمله کرده ۸ مرد و ۲ زن مقتول و ۲ زن دیگر زخم دار میشوند.

در این هنگام وزیر خارجه وقت ایران، محمد مصدق نامه ای به دولت انگلیس نوشته و برای حفظ جان و مال مردم کمک دولت انگلستان !را خواستار میشود، این نامه سندی قابل قبول برای مداخله بریتانیا شناخته شده، بدین گونه انگلستان یک کشتی با ۲ ارابه توپ و ۴۰ سرباز هندی! در بحرین پیاده میکند و از این زمان به بعد نفوذ دولت ایران در بحرین از بین رفته، انگلستان به طور نا گفته، بحرین را متعلق به خود میداند.

این موضوع در جلسه سری مجلس در دوران سردار سپاه رضا خان وزیر جنگ وقت (رضا شاه آینده) مورد بررسی قرار میگیرد و سردار سپاه اصرار میورزد که ما با کشتیهای جنگی پرسپولیس و مظفری که از انگلستان خریدیم میتوانیم خودمان به بحرین برویم و ۲ ارابه توپ ببریم و ۴۰ سرباز هم که داریم من هم که وزیر جنگ هستم ولی با و مخالفت کردند و حتی سردار سپاه از فرط ناراحتی گریست..(عرض کردم که ملک الشعرا از مخالفین سر شناس رضا شاه است)

اینکه چگونه نخست وزیر وقت مستوفی الممالک را با حیله مدرس خائن بزرگ که در قرارداد ۱۹۱۹ نیز رشوه کلانی از دولت فخیمه دریافت کرد، استیضاح کردند تا مشیر الدوله خائن به نخست وزیری برسد و مصدق وزیر خارجه و چه خیانتها مرتکب شدند در حوصله این متن نمیباشد..مصدق خود در خاطراتش میگوید، هر وقت دولت انگلستان جویای منفعتی بود مشیر الدوله را سر کار میاورد.. آخر سر هم که پای بر زمین کوفت و گریه کرد که که من جان ایرانیان را نجات دادم و اگر از انگلیس کمک نمیخواستم، اعراب نجدی ایرانیان را قتل عام میکردند.
ملاحضه فرمودید؟ پس به چه دلیل در هیچ کجا نمیگویند که بحرین از همان سال ۱۳۰۲ به اشغال انگلیس در آمد؟ پس چرا با غرض ورزی تمام حرفی از مخالفت سردار سپاه با فرستادن نیروی دریایی انگلیس سخن نمیگویند؟چرا از نامه مصدق به دولت بریتانیا که عامل اصلی اشغال بحرین بوده حرفی به میان نمییاد؟ در همان سال، انگلستان امتیاز تاسیس نمایندگی دائمی در بحرین را گرفت و سر چالرز بلگرین را به آنجا فرسستاد که به قدری در مدت ۳۴ سال اقامت خویش در بحرین، به تحریک اعراب برای تغییر نام خلیج فارس به خلیج عرب پرداخت و خشم مردم منطقه را بر انگیخت که در نهایت دولت فخیمه مجبور به استرداد و جایگزینی این شخص گردید.

بحرین فقط ۲۵ کیلومتر با عربستان سعودی فاصله دارد..در کتاب دکتر منصور کشفی میخوانیم، جزیره بحرین از نظر جغرافیایی ای برای بار گیری و صدور نفت خام و ساختن پالایش گاه بسیار مناسب به نظر می آمد. در واقع نزدیکی آن به عربستان سودی و قطر بود که به اهمیت آن می افزود. بنا بر این بلافاصله بعد از کشف نفت در بحرین در تیر ماه ۱۳۱۴، شرکت نفت بحرین پالایشگاهی احداث کرد که در سالهای جنگ جهانی دوم گسترش فراوان یافت. البته اکثر نفت خام این پالایشگاه از نفت خام عربستان تغذیه میشد .زیرا تولید نفت بحرین روزانه فقط معادل ۳۰،۰۰۰ بشکه بود .نفت ابتدا از عربستان سودی به وسیله نفتکش حمل میشد. ولی بعداز مدتی خط لوله ای به قطر ۱۲ اینچ و به طول ۵۶ کیلومتر از عربستان به بحرین کشیده شد که دو سوم آن زیر آب قرار دشت.

در سال ۱۳۲۶، خط لوله دیگری با همین ضخامت کشیده شد که ظرفیت خط لوله را به ۱۲۶،۰۰۰ بشکه رساند. در سالهای قبل از ملی شدن صنعت نفت حدود ۸۵ در صد این ظرفیت از عربستان تغذیه میشد..بطور کلی شرکت نفت بحرین اولین شرکت نفتی در خاور میانه بود که صد در صد به شرکت های نفتی تگزاس و استاندارد کالیفرنیا تعلق داشت. در تمام مدت هم دولت ایران اعتراض کرده بود هم برای پالایشگاه شرکت های خارجی هم برای خط لوله عربستان. توجه داشتید که این شرکتها در سال ۱۳۱۴ تاسیس شدند و بحرین در سال ۱۳۰۲و با نامه کمک مصدق توسط انگلستان اشغال شده. در حالیکه محمد رضا شاه پهلوی در شهریور ۱۳۲۰ به سلطنت رسید؟ و سالهای اولیه سلطنت وی همانطور که همه میدانند مصادف بود با سالهایی که سال آشوب و هرج و مرج خوانده میشود که وقایع و ترور های بسیار اتفاق افتاد ...آیا برای محمد رضا شاه در آن سالها امکان داشته که با ۲ ابر قدرت در آن جزیره با نیروی دریایی آن زمان بجنگد؟ مستحضر هستید که انگلستان همیشه حضور داشته و برای دادن امتیاز پالایشگاه به امریکا از امتیازات کلانی بر خوردار شده...در سیاست بین الملل وقتی کار با ملاطفت پیش نرود، چاره جنگ است...آیا محمد رضا شاه پهلوی در آن سال با آن نیروی دریایی میتوانست با ۲ ابر قدرت و عربستان بجنگد؟
در سوم شهریور ۱۳۲۰ کشور ایران بوسیله قوای سه کشور انگلستان، شوروی و آمریکا اشغال گردید و رضا شاه از سلطنت خلع گردید و دولت انگلیس خواستار سلطنت پسر محمدحسن میرزا نوه محمدعلی شاه قاجاربود ولی ولیعهد وقت یعنی محمد رضا شاه به سلطنت نشست...از آن سال تا سال ۱۳۲۹ که سال ملی شدن نفت بود، سالهای هرج و مرج و شورش نامیده شدند..دربهمن ماه ۱۳۲۷ ماجرای ترورشاه در دانشگاه تهران اتفاق افتاد بدین معنی که ایران تا آن سالها کاملا درگیر مسائل داخلی خود بوده، تقصیری که همه میدانند نه متوجه محمد رضا شاه بلکه خود قربانی و درگیر ان بوده این همه در حالیست که جزیرهٔ بحرین از سال میلادی ۱۷۸۳، به دست خاندان آل خلیفه (که از اعراب شبه‌جزیرهٔ عربستان بودند) افتاد که از قرن نوزدهم تا سال ۱۹۷۱ تحت‌الحمایهٔ انگلیس بودند و در دوران قاجار و پهلوی، ایران هنوز دورادور مدعی مالکیت بر بحرین بود تا آنکه حكومت بحرين كه تحت نفوذ انگليس بود براي تأثيرگذاري بر نتيجه نظرخواهي مصمم شد تا ساختار جمعيتي اين سرزمين را با اكثريت دادن به عربها دگرگون سازد. در اين راستا هزاران فلسطيني و نيروي كار عرب از كشورهاي منطقه به بحرين هجوم آوردند و پس از ان اقدام به سر شماری کردند ؛ ۶۰ در صد عرب ،۲۰ درصد هند و پاکستانی، ده در صد ایرانی و ده در صد از ملل دیگر بودند. بدینسان ایران با توطئه ای که توسط بریتانیا صورت پذیرفت به ناچار ادعای حاکمیت بر بحرین را کنار گذاشت

کسانیکه میگویند شاه چرا شاه چرا اگر راه حل ندهند ایراد مغرضانه است..اگر شاه در ان زمان با بحرین که عملا از دسترس ما دور بود و دست اجانب از قبل از پادشاهی خانواده پهلوی در آن جزیره دراز بود و مدیریت و نظارت میکرد، به جنگ بر میخاست، نمی توانست در سال ۱۳۵۰ که ۳ جزیره تنب کوچک و بزرگ و ابو موسی را گرفت، آنها را به نفع خود مصادره کند...در آن زمان صدام بلوایی به پا کرد و از کشور های عرب منطقه کمک خواست که موضوع را به سازمان ملل ارجاع دهند ولی هیچکدام از دول اعراب جرات نکردند..دقت کنید، جرات نکردند در مقابل قدرت شاه که در آن زمان قدرت نظامی بسیارقوی تبدیل شده بود (سال ۱۳۵۰) ، دم بر آورند و ۳ جزیره توسط ایران مصادره شد

