Friday, July 27, 2012

خطر انواع فراخوان های اعتراضی قبل از تشکیل شورای ملی ایرانیان


...دوستان گرامی، در چند روز اخیر فراخوان هایی میبینیم مبنی بر تجمع سکوت یا سوت یا تجمع اعتراضی برای گرانی و غیره. با درود به دوستانی که چنین ایده هایی را پرورش میدهند و بدون داشتن قصد حمله به این عزیزان که میدانم جز آزادی وطن به چیزی فکر نمیکنند باید به عرض آنان و سایر هم میهنان برسانم که در چنین شرایط خطیری و قبل از تشکیل شورای ملی، اعلام هرگونه فراخوان اعتراضی کاملا به ضرر ما و تماما به نفع رژیم خواهد بود چرا که بدون شکل گیری یک تشکل منسجم وهماهنگ کننده برای این اعتراضات، امکان سوء استفاده و موج سواری مجدد را به افراد سود جو و فرصت طلب و بخصوص تجزیه گران و افراد وابسته به گروه های شبه نظامی را خواهیم داد و علاوه بر دادن امکان تغییر جهت اعتراضات مردم به نفع آنان، حتی ممکن است موجب دلسردی مردم از هرگونه اتلاف انرژی و به خطر انداختن جان و مال خود و تکرار تجربه جنبش سبز و گم شدن مسیر رهبری شود.

لذا از تمامی هم میهنان تقاضا میشود در این مورد کاملا هوشیارانه عمل کرده و تا قبل از شکل گیری شورای ملی از هرگونه تجمع اعتراضی و بی هدفی شور ملی جلوگیری کرده و انرژی خود را برای مقاطع حساس و کلیدی سرنگونی رژیم  در سایه یک تشکل هدفمند و قابل قبول برای همه اقشار مردم، حفظ کنند و همانطور که شهبانو فرح پهلوی اشاره کردند،هر حرکتی میکنیم در جهت حفظ  یکپارچگی کشور باشد.


به امید آزادی ایران.

Tuesday, July 24, 2012

خودکشی همگانی جمهوری اسلامی

 ...تعداد امضاهای نمایندگان مجلس برای بستن تنگه هرمز به ۱۵۰ امضا رسید...

نماینده سبک مغز مجلس (جواد قدوسی): چون غرب میداند حکومت ما یک حکومت دینی و بر پای عدل الهی است، و چون خداوند در دنیا فقط ۵ تنگه خلق کرده که مهمترین آن تنگه هرمز است، این تنگه حکم قفل جهان را دارد و کلید ان دست ایران است بنابر این آن را میبندیم!

رژیم قصد برقراری حکومت نظامی در اول شهریور ماه را دارد

رژیم قصد برقراری حکومت نظامی در اول شهریور ماه را دارد. بهانه رژیم برای این کار، تعطیل کردن تهران به مدت یک هفته یا بیشتر به مناسبت جنبش عدم تعهد است. مرخصی کلیه پرسنل ارتش از آغاز شهریور ماه لغو شده است. خط قرمز رژیم سوریه است و مرگ رژیم سوریه، مرگ رژیم ایران. صدای سوریه باشیم و با سقوط اسد  نقشه حکومت نظامی را نقش بر آب کنیم..هموطن پیشدستی کن و اجازه نده در خانه ات حبست کنند...

سقوط رژیم اسد را در خیابانهای ایران جشن میگیریم. خبر را پخش کنید

سقوط رژیم اسد را در خیابانهای ایران جشن میگیریم. خبر را پخش کنید

بهوش باشید و با آبنبات چوبی جدیدی سرگرم نشوید

دوستان; عزیزان، "نه به حجاب" را با "نه به حجاب اجباری" اشتباه نگیرید! کمپین" نه به حجاب اجباری" متعلق به رژیم است! وقتی حکومت سکولار باشد دیگر حجاب اجباری یا اختیاری معنی ندارد. این هم مثل همان بازی جمهوری اسلامی با واژه های دولت و حکومت است. ما نمیخواهم دولتی در قالب این حکومت تغییر کند. ما میخواهیم حکومت و قانون اساسی ایران تغییر کندنه دولت! بهوش باشید و با آبنبات چوبی جدیدی سرگرم نشوید