ویکی پدیا

شا_آریامهر
 
دیگر نمیدانم از چه چیز و چه کس اظهار تنفر و رنجش کنم...تا به حال به ویکی پدیا سر زدید تا بیوگرافی محمد رضا شاه پهلوی را بخوانید؟ داستانی بس مغرضانه و با تعمد در جهت کوبیدن و نیش زدن به ایشان...نفرات انگیز این است که به عنوان یک رسانه آزاد! در همه جا از ایشان با نام محمد رضا!!! یاد میکند! حال به صفحه ناصردین شاه یا مظفردین شاه بروید...همه جا وصله شاه از این آقایان آویزان است...آیا تا به ح...ال کسی شنیده است که مظفردین شاه را مثلا مظفر یا مظفر خان بخوانند؟ یا ناصردین شاه را ناصر بخوانند؟ تازه شاه هم کافی نیست حتما مینویسند مظفریدین شاه قاجار. هیچکدام از ما دل خوشی از این طایفه که سرزمین پهناور ما را بر باد دادند و ایرانی هم نبودند نداریم ولی آنان را چگونه مینامیم؟ جز با ادب و تربیت خانوادگی خودمان؟
در اساس نام ویکی پدیا میخوانیم: According to the rules on the English Wikipedia, each entry in Wikipedia to be worthy of inclusion must be about a topic that is encyclopedic and is not a dictionary entry or dictionary-likeA topic should also meet Wikipedia's standards of "notability" which usually means that it must have received significant coverage in reliable secondary sources such as mainstream media or major academic journals that are independent .
حال در مقولهNotability
چه چیزی قابل ذکر تر از عنوان شاه برای یک شاه است؟؟ ..مخالفین خاندان پهلوی که به شدت با این دوران پر افتخار پهلوی ضدیت و پدر کشتگی دارند چطور؟ آنها هم همینطور، با کمال احترام و با لفظ شاه قاجار از آنها یاد میکنند...حال بروید در صفحه مصدق! آنچنان دکتر دکتر را به ا و بستند که به جزو بخشی از نام این شازده قاجار که در تمامی مدت زندگی سیاسی به خوبی به اربابش انگلیس خدمات کرد، در آمده! یا شریعتی روان پرش که معلوم نیست چطور یک لیسانسه ادبیات با یک سال فرانسه رفتن دکتر شد؟ باری به هر جهت ، ویکی پدیا و بقیه چه بخواهند و چه نخواهند ، محمد رضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران بوده و خواهد بود..ولی برای این دایره المعارف دلیل کافی باید این باشد که فرزند رضا شاه بزرگ شاه وقت بوده و به سلطنت نشسته و تا روزی که پای بر خاک ایران داشته، شاه ایران بوده...و بی احترامی به ایشان نه تنها چیزی را عوض نمیکند بلکه توهینی به شخصیت مغرض خود این رسانه به شمار می اید که در زمان آزادی ایران باید در برابر این ملت جوابگو باشد..و وطن فروشان و بی وطنان هم که به شدت از تاریخ،فرهنگ و تمدن ایران باستان متنفر هستند«جهان وطن» بوده و «نا کجا آباد» برای مردم می خواهند، تکلیفشان روشن است..
.که هر کس به تاریخ خود احترام نگذرد به خویشتن خویش بی حرمتی کرده است و بس.. به قول زنده یاد احمد کسروی: آنان که تاریخ و فرهنگ خود را از دست داده اند، مردم بدبختی هستند، بدبخت تر از آنها کسانی هستند که در باز یافتن تاریخ و فرهنگ از دست رفته خود تلاش نمی کنند، اما بدبخت ترین مردم کسانی هستند که تاریخ و فرهنگ خود را به ریش خند می گیرند

شیرهای مسخ شده و.سه شنبه سکوت!


شا_آریامهر ..


.سه شنبه سکوت! هفته سکوت! من فریاد دارم چرا باید سکوت کنم؟ من از این بی عدالتی باید فریاد بزنم. باید داد بکشم باید حنجره مو پاره کنم ...۲ سال سکوت، راهپیمایی سکوت، شمع ، سوت، شب چله چراغانی...این مسخره بازی ها چی؟ بیدار شین ملت!حرف بزنید، بنویسید، داد بزنید..برین بیرون دسته جمعی برقصد، بخونید ولی سکوت نکنید..شعور ملی ما رو به بازی گرفتن ...تو مصر رفتن تو میدون تحریر بادکنک هوا کردن نه؟ یا با دهان چسب زاده رفتن مظلومانه اونجا وایسادن تا بسیجی هو شون کنه یک گلوله هم یادگاری بزاره تو پیشونیشون.. از ما شیر مصنوعی ساختن .. ...بزنین بشکنن این سکوت رو...بیدار کنین اون شیر های مسخ شده درون رو...ما بچه های ایرانیم...ساکت و مسخ نمیمانیم..

مشخصات ایرانیان از دیدگاه انگلیسی ها

انگلستان در سال 1329 گروه تحقيقاتی را تشکيل می دهد تا علت و زمينه های بحران در ايران را پيدا کند . از جمله پژوهش در مورد روانشناسی ايرانيان بوده، که يک ديپلمات انگليسی بعد ازتحقيق اينگونه ايرانيان را توصيف می کند: !!“ ريا کاری بدون دستپاچگی، اعتقاد به قضا و قدر، اهميت ندادن به زجر کشيدن …!! ايرانيان عادی تو خالی و بی اخلاق و هميشه مشتاق قول دادن در قبال کارهايی اند که قادر به انجام دادنش نيستند و ...يا اصلاً قصد انجام دادنش را ندارند.!! !! اهل طفره رفتن، فاقد انرژی و استقامت!! ، اما تابع قدرت و انضباطند. فاقد هویتی مشخص ، عربی- فارسی ؟ به گذشته افتخار میکنند ولی به آن خیانت. ضعیف کش و بیگانه پرست. خود را از عربها جدا ولی عرب دوست هستند و شکست در مقابل انها را افتخار میدانند مرده پرست و زنده کش . کسی که به انها بدی کنند و آنها را خوب بترساند ؛ستایش کرده و مقبره و گنبد برایش میسازند. لجباز ؛ حتی اگر به ضررشان باشد. بالاتر از همه، از توطئه و تبانی لذت می برند!!! و هر زمان که منافعشان حکم کند، به آسانی از اعمال غير اخلاقی تبعيت می کنند!!!. ايرانی، دروغگويی ماهر است!!، اما انتظار ندارد که گفته هايش را باور کنند!!. ايرانيها در زمينه های فنی, به راحتی معلوماتی سطحی کسب می کنند و خود را متقاعد ميسازد که به معلوماتی عميق دست يافته اند .” تحقيقات انگليسی ها در مورد ايرانی ها زمانی جوابی غير از اين خواهد داد که هر يک از ما تصميم بگيريم در مقابل اين عادات زشت ريشه دار تاريخی مان مقاومت کنيم و هزينه اش را بپردازيم سعی کردن برای تغيير عرف يعنی در خلاف جهت جريان رودخانه شنا کردن آيا ما آدم های مبارزی هستيم؟

رضا شاه کبیر و دستور فوری ساخت آرامگاه کریم خان زند

شا_آریامهر

  هفدهم مهرماه سال۱۳۰۴: رضا شاه در این روز که اولین فرصت بعد از رسیدن تاج وتخت ایران بود دستور داد که استخوان سر بریده شده شاه زند و استوانهای پادشاه بزرگ ایران نادر شاه افشار را با احترام وتشریفات خواصی از زیر پله ها کاخ گلستان بیرون آورده و در زاویه مقدسه بخاک بسپارد. این استخوانها در طول مدت یکصد وپنچاه سه سال سلطنت سلسله قاجاریه هر روزه لگد مان این افراد میشد.

در همان روز بازماندگان کریمخان از شیراز به تهران آمده و درهنگام بیرون آوردن سر کریمخان شمشیر کریمخان که تا آنزمان در اختیار باقی مانده خاندان زند بود با عریضه ای تقدیم رضا شاه میکنند.

قطع دست تیمسار رحیمی، نخستین کارنامه انقلابی ابراهیم یزدی..