کرم های اینترنتی (و رسانه ای!!) زنده


 یاران و همرزمان گرامی، با نگاهی گذرا به به پستهای دو هفته اخیرحامیان راستین براندازی نظام و دوستداران شاهزاده رضا پهلوی، چه با گرایش جمهوری خواه و چه طرفداران پادشاهی پارلمانی، نکته ای به شدت خود نمایی میکند و آن حضور فعال و جنگ افروزانه عوامل جمهوری اسلامیست آنهم در لباس جمهوری خواه یا چپ افراطی یا سبز اصلاح طلب. در کالبد شکافی رفتاری این افراد آنچه به وضوح روشن است، تلاش چشمگیر آنان برای منحرف ساختن مبارزین از بحث اصلی و زمینه سازی لازم برای دور کردن ما از امکان یک دیالوگ سالم و سازنده است. موضوع صحبت هر چه باشد، صحبتهای اینان کاملا بیربط، تخریبی، پر سفسطه و بیمعنی است. این سپاه اینترنتی، با گذاشتن یک کامنت با صورت هر چه تمامتر موضوع را به دوران پهلوی میکشانند و با تکرار مکرراتی چون، ایشانهم مثل پدرش است، پدرشان دیکتاتور بود، آزادی نبود، ایشان اسلام را آوردند و مقوله هایی کهنه و اسقاطی از این قبیل که سالها است به آنها پاسخ دادیم و پاسخ های ما را از حفظ هستند، جهت گفتگوی ما را به ناکجا آباد کشانده و زحمت نویسنده متن را تمام بر باد میدهند و ما را به حالت دفاع در میاورند تا از نتیجه گیری و تصمیم گیری خرد جمعی در مورد مسائل حاد و حیاتی روز بازدارند و شریان زایش ذهنی ما را مختل کنند.

هموطن؛ تنها راه برخورد با این افراد نادیده گرفتن و ایگنور کردن آنهاست. در صورت زیاده روی آنان، چاره کاریک برخورد با کامنتی جدی ولی برگشت به موضوع اصلی کلید این ماجراست. یکبار برای همیشه بر سر این مساله با هم توافق کنیم و همگی یک روش را در برابر ترول های جمهوری اسلامی در پیش بگیریم و بازیچه و آلت دست کرمهای اینترنتی شدن را, متوقف کنیم... سپاس

Friday, July 20, 2012

شرح کامل گزارش مربوط به لغو پروانه پزشکی دکتر مرتضی محیط، بدلیل سو استفاده جنسی

مدرک ذیل، شرح کامل گزارش مربوط به لغو پروانه پزشکی دکتر مرتضی محیط، با حکم دادگاه وزارت بهداشت و پزشکی آمریکا، بدلیل سو استفاده جنسی از بیمار است. این دادگاه در سال ۱۹۹۲ تشکیل شده و بدنبال ان مدرک پزشکی ایشان باطل گردیده است.ایشان در سنین نوجوانی در اهواز نیز سه سال به دلیل تجاوز زندانی شدند.

http://w3.health.state.ny.us/opmc/factions.nsf/0522fed2dd2160ff852568c0004e894a/524f4886136513ca85256a4a0047e246/$FILE/lc171551.pdf



license revoked
http://w3.health.state.ny.us/opmc/factions.nsf/0522fed2dd2160ff852568c0004e894a/524f4886136513ca85256a4a0047e246?OpenDocument

Thursday, July 19, 2012

ادامه گزارشات از جنبش مرغ!!!!!



با استناد به خبر های رسیده از تهران و سایر شهرها، جنبش مرغ با شدت هر چه تمامتر در خیابانها ادامه دارد و گزارشها حاکی است مردم تا به مرغ خود نرسند خیابانها را ترک نکرده و با منزل خود باز نخواهند گشت. در این ب...ین درگیری های زیادی روی داد و در نقاط بسیاری به مردم با آب حمله و یا به گونه ای دیگر مورد تهدید و تحقیر قرار گرفتند...شما را در جریان لحظه به لحظه وقایع مربوط به مرغ، قرار خواهیم داد...مرغ پیروز است...