.شا_آریامهر
 
او در آمریکا و اروپا، همراه علی شریعتی، صادق قطب‌زاده و مصطفی چمران به ایجاد نهضت آزادی ایران در خارج از کشور، فعالیت در کنفدراسیون دانشجویان ایرانی که بعدها به تأسیس انجمن اسلامی دانشجویان منجر شد و ماهنامۀ «پیام مجاهد» به سر دبیری خود او !! مشغول بود. شروع حکمرانی ابراهیم یزدی دبیر کل نهضت آزادی, متعهد درجه یک جبهه ملی مصدق الهی ها ...این ب...ود قطع دست در همان روزهای اول انقلاب...حال به مظلوم نمایی افتاده و میگوید ما نمیدانستیم خمینی اینطوری بود! تو که قطع دست میکردی چه چیزی کمتر از خمینی داشتی ؟؟ وی از اول شورش ۵۷ در اعدام ها دست داشت و با بی ادبی و گستاخی هر چه تمامتر از افسران شجاع ، بازجویی میکرد که در ویدئو های به جا مانده هویداست...
.وی در هنگام اعدام تيمسار رحيمی از وی خواست بگويد مرگ برشاه، تيمسار رحيمی از گفتن اين عبارت خودداري كرد و به جای ان سلام نظامی داد و گفت جاوید شاه ...ابراهیم یزدی به وی فحش خواهر و مادر داد و تیمسار به قصد نواختن سیلی به گوش یزدی، به طرفش حمله ور شد که او را گرفتند..یزدی کینه جوی وحشی، دستور داد همان دست تیمسار که با آن سلام نظامی داد و سیلی زد را ، قطع کنند.. تا تيمسار زجركش شود و بعد ا و را تیر باران کردند..در این عکس شما دست راست تیمسار را میبینید که بریده شده است...آقای نوری زاده که در پشت بام مدرسه علوی ایستاده بودید و شاهد همه چیز بودید ...به خاطر می آورید بله ؟؟؟

A TRIBUTE TO MUSTAFA KEMAL ATATURK

شا_آریامهر. ...
 
 در اینجا متنی را به شما پیشکش میکنم که هر چند نوشته خود من نیست، ولی در حین گرد آوری ان اشک بسیار ریختم..کمال آتاتورک برای رضا شاه همان بود که انور سادات برای محمد رضا شاه..احترام خاص، تواضع و فروتنی وی در برابر رضا شاه در تمامی عکس ها و تنها فیلم بجا مانده، آشکار و زبانزد است..لیک آیا در مورد این بزرگ مرد به اندازه کافی میدانیم؟ آیا از وی ...به شایستگی تجلیل کردیم؟ هرگز !! به احترام این مرد بزرگ از جای خود برمیخیزم..

کمال آتاتورک در خانوادیی متوسط به دنیا آمد. بعد از سالهای تحصیل در مدرسه بدلیل هوش سرشار نظامی و علاقه بسیار، وارد ارتش عثمانی شد .در ابتدا در طرابلس لیبی با ایتالیائی‌ها جنگید؛ او در دههٔ اول قرن بیستم به همراه گروهی از افسران ترک، که ترکهای جوان نامیده شدند، پایه‌های اصلاحات در ارتش و دولت را به نفع ملی‌گرایی ترک‌ها تثبیت کرد. در جنگ‌های بالکان به سمت فرماندهی رسید و در سال ۱۹۱۶ در تنگه داردانل و شبه جزیره گلیپولی در برابر انگلیسی‌ها مقاومت کرد و مانع اشغال استانبول توسط نیروهای بریتانیا و متفقین در جنگ جهانی اول شد. او سپس در جبهه روس نبرد کرد. در جنگ جهانی اوّل دولت عثمانی شکست خورد و مناطق بسیاری در شمال آفریقا و حجاز، سوریه، عراق به دست کشورهای بریتانیا و فرانسه افتادند. قسمت‌هایی از اروپای خاوری نیز با حمایت فاتحان جنگ به استقلال رسیدند. در اواخر سال های جنگ اول جهانی ترکیه مورد هجوم فرانسه و ایتالیا از جنوب و یونان از شرق بود. آتاترک رهبری جنگ استقلال ترکیه را بر عهده داشت. در پایان جنگ جهانی اول مردم ترکیه از بی کفایتی خلیفه عبدالحمید اول و نظام عثمانی به تنگ آمده بودند و آتاترک رهبری خيزش علیه خلافت و امپراتوری عثمانی را به عهده گرفت. درسال ۱۹۲۳ ترکیه مدرن با نظام جمهوری توسط ملی گرایان و گروه‌های مبارزه علیه اشغال بر پا شد. آتاترک از آن تاریخ تا زمان مرگش در سال ۱۹۳۸ رئیس جمهور ترکیه بود.
در سفارشات آتاترک به جوانان ترکیه آمده‌است: این جمهوریت را ما (قوای ملی) بنا نهادیم بقا و پیشرفت آن با شماست»
دو آرمان اصلی آتاتورک از ابتدای حکومتش در سال ۱۹۲۳ ساختن ملت-دولت ترکیه و ترقی خواهی بودند و او هر دو این اهداف را فقط در تمدن مدرن غرب می دید. آتاتورک می دانست که مدرنیزه کردن ترکیه با اصلاحات ظاهری بی ارزش است و او باید برای رساندن کشورش به قافله تمدن مدرن غرب تغییراتی اساسی در ساختارهای فرهنگی و اجتماعی کشورش به وجود آورد. چنین بود که او در اولین قدم تصمیم به از بین بردن بزرگترین مانع اصلاحات یعنی قدرت و نفوذ «علما» (روحانیون) گرفت. او با شجاعتی باورنکردنی بساط خلیفه گری را جمع کرد، وزارت شریعت و مسند شیخ الاسلام را برچید، مدارس مذهبی و دادگاهای شریعت را تعطیل کرد و اختیارات آنها را به دادگاههای مستقل واگذار کرد تا «به نام ملت» قضاوت کنند. او سپس در سال ۱۹۲۶ قوانین مدنی جدید ترکیه را که بر اساس قوانین مدنی سوئیس تنظیم شده بودند به تصویب رسانید و بدین ترتیب اصول و قوانین مدنی مدرن را به ترکیه معرفی کرد. همین قوانین بودند که در دهه بیست میلادی به زنان در ترکیه حقوق برابر با مردان اعطا کردند. آتاتورک تلاش بسیار کرد تا زنان با کشف حجاب به تحصیلات عالی دست پیدا کنند و پتانسیل خود را برای پیشرفت ترکیه به فعل برسانند.ترویج ملی‌گرایی ترک، جداکردن دین از سیاست، و تغییر خط عربی به خط لاتین از دیگر اقدامات وی میباشند.
او بخوبی می دانست که وظیفه بی نهایت سنگینی دارد که همانا باز سازی کشوری عقب مانده و رنجور از سالها جنگ و تزاع داخلی است و این همان کاری است که او به نجو احسن با کوشش، خلاقیت و شجاعتی فراوان انجامش داد و به خاطر آن جاودانه شد. آتاتورک در جامعه ای که کار و تجارت را عار می دانست، ابتکار و خلاقیت را حیله کافر و تمام افتخاراتش را فقط در فتوحات نظامی جستحو می کرد لباس نظامی از تن به در آورد و به رهبری با لباس شیک و مدرن غربی بدل گردید. او با این کار سمبولیک به مردمش فهماند که دوران شهادت طلبی و جهاد مقدس سپری گشته و برای باز سازی کشور، بالا بردن سطح زندگی مردم و پیوستن ترکیه به جامعه مدرن جهانی چاره ای نیست جز اینکه ارزشهایی جدید نظیر صنعت، مهارت و عقل معاش در جامعه رواج یابند.
او البته از زور و سرکوب برای بر قراری و حفظ جمهوری ترکیه بخصوص در دوران اصلاحات مهم خود استفاده کرد، اما این زور و سرکوب و حتی اعدامهای ۱۹۲۶ دیگر هرگز در ادامه حکومتش دیده نشدند تا راه برای دموکراسی و نظام چند حزبی در ترکیه هموار شود.
اما مهمترین آفریدهء آتاتورک استورهء خود او بود. او، در سرزمینی که همیشه محتاج وجود قهرمانان بود، به صورت شخصیتی استوره ای درآمده بود آنگونه که، مثلاً، یک پسر بچه، پس از این که با او دست داده بود، حاضر نشده بود تا هفته ها دست خود را بشوید مبادا کرامتی که از آتاتورک به او رسیده بود ترکش کند. از یک زن پیر دهاتی پرسیده بودند چند سال دارد و او گفته بودم «من هفده ساله ام» و توضیح داده بود که «زندگی واقعی من از زمانی شروع شده که در جریان جنگ استقلال آتاتورک را به چشم خود دیدم». کلام او برای جوانان کشورش کلامی مقدس محسوب می شد و کردارش ماهیتی استوره ای یافته و او را تبدیل به نمادی کرده بود که لازم بود برای چندین نسل «آرمان ملی» ترک ها را تعریف کند. کلمات و رفتارهای او به جوانان کشور حسی از تازگی و مددی واقعی برای زندگی پر مبارزه ای که باید صرف ریختن شالوده های نوین فردا می شد به شمار می رفت. او این همه را در زمانی اندکی بیش از ده سال انجام داده بود و برای این کار به جاه طلبی شخصی اش تکیه کرده بود که با ا گذر از معبر وطن دوستی و بر بنیاد یک انرژی و ارادهء کم نظیر انجام این کار بزرگ را ممکن ساخته بود. در او ترکیب نادری از خلقیات مشرق زمین و ذهنیات غربی در هم آمیخته بود.
آتاتورک به راستی پدر ترک ها بود. آن ترکیه که اکنون بر روی نقشه جهان حضور یافته بود تنها مجموعهء کوچک ودرهم فشرده ای از بازمانده های لحاف چهل تکهء امپراتوری عثمانی محسوب می شد که آفریدهء خود او بود. اگر او نبود همین تکهء باقیمانده یا در شکم امپراتوری های اطرافش هضم می شد و یا حداکثر به عنوان یکی از اقمار آن ها درمی آمد. او توانست از ساکنین این سرزمین یک ملت بوجود آورد، در این ملت حس وطن پرستی بدمد و برایش احترام بین المللی ایجاد کند. بعلاوه، به این ملت یک نظام سیاسی ماندگار هدیه نمود؛ و از میان ترک ها انسان جدیدی را قالب ریزی کرد که می توانست، از طریق آموزش و سرمشق قرار دادن اروپاییان، در تمدن معاصر جاهنی جایی برای خود داشته باشد

مقبره آتاتورک در آنکارا است . زمانی که به محوطهء سنگ فرش شدهء این مکان پا میگذارید اول تمیز بودن ونظم بسیار زیاد در محوطه و نیروهای دژبان و نظامی که به حالت احترام مانند مجسمه هایی بی حرکت برای تزئین محوطه بکار رفته اند توجه شما را جالب میکند . بعد از آن سادگی و بی زرق و برق بودن مزارش در عین شکوه . خبری از گنبدهای طلا یا درهایی ساخته شده از نقره و جواهر وجود ندارد همه چیز از سنگ و چوب است . در بیرون محوطه اصلی، تعدادی از ماشینها و قایق تفریحی و همچنین وسیلهء مخصوصی که با آن جسد آتاتورک را تشیع جنازه کردند دیدنی است. در کنار هر یک از این ماشین ها، تابلویی به چشم میخورد که شرح حال روز و مناسبتی که آتاتورک بر آن سوار شده بطور کامل آمده است. از جمله ماشینهایی که سوار بر آنها به پیشواز رضا شاه رفته و او را همراهی کرده است همراه با عکس های ۲ نفری ایشان .برای بازدید از این موزه زیبا هیچ گونه هزینه ای از بازدید کننده دریافت نمیشود.و بیننده را بیاد کاخهای شاه فقید میاندازد که جمهوری ننگین اسلامی آنها را مصادره کرده و از ملت ایران برای دیدن کاخهای شاهنشاه محمد رضا پهلوی، پول بلیط دریافت میکند!!!
حال شما بگویید برای چه گریه میکنم؟ آتاتورک چه کرد که رضا شاه نکرد؟ که این ادامه راه آتاتورک باشد و به بخشی از قانون ترکیه بدل شود و پادشاه ما در تبعد بدرود حیات گوید و تنها مشتی از خاک وطن را با خود به یادگار ببرد؟

درون مقبره ، بیشترین چیزی که عاشقانه جلب توجه میکند، عکس رضا شاه کبیر است که در آن ، رضاشاه با دستخط بسیار زیبایی نوشته : "به رسم یادگار، تقدیم به برادر بزرگوارم مصطفی کمال پاشا

Thursday, March 15, 2012

نخستین سنگ بنای دانشگاه ایران را بدست رضا شاه بزرگ

شا_آریامهر

 پانزدهم بهمن ماه سال۱۳۱۳:رضا شاه بزرگ نخستین سنگ بنای دانشگاه ایران را بدست خود بنیاد نهاد گفت :

مملکتی که دارای معارفی باستانی بوده باید امروز دارای دانشگاهی باشد که در خور شان آن است و ایجاد دانشگاه بصورت امروز کاری است که باید دولتهای پیش از ما خیلی قبل از این ها شروع کرده باشند و ما حالا انرا تکمیل کنیم نه اینکه تازه از پایه بنای آنرا درست کنیم .

بهر حال کازی است که از امروز شروع شده است و خیلی هم دیر است و باید با جدیت هرچه زودتر درست بشود . انجام بگیرد. ما بدانشگاه خیلی احتیاج داریم اگر دانشگاه و مدارس عالیه خوب داشتیم چه احتیاج داشتیم که فرزندان خود را باروپا بفرستیم. .

کوشش کنید تا این دانشگاه زودتر تکمیل بشود...

ساختن راه آهن سراسری ایران


شا_آریامهر
 
بیست وسوم آذر ماه ۱۳۰۶:بعد از ظهر روز یکشنبه بود ، و باد موسمی سردی میوزید که بیست و یک تیر توپ فضای تهران را پرکرد . در این حال بود که وزیر فوائد عامه در چند کیلومتری دروازه گمرک تهران که بیابان وسیعی بود در آن بیابانهای جنوب تهران محل کنونی ایستگاه راه تهران کلنگ نقره ای کوچکی را تقدیم شاهنشاه رضاشاه پهلوی کرد و شاهنشاه اولین اثر بزرگ آبادانی این کشور را بزمین زدندوو بدین ترتیب ساختن راه آهن سراسری ایران آغاز گردید

ترکمانچای چینی؟ آنهم در سال ۲۰۱۱ میلادی؟


ترکمانچای چینی؟ آنهم در سال ۲۰۱۱ میلادی؟ وقاحت از رژیم است یا از سکوت ما؟ شا_آریامهر
 
بحث امروز ۱۹ دسامبر
درست چند روز پس از شلوغی و شلخته بازی اشغال کمدی سفارت انگلیس، توجهم به خبری جالب شد که با خواندن ان از تعجب خشکم زد.سخنگوی دولت چین اعلام کرده بود که ما از حمایت ایران دست بر نمیداریم حتی اگر منجر به جنگ جهانی سوم شود..این جمله در عین سادگی، بس تکان دهنده و گویاست و اولین سوالی که به ذهن خ...واننده می آورد این است ؛ مگر این دولت تا چه حد منافع از ما میبرد که از هزینه جنگ جهانی بیشتر است؟ هزینه یک جنگ جهانی شوخی نیست وغیر از مسائل جانی و انسانی خود، سرمایه هنگفت و کلانی را به کام خود میکشد. پس ما چه داریم که انقدر مهم است؟ با خود فکر کردم شاید چاه نفت یا معدن الماسی چیزی کشف کردند و به چینی ها واگذار کرده اند و صدایش را در نمی آورند ولی باز هم قطعات پازل بر نمی گشتند چون چنین چیزی هایی ارزش جنگ جهانی را ندارند تا اینکه دیروز با این خبر مواجه شدم..خبر قراردادی ننگین که ایران را ۲ دستی تقدیم چین میکند..درست مثل اینکه چرخ زمان به عقب برگشته و دوباره با سالهای ننگین ۱۹۱۹ و تقسیم ایران بین روس و انگلیس یا به دوران قرداد ننگین گلستان و ترکمانچای بر میگردیم..و این همانند پتکی بود .
درچارچوب این پیمان، پس از تسلط چینی‌ها بر منابع نفت و گاز کشور، اینک نوبت واگذاری خاک و جغرافیای ایران زمین به دولتی بیگانه آغاز شده است
لازم به یادآوری است از سال ۱۹۶۳ تا کنون چه بصورت جبری و چه بصورت داوطلبانه هیچ قرارداد تحت الحمایگی رسمی بین دو به امضاء نرسیده است. در سال ۱۹۶۵ یک دادگاه اروپایی این نوع ارتباط سیاسی را استعمار نرم خواند و از کشورهای غربی خواست از مناطق تحت الحمایه خود در بخش‌هایی از آسیا یا آفریقا خارج شوند و به این نوع قرارداد‌ها پایان بخشند.
خلاصه برخی مفاد قرارداد تحت الحمایگی خفت بار حکومت ایران با چین که در تیر ماه سال ۱۳۹۰ بسته شده، شامل موارد زیر است:

در این مناطق یعنی؛ مسیر ۳۸۰ کیلومتری حاشیه خلیج فارس که تا مرز پیشروی درون دریا به عمق ۸ کیلومتر، حوزه جغرافیایی ایلام تا مریوان (که شامل منطقه بزرگ گازی کشف شده توسط چینی‌ها هم هست اما اطلاعات این اکتشافات محرمانه باقی مانده‌اند) ، حوزه شمالغربی ایران در مجاورت با دریای خزر (که منابع عظیم نفت و گاز را در خود جای داده است) چگونگی فروش و تعیین نوع مشتریان نفت و گاز در۲ حوزه تحت الحمایه (خلیج فارس و ایلام تا مریوان) با تایید مطلق شرکت نفت چین انجام می‌پذیرد و شرکت نفت ایران و قرارگاه خاتم الانبیاء صرفا نقش مجری تصمیم شرکت نفت چین خواهند بود. تصمیم گیری برای احداث پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها، جاده سازی، فرودگاه‌ها و مانند این‌ها در اولویت و بدون مناقصه در اختیار طرف چینی است و در صورت عدم تمایل چینی‌ها، قابل واگذاری به دیگران خواهد بود. بازسازی تمامی پالایشگاههای ایران تا سال ۲۰۱۹ میلادی به چینی‌ها واگذار می‌شود. چینی‌ها مجازند دردر این مناطق، پایگاههای مدیریتی ایجاد کنند. ورود و خروج ایرانیان حتی نیروهای نظامی و امنیتی ایرانی در این پایگاه‌ها صرفا با مجوز رسمی چینی‌ها میسر است. مدیریت دفاعی این مناطق نیز باید با تایید چینی‌ها تعیین شود. دولت چین اجازه دارد برای تامین نیروی انسانی به هر میزان لازم است نیروی متخصص و دفاعی به ایران اعزام نماید. در حال حاضر بیش از ۱۱۰۰۰ نیروی چینی به ایران وارد شده‌اند که ظاهرا بخش زیادی از آن‌ها را نظامیان بدون یونیفورم تشکیل می‌دهند.
دولت چین حمله نظامی علیه این مناطق در ایران را، به نوعی تهدید منافع ملی و جغرافیای سیاسی چین تلقی می‌کند ودر صورت لزوم خود را ملزم به دفاع از آن‌ها خواهد دانست. حضور نظامی چین در این مناطق در مواجهه با حمله نیروهای خارجی نیازی به موافقت قبلی یا کسب اجازه از دولت ایران نخواهد داشت!
این قرارداد تا سال ۲۰۲۴ میلادی ادامه خواهد داشت و تا سال ۲۰۲۹ میلادی قابل تمدید است.
ظاهرا این بذل و بخشش بی سابقه کافی نبوده که دولت موافقت کرده با پرداخت ۹ میلیارد دلارکمک بلاعوض به صنایع نظامی چین، آن‌ها را به سرعت عمل در تولید ناوهای هواپیمابر تشویق کند.

حال سوال این است: چه باید کرد؟ یا روشن تر بگویم. اگر دست به کار نشویم برای ما چه باقی خواهد ماند؟ توجه کنید با چه مواجه ایم نیروی نظامی! اختیارات کامل! برداشت انحصاری! دفاع از خاک ایران به منزله دفاع از خاک چین! کمک ۹ میلیارد دلاری! همه و همه چه معنی دارد و تکلیف ما ملت در این شرایط چیست؟ اگر منتظریم تا رژیم بلند گو به دست بگیرد و مفاد این قرار داد ننگین را اعلام کند تا مردم به خیابان بریزند، میدانیم که چنین اتفاقی نخواهد افتاد پس وظیفه قشر آگاه و اپوزیسیون در این مقطع حساس چیست؟

تلاش براي بازگشت شيروخورشيد

از استاد ارجمندم بهرام پارسا


ايرانيان بايد گام به گام براي بازگشت شيروخورشيد اين نماد ملي سرزمينمان تلاش كنند.

...نخست تنديس هاي شير و خورشيد مانند نمونه ي باغ ملي را سرجايِ خود برگردانند، در گام بعدي شيرو خورشيد سرخ، جاي هلال احمر عثماني را كه بودنِ آن توهيني بزرگ به هويت ايراني است، بگيرد و در گام سوم شيرو خورشيد بر درفش ملي ايران جاي گيرد.

براي تحقق اين سه گام بايد از همه ي نيرو و توانايي هاي خود بهره بريم.

* بهترين كتابي كه تاكنون درباره ي پيشينه ي شيروخورشيد نوشته شده است، كتاب گرانسنگ دکتر ناصر انقطاع است كه اين سند نيز برگرفته از آن كتاب است

فاجعه سینما رکس آبادان: جنایتی که هرگز فراموش نخواهد شد

 شنبه شب، ۲۸ مردادماه سال ۱۳۵۷، سينما ركس آبادان آتش گرفت و جز تنى چند، همه تماشاگران آن در آتش سوختند و بدين گونه دردناك ترين رويداد شورش ۵۷ رقم خورد.
تنها چند ساعت پس از آن، اعلاميه اى در سطح شهر آبادان پخش شد كه شهربانى و ساواك را عامل آتش سوزى معرفى مى كرد.
در فضاى ملتهب آن دوران به زودى اين شعار در سرتاسر ايران سر داده شد كه «ركس آبادان ...را شاه به آتش كشيد».
فرداى آن روز سرتيپ رزمى، رئيس شهربانى آبادان، بر صفحه تلويزيون ظاهر شد و علت حادثه را خرابكارى اعلام كرد.
سرهنگ اردشير بيات، معاون انتظامى شهربانى آبادان كه در آن شب به سرعت خود را به محل حادثه رسانده است، در گفت و گو با راديو فردا واقعه را اين گونه شرح مى دهد: «ساعت حدود هشت يا نه شب ماه رمضان بود و من روزه بودم. با فرمانده قرارگاه يعنى سرگرد حميدفر كه بچه آبادان بود رفتيم منزل. حدود ساعت يك ربع به ۱۰ شب تلفن منزل من زنگ زد و افسر نگهبان قرارگاه اطلاع داد سينما ركس آتش گرفته است و اگر فرمانده قرارگاه آن جاست فورا خود را برساند. ايشان بلافاصه حركت كرد و شايد پنج يا شش دقيقه بعد دوباره افسر نگهبان تلفن زد و گفت شما خودتان هم تشريف بياوريد چون آتش خيلى شديد است و جمعيت در سينما زياد است. من سوار شدم و به محل رسيدم، ديدم شلوغ است و در عرض ۱۰ يا ۲۰ دقيقه تمام پرسنل شهربانى آنجا حاضر شدند. متاسفانه سينما در طبقه دوم قرار گرفته بود و رفتن به طبقه بالا خيلى مشكل بود.»
وى مى افزايد: «در اين جريان بزرگ ترين مسئله اى كه براى همه جاى ابهام دارد اين است كه مى گفتند در سينما را بسته اند، در صورتى كه حدود ۲۰ نفر همان ابتدا از درهاى سينما بيرون آمدند كه ما از آنها بازجويى كرديم و عده اى را كه مجروح بودند به بيمارستان فرستاديم. حدود سه ربع ساعت طول كشيد تا ماموران آتش نشانى توانستند به داخل راهروها رخنه كنند ولى نمى توانستند به داخل سالن سينما بروند چون شعله هاى آتش بسيار زياد بود. يكی از افسران ما به نام سرگرد نیکو بذل با چند تن از پاسبان ها به بالكن سينما رفتند و از آنجا دور تا دور سينما را سوراخ كردند و و به كمك ماموران آتش نشانى لوله هاى آب پاشى را از ماشين ها گرفتند و توانستند از سوراخ هايى كه تعبيه شده بود لوله هاى آب را به داخل سينما نفوذ بدهند و آتش را خاموش كنند
خمينى كه در آن زمان هنوز در نجف بود، نوشت قرائن نيز نشان مى دهد دست جنايتكار دستگاه ظالم در كار باشد اشاره خمينى به سخنرانى شاه بود كه دو روز پيش از حادثه سينما ركس گفته بود: «ما به شما نويد و وعده تمدن بزرگ با جزيياتش را مى دهيم و ديگران فكر مى كنم به شما وعده وحشت بزرگ بدهند. حال مقايسه اش با ملت ايران است.»
طرفدار خمينى آن روزها استدلال مى كردند كه رژيم شاه خواسته است با آتش زدن سينما ركس، آنان و انقلاب اسلامى را بدنام كند.
سرهنگ اردشير بيات دراين باره مى گويد: «دو سه ماه از اين جريان گذشته بود كه سرقت هايى شبانه در آبادان اتفاق افتاد. اين هم مزيد بر علت شده بود كه بگويند شهربانى در اين سرقت ها هم دست دارد و گرنه در زمان حكومت نظامى كسى نمى تواند سرقت كند، اما خوشبختانه اينها توسط ماموران شهربانى دستگير شدند. بعد ازاين كه اين باند دستگير شد يكى از اشخاصى كه جزو باند سارقين بود در بازجويى به سروان رسايى، جانشين رئيس آگاهى مى گويد اگر به من كمك كنيد سرنخى از جريان آتش سوزى سينما ركس آبادان به شما مى دهم. اين شخص مى گويد روزى درقهوه خانه با چند نفر نشسته بوديم، يكى از دوستان من كه برادرش به نام زاغى در سينما ركس كشته شده بود داشت به آمرين آتش سوزى سينما فحش مى داد. جوانى كنار او بود كه گفت بى خود فحش ندهيد، چون برادر شما خودش در آتش سوزى سينما ركس دست داشته است. دوستم پرسيد شما از كجا مى دانيد، جواب داد براى اين كه من هم با آنها بودم. اين سرنخى بود كه آن آقا داد و آن فرد را حسين تكبلى زاده معرفى كرد. وقتى تكبلى زاده دستگير شد جريان سينما ركس را روى دايره ريخت. او گفت ما عده اى جوانان آبادان در منزل جمع مى شديم و شخصى به نام آقاى كيارش كه دبير دبيرستان هاى آبادان بود به ما درس مى داد و تبليغ مى كرد. بعد به ما گفت جوانان بوشهر براى شما تعدادى روسرى و كرست فرستاده اند و گفته اند جوانان آبادان مرد نيستند و هيچ اقدامى نمى كنند. به ما برخورد و تصميم گرفتيم كارى كنيم. آنها به سينما ركس مى آيند و از پله ها بالا مى روند و تينر مى ريزند. تمام بدنه اين سينما آكوستيك بود كه زود آتش مى گيرد و گازهاى خفه اى كننده اى از آن توليد مى شود. او گفت ديديم اگر بياييم بيرون، چون سينما يك ساختمان با شهربانى فاصله دارد ما را مى گيرند پس برويم داخل سالن و بعد بياييم بيرون. وقتى اينها وارد سالن مى شوند آتش شديد مى شود بنابراين حسين تكبلى زاده مى تواند بيرون بيايد و سه نفر از كسانى كه سينما را آتش زدند در آتش مى سوزند.»
عليرضا نورى زاده، روزنامه نگارى كه در آن روزها دبير سياسى روزنامه اطلاعات بوده اشاره كرد شخصى كه دستگير شده، افراد ديگرى را هم لو داده است و در مجموع اطلاعاتى كه به آقاى نخست وزير رسيده از طريق سازمان اطلاعات كشور و شهربانى حاكى از اين است كه دستور العمل آتش زدن سينما ركس از نجف آمده است. اسمى كه ايشان به زبان آورد و من فراموش نمى كنم و بعدها اين اسم براى ما مهم شد آقاى كيارش بود كه بعداً نماينده مجلس شد و تاكيد كرد اين آقا با كيارش و در نجف هم با شمارى از روحانيون درارتباط بوده است.
پس از پيروزى شورش ۵۷ حسين تكبلى زاده، متهم رديف اول حادثه كه از زمان دستگيرى در زندان شهربانى آبادان نگهدارى مى شد از زندان آزاد شد. چون اعلام شده بود آتش سوزى كار ساواك است به گواهى گفته هاى او در جريان دادگاه، حسين تكبلى زاده به هر درى زد و به قم و تهران و نزد مسئولان گوناگون رفت تا بگويد او ساواكى نيست و با افراد ديگرى درارتباط بوده است.
يك شهروند آبادانى نظر بسيارى از مردم آبادان را درباره جريان دادگاه و روند رسيدگى به اين پرونده چنين بيان مى كند: « تنها چيزى كه مى توان به آن شك نكرد و عامل اين قضيه است خود تكبلى زاده بود كه همه به او مشكوك بودند. ولى حتی يكى از آدم هايى كه اسم برد به دادگاه نيامدند، بازداشت و مجازات نشدند درحالى كه آنها بايد اعدام مى شدند و جو عمومى آبادان اين بود. اين طور نبود كه بعد از اين دادگاه مردم بگويند راحت شديم و مسببين اصلى قضيه دستگير شدند و آبى روى آتش ريخته شود. اين دادگاه نشان داد مسببين اصلى اين فاجعه چه كسانى هستند ولى به جزاى كارى كه كردند نرسيدند.»
با اعتراض خانواده هاى سوختگان سينما ركس آبادان به رسيدگى نشدن به پرونده سينما ركس و تحصن آنان، بالاخره دادگاه ويژه اى به رياست موسوى تبريزى در آبادان تشكيل شد و حسين تكبلى زاده را همراه چند تن از كاركنان شهربانى و ساواك محكوم به اعدام كرد.
اما در ميان محكومان و حتى متهمان، هرگز نامى از كسانى كه تكبلى زاده مدعى بود با آنان در ارتباط بوده است ديده نشد.
امروز ساختمان سینما رکس آبادان، جایی که در هر کجای دنیا، آن را تبدیل به محل یادبود میکردند ، یک مجتمع تجاری شده است..........

تقدیم به پرزیدنت انور سادات ......

شا-آریامهر 

   تقدیم به پرزیدنت انور سادات ...... درود اهورایی بر تو ای مرد بزرگ....که تا آخرین لحظه در کنار عشق و دوستی و آرمان های والای انسانیت ایستادی ...

آیا این مرد بزرگ که تنها کسی بود که پادشاه فقید ما را ترک نکرد میدانست که سرزمین وی نیز چنین روزی مثل امروز را خواهد دید؟

نسل سوخته تقاضای غرامت میکند!!!

 شا_آریامهر
 
خطاب به محمد حسن قدیری
نسل جوان امروز از نسلی که باعث و بانی خودکشی دست جمعی ۵۷ بودند و هستی و زندگی ما را به تاراج بردند و به نابودی کشاندند ، تقاضای غرامت میکند....

ما نسل جوان ایرانی از بانیان شورش ۵۷، که پادشاه ما را از کشور بیرون کردند و با رفتن او، صلح، آرامش، قدرت جهانی، پرستیژ اجتماعی ، دوستی و محبت، آزادی زن، بزرگداشت روح خانواده، امنیت ب...ین المللی از ما رخت پر کشید، تقاضای غرامت میکنیم

ما نسل سوخته از بانیان قادسیه دوم در سال ۵۷، که با بورسیه دولت مجانی برای تحصیل به خارج میرفتند، برای به هدر رفتن روح جوانی، استعداد ، انرژی خلاق، که میتوانست در بستر رژیمی ایران ساز چون پهلوی، تحقق پیدا کند و
اندیشمندان و دانشمندان بزرگی را پرورش دهد ولی در عوض از ما جوانانی معتاد، اندوهگین و بی هدف ساخت که از داشتن کوچکترین وسایل ساده ارتباط جمعی محرومند
و اراجیف ملایان بر آنان حکومت میکند، تقاضای پرداخت غرامت میکنیم

ما نسل سوخته از کسانیکه که تغذیه رایگان میخوردند و ابر مرد تاریخ ما، محمد رضا شاه پهلوی را از ایران بیرون کردند و خفت و خواری :ایرانی=تروریست بودن را برای ما به جان خریدند,از نداشتن آبرو در ۴ گوشه جهان، شکایات و تقاضای پرداخت غرامت میکنیم،
ما نسل سوخته بخاطراینکه زندگیمان گذشت و هیچ از ان نفهمیدیم بابت ۳۳ سال زندگی سوخته تقاضای پرداخت غرامت میکنیم

۳۳سال زندگی کسی که جرمی مرتکب نشده ولی در پشت سلول های زندان در بند است چقدر ارزش

قصه های خانوم جون

شا_آریامهر ......
مادر بزرگی داشتم که ۴ سال پیش، در سن ۹۸ سالگی، عمرش را داد به شما. بله تعجب نکنید ما ارثی داریم و زیاد عمر میکنیم! .دیگه خودتون حساب کنید..تا ۲۱ سالگی در دوران قاجار زندگی کرده، تا ۷۱ سالگی در دوران پهلوی، ۲۷ سال آخر را هم در دوران آخر الزمان !...
با اون موهای یک دست سپیدش و چشمای آبی، و پوست خیلی نازکش همه میگفتن چقدر صورتش نورانیست...یادش بخیر
پدر من به قول خو...د مادر بزرگ، ته تغاری سر پیری معرکه گیرش بود .وقتی میدیدیمش، طبق معمول همه مادر بزرگها، قصه هایی میگفت دل نشین که وقتی شروع میکرد تو را هم با خودش به آنجا میبرد..و میگفت و تو مجسم میکردی و بهت حالتی عجیب از گرمی و صفا میداد و در دنیایی دور سیر میکردی..باری به هر جهت مادر بزرگ ما که برای همسن و سالهاش هاش بی بی خانوم و برای ما خانوم جون وبعد ها برای نبیره هاش خانوم جون مامانی شده بود، قشنگی قصه هاش این بود که همه واقعی بودن...همه روز به روز و تکه های کوچک و بزرگ از زندگی طولانیش بودن که در ۳ دوران تاریخی مملکت ما اتفاق افتاده بودن و چنین چیزی برای همه افراد اتفاق نمیافتد . همچین که وقتی رفت انگار قسمتی از تاریخ را هم با خودش برد... از دوران قاجار و اندرونی ها و بیرونی هاش میگفت..از درشکه و کالسکه...از زمان لاله ها و لامپا های صورتی..از آش کشک و قورمه گوشت ...از بوته جقه و شب های یلدای قدیم زیر کرسی ...
.ولی وقتی میرسید به دوران رضا شاه ، گل از گلش میشکفت، آب و تابی به قصه هاش میداد که ما همیشه میخواستیم از قصه های اون دوران تعریف کنه...آخه در مدت کم سلطنت رضا شاه دو بار او را از نزدیک دیده بود !! و به خودش میبالید...هر بار که به اون قسمت ها میرسید برای ما همون هیجان بار اول رو داشت...یک بار وقتی رضا شاه تصمیم گرفت خودش شناسنامه هارا دست ملت بده...که مردم تا اون روز شناسنامه نداشتند..و شجره نامه خانواده در پشت جلد قران نوشته میشد...خانوم جون میگفت نه من ، بلکه پدر و پدر بزرگم هم تو زندگیشون شاه ندیده بودن...شاه فقط تو قصه ها بود...ولی رضا شاه آمد و خودش شناسنامه به مردم داد...بعد تعریف میکرد که یک سال بعد تو نانوایی سر محل، داشتند از هیبت و جبروت شاه میگفتن ...حتی شایع شده بود که اگه کسی خوب نان نپزد رضا شاه او را می اندازد در تنور! خانوم جون میگفت آقا جلال یکی از کاسب های محل داشت اوستای نانوا را دست مینداخت که بپا خوب نون بپزی که نیفتی تو تنور که از درب مغازه داد زدند برین کنار راه باز کنید اعلی حضرت تشریف آوردند....ما همه سر جایمان خشکمان زده بود! میگفت کم مانده بود مردهای گنده شلوار هایشان را خیس کنند...اگر به سیبیل های مردا نگاه میکردی ( که اون روزها همه سبیل داشتند)، میدیدی که سبیل هاشون از چپ و راست تکون میخوره و بالا پایین میره..اعلی حضرت میگه خسته نباشی اوستا...نون هات چطوره؟ نون خوب میپزی؟ اعلی حضرتا اجازه یک نون خاشخاشی داغ براتون بزنم؟ رضا شاه رویش را بر می گرداند به یکی از حاضرین که نا ن گرفته بود و قبل از رسیدن شاه در حال خارج شدن بود و به آن آقا میگه: نه من از نان این آقا میچشم..یعنی نمیخواست کسی براش نان سفارشی بزند...میخواست نان عادی مردم را بچشد....و بعد از خوردن یکی ۲ دولقمه با جدیت هر چه تمامتر به نانوا گفت...خوب است ولی کمی خمیر است...بار دیگر که وارد میشوم، میخواهم نانی درست و حسابی بخورم..و در چشم نانوا زل زاد...خانوم جون میگفت این مرد آنچنان نگاه و چشمانی داشت که گویی برای پادشاهی خلق شده بود...تنها یک کلمه برازنده وی بود: پادشاه......
...... بعد از داستان کشف حجاب تعریف میکرد و ما از دست دختر های همسایه شون از خنده روده بر میشدیم که چجوری مجبور بودن از دست برادر هاشون، روزای اول لباس شیک زیر چادر بپوشن و از خونه که اومدن بیرون و رسیدن سر چهار راه، چادرشون را بر میداشتن و میگذاشتن توی کیفشون و اسمشون رو یکی یکی عوض میکردن.....از تاسیس دانشگاه و راه آهن یا ماشین دودی و غیره تا سلطنت ولیعهد و ترور وی و و و...قصه های وی هیچوقت تمامی نداشت...
به سال ۵۷ که میرسید همه چیز غمگین میشد...و اه میکشید و با آنکه زنی عامی بود همیشه میگفت ای کاش قلم پای جیمی کارتر میشکست و پاش به ایران نمیرسید...خدا ازت نگذره جیمی کارتر که این بلا را به سر ما آوردی...وقتی زمان یاسر عرفات رسیده بود میگفت این یارو عربه پاشو گذشت اینجا، ایران فروخته شد به لبنان و فلسطین و سوریه...نگاش کنید چه دل و قلوه ای هم به هم میدن و چه ماچ و بوسه ای میکنن...وقتی هم جنگ با عراق بود بازم به یاسر عرفات فحش میداد...میگفت هر چی هاست زیره سر همین ۲ تاست...یعنی خمینی و یاسر عرفا ت...
وقتی تو تلویزیون محموله های مواد مخدر را نشان میداد که توقیف شده خانوم جون میگفت چرا اگه راست میگن، آتیششون نمیزنن جلوی چشم؟ اینا همش حقه بازیه...اینا رو.میبر میفروشن بعد ها که فکر میکردم و از خیانت کارتر و عرفات و آگاهی داشتم، یا وقتی میدیدم ایران به یکی از کارتل های بزرگ تریاک تبدیل شده و در آمد اصلی از فروش تریاک است تا نفت، به خودم میگفتم آخه خانوم جون این چیز هارو از کجا میفهمید؟ غیر از اینه که بعضی ها ذاتا ذهن ، ادراک و حس ششم قوی دارند و امروز با در دست داشتن تمام امکانات باید نهایت استفاده را از این حس بکنند و حتی اگر سیاسی نیستند، از کنار چیزی سر سری نگذارند و به تحقیق بپردازند؟؟.....شاید اینجا بد نباشه به قضیه ترکمانچای چینی اشاره کنم که هر چند هنوز مدرک قاطع در دست نیست ولی اینهم برای من مثل جیمی کارتر خانوم جون میماند .........

بیایید طرحی نو در اندازیم...

شا_آریامهر
با نگاهی اجمالی به بانیان قادسیه دوم یا خودکشی اجتماعی ۵۷، در می یابیم که ایادی اصلی این خیانت بزرگ، لیستی ۲۰-۲۵ نفره بیش نیستند که با جمع شدن در گوشه و کنار و طرح ریزی نقشه های خود، از جهل و نادانی ملتی که از سیاست هیچ نمیدانست، سو استفاده کردند و کشور را با نیرنگ و پلیدی هر چه تمامتر، در چنگ خود گرفتند..گرفتن یک کشور به دست ۲۰ نفر که منجر به ۳۳ سال ...قتل و چپاول و دروغ و تزویر و بازگشت به قرون وسطی، خیانتی بس عجیب و در عین حال، زنگ خطری در تاریخ ایران به شمار میرود...اگر یک گروه توانست ایران را این چنین به بازی بگیرد، تکلیف ما در برابر گروه ها و شاخه های گوناگون قارچ مانند سر از خاک بر آورده در این ۳۳ سال چیست؟ مسلما ملت امروز، ملت دیروز نیست ولی در مکتب خیانت کاران حقه ها هم مدرن و به روز میشوند در حالیکه آگاهی سیاسی مردم هر روز، به روز نمیشود..
مثالی میزنم..امروز گرگان در لباس میشی چون عباس میلانی ها،نوری زاده و یزدی ها، بنی صدر و ملی مذهبی ها و اصلاح طلب ها و گنجی ها و آخوندهای کرواتی خارجی چون تریتا پارسی های و آخوندهای بی حجاب چون شیرین عبادی ها و سیمین دانشور ها و و و و را میشناسیم...و دستشان تا حدی برای ملت هم رو شده است ...اما با شخصیتی چندش آور و مشمئز کننده مواجهیم که در دوران قبل از انقلاب کوچکترین نقشی نداشته و با زیرکی تمام به امضای چند بیانیه اکتفا کرده ولی موتور حکومت بعد از انقلاب را دزدیده و به تاخت میرود و این کسی نیست جز مصباح یزدی که حتی از بردن نامش هم دچار تهوع میشوم...ولی مطلب اینجاست... این فرد تنها فردی است که با تربیت بیش از هزاران شاگرد و فرستادن آنان به اقصی نقاط جهان ، به اشاعه مکتبی پرداخته که دست پروردگان ان را تماما نمیشناسم و همگی پسوند دکتر را با خود یدک میکشند و با کراوات و پاپیون در سراسر دنیا مشغول به خراب کاری اند..
موضع گیری ما در فردای ایران آزاد در برابر این هزار چهرگان چه خواهد بود...شاید بگویید فعلا ایران را آزاد کنیم بقیه چیزها پیشکش..ولی آیا وقت ان نرسیده که ما هم از قبل مطالعه و برنامه ریزی کنیم و این درختانی را که از زیر ریشه میدواند در حالیکه ما بر روی ان ریشه ها قدم میزنیم و آنها را نمیبینیم، باز شناسیم تا در جهت قطع ریشه و خشکاندن آنها، استراتژی های مختلفی را طرح ریزی کنیم؟
در اینجا به ذکر خلاصه ای از شخصیت این موش کثیف که به دلیل عقایدش به تمساح یزدی معروف است، میپردازم..
او متفكر اصلی انصار حزب الله و “ارزشیون” و امام زمانی ها و تروريستهای وزارت اطلاعات و روحانيت سركوبگر است. ” استاد” مرام خشونت میگويد: يادم میآيد بهترين غذايی كه دوست داشتيم و هفتهای يك مرتبه میخورديم اين بود كه با برادرم از مدرسه كه میآمديم، دو ريال و ده شاهی سرشير میخريديم و مادر كمی آب قند درست میكرد و با اين سرشير قاطی میكرد و اين بهترين شام آخر هفته بود.
او با خانواده آخوند نوری همدانی وصلت کرد که حاصل آن ازدواج ،یک دختر و دو پسر است. درباره پسران او گفته میشود که هر دو تحصیلات حوزوی دارند و یکی از آنها چند سالی نیز در دانشگاه مکگیل کانادا !تحصیل کرده است. دختر او نیز همسر آخوند محمدی عراقی رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی است.
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی یکی از سازمانهای تحت پوشش اعزام نیروهای تروریستی به خارج از کشور بوده است و نیروهای مخصوص ترور در پوشش رایزنی های فرهنگی به کشورهای مورد نظر اعزام می شدند و زمینه را برای ترور نیروهای سیاسی و مخالف ﺁماده می ساختند
او را بنیانگذار تئوری و مرام خشونت در جمهوری اسلامی می دانند .وی تعلقاتی به انجمن افراطی و سری حجتیه دارد . مصباح یزدی در دوران خمینی منزوی شده بود. پس از به قدرت رسیدن علی خامنه ای از ضعف علمی و ضعف شخصیتی(خامنه ای به شدت شیفته بوسیده شدن دست و پایش و شنیدن مدح و تمجید از خود است)خامنه ای استفاده کرد و به یکباره عاشق ولایت شد و قدر نعمت ولایت را دانست(او حتی پای خامنه ای را بوسیده است). تا حدی که با پولی که هر ساله “دولت کودتا” از بودجه کشور به مصباح یزدی میبخشد، میتوان روزانه غذای بیش از 19 هزارنفر را تامین کرد او یکی از فتوا دهندگان قتل های زنجیره ایست . قتلهای محفلی کرمان به دلیل فتنه انگیزی و سخنرانی او در جمع بسیجیان کرمان انجام پذیرفت .او به جای اعتقاد به “جمهوری اسلامی” به”حکومت اسلامی معتقد است.
وی رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی خمینی می باشد که بودجه این موسسه در زمان احمدی نژاد دهها برابر شده است , این موسسه با هزینه های بسیار گزاف ,افراد زیادی را برای ادامه تحصیل به کشورهای اروپایی و آمریکایی می فرستند.

چند نمونه از فتواها و نظریه های به شدت خشونت بار و غیرعقلانی و ضد انسانی وی : خشونت‌ و بحران‌ سازي‌ در مديريت‌ استراتژيك‌ . قتل تظاهر کنندگان ، لواط و زنا با زندانی به منظور گرفتن اعتراف جایز است..دست دزد را باید برید و محارب را باید کشت! در مواقع ضروری و استثنایی، دروغ گفتن واجب است! چگونه قتلهای زنجیره ای توسط دري نجف آبادي و فلاحیان و با فتواي مصباح يزدي به انجام رسید. اعترافات قاتلان بسیجی در” قتلهاى محفلى كرمان”:مبنای عمل ما حرفهای آيتالله مصباح بود! انجام عمليات‌هاي استشهادي در سراسر كشور. مهدورالدم بودن دستگير شده .«عناصر مزدور شیطانی را شناسایی کنید. هرجا آهنگ مخالفت با ولایت فقیه یا ولی‌فقیه ساز شده آن را خاموش کنید، اگر از روی نادانی است برایش توضیح دهید و شبهه اش را رفع کنید، اگر از روی غرض ورزی است، او را خفه کنید.» «اگر جایی در بیابان خلوتی دور از چشم پلیس کسی به خدا و پیغمبر و اسلام اهانت کرد و شما دسترسی به پلیس در بیابان ندارید، اهانت به مقدسات اسلامی حکمش اعدام است و در جایی که تشکیل دادگاه برای چنین فردی میسر نباشد هر فرد مسلمانی موظف است شخصا اقدام کند. »
شاگردان وی با تطبیق مدارک حوزوی خود و گرفتن مدارک معادل دانشگاهی، برای ادامه تحصیل با استفاده از سهمیه بورسیه شورای عالی انقلاب فرهنگی راهی دیار غرب شدند و البته تمامی آنها از جمله فرزندان خود مصباح ابتدا در دانشگاه مک گیل مونترال کانادا به عنوان دانشجوی فوق لیسانس مشغول به تحصیل شده و پس از گرفتن مدرک فوق لیسانس برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا، راهی دیگر مراکز دانشگاهی کانادا و امریکا شدند.
برخی از این افراد پس از اتمام تحصیل ، به ایران بازگشتند و در که؛اسهای مواسس باقر العلوم مصباح شروع به تدریس کردند و برخی دیگر همانند علی مصباح فرزند ارشد خودش، که تمایل چندانی به بازگشت نداشتند ، در آنجا ماندگار شدند.این در حالی است که تمامی دانشجویان بورسیه خارج می بایست بلافاصله پس از اتمام تحصیل به داخل کشور برگردند وگرنه وثیقه انها به مورد اجرا گذاشته می شد. اما در مورد بورسیه شدگان موسسه مصباح هیچگونه وثیقه ای از طرف دولت اخذ نشده بود
مصباح یزدی در طول سالیان تدریس خود تعداد بسیاری را ازهجویات خود مستحفیظ کرده که اکثر آنان هم اکنون مشغول تدریس در حوزه و دانشگاه هستند ولی فرزندان اکثر آنان در امریکا و کانادا به سر می برند!
بیایید نگوییم این مطالب مربوط به امروز ما نیست، نگوییم این افراد در امریکا و کانادا هستند و موضوع ربطی به ما ندارد و ما به ایران فکر میکنیم. از امروز همه چیز به ما مربوط است. از امروز کوچکترین حرکتی در خاک و هوا و دریا به ما مربوط میشود حتی اگر به کوچکی یک پشه باشد. بیایید ما هم مانند دشمن بزرگمان انگلیس فکر کنیم. از امروز نا محسوس ترین حرکات دول خارجی برای ما مهم است چون میتواند به طریقی غیر مستقیم ما را تحت تاثیر قرار دهد. . روز نجات ما یا امروز است یا هیچ روز دیگر. یکبار که ایران را نجات دهیم باید طوری ریشه ای و اساسی باشد که برای کل تاریخ کشور جوابگو باشد. کوروش یک بار منشور خود را نوشت و برای هزاران نسل بعد از خود و برای کل نظام بشریت احساس مسولیت کرد. بیایید منشور کوروش دیگری بسازیم و به منشور قبلی بیافزاییم..تا ما هم مسولیت خود را به تاریخ و تاریخ ها به گردن گیریم. یکبار برای همیشه ..بیایید طرحی نو در اندازیم...بیایید...