تاکید میرحسین موسوی بر لزوم اجرای بی قید و شرط قانون اساسی جمهوری اسلامی در بیانیه شماره ۱۷ خود..سایت کلمه

بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی، مورخ ۱۱ دی ۸۸ و تاکید ایشان بر لزوم اجرای بی قید و شرط قانون اساسی جمهوری اسلامی


 میرحسین موسوی: من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم ، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم. ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود

 

بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی و راه حل های برون رفت از بحران


چکیده :فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت....


کلمه: میرحسین موسوی در بیانیه ای به مناسبت وقایع عاشورای حسینی و روزهای پس از آن ضمن انتقاد شدید از برخوردهای خشونت آمیز نیروهای حکومتی با ملت عزادار ایران راه حل های پنجگانه خود را برای خروج وضعیت بحرانی فعلی ارائه کرد.وی در راه حل های پنجگانه خود بر اهمیت مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه در مقابل مردم، تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخابات، آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها ، آزادی مطبوعات و رسانه ها و به رسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی تاکید کرد.

به گزارش کلمه متن کامل بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا عبدالله. انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم فیالیتنی کنت معکم فافوزا فوزا عظیما

همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.

برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند. در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.

مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.

گیرم که چند روز با دستگیریها ، خشونت ها ، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟

اینان می اندیشند با عقب راندن نخبگان و روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی خواهند توانست بدون پرداختن ریشه ای به مسائل امروز کشور به دیروز قبل از انتخابات برگردند؟ اما کسانی که تاریخ را خوانده اند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی دارند می دانند که این تفکر ناشی از یک توهم واقع گریز و پناه بردن به رویکردهای کم عمق و گول زننده است .

بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت. گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه و خس و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعه ای است که هم اکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است. این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلی نیست ؟ با توجه به استفاده از اصطلاحات مذهبی و اشاره به آیات و روایات ، این مراجع عظام و روحانیون فاضل هستند که می توانند بگویند با این گونه اشخاص چه می توان کرد؟

آنچه به بنده به عنوان یک فرد کوچک این جامعه مربوط می شود استقبال از هر هجمه ای در راه اسلام و کشور عزیزمان است و سخنان چند روز اخیر، بنده را به یاد کلام امام رحمه الله علیه می اندازد که ” بکشید ما را ، ما نیرومند تر می شویم”. بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.

بنده به صراحت می گویم تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد. عدم اذعان به بحران ، توجیه گر ادامه راه حل های سرکوبگرانه خواهد شد. اذعان به وضعیت بحرانی می تواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد . تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین به فرض آنکه به حذف فیزیکی تعدادی از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهی شود ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده نکنید .

من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم ، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم. ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود . ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمی تابید. ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد.

بنده و دوستان عزیزم که امروز بسیاری از آنها در زندانها محبوس هستند پای بندان سرسخت استقلال کشور هستیم و از اینکه بازار اسلامی ما تبدیل به یک بازار مکاره برای کالاهای بیگانه شده است رنج می بریم. ما به شدت با فساد موجود که ناشی از سیاستهای سوء و عدم تدبیر است مخالفیم. ما می گوئیم نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می شود و هم کشور را به فساد می کشاند . ما می گوئیم و حاضریم در مباحثات نشان دهیم که امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت در یک فساد بزرگ در حال غرق شدن است . جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از این رو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم.

ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند. ما سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده از این دین می دانیم. ما ضایع کردن یک ریال از بیت المال را در جهت اهداف باندی و جناحی حرام می دانیم و می گوئیم که سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است. ما هشدار می دهیم که رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال ظهور هستند و روز به روز قوی تر می شوند . درحالی که ما متاسفانه از دادن یک بودجه سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپرده های مردم و پاسخگویی در مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم .

ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی . تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند . و مضحک است که به ما تهمت اهانت به قرآن ، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود . مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم .

اما من برآنم که راه حل مشکلات پیش آمده و بحران موجود چنین است؛ وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است . راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست . اندیشیدن به این گونه راه حلها که عده ای توبه کنند و عده ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است .

بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد . و نیز اعتقاد دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند . بنده تعدادی از این راه حلها را که چون نهرها و چشمه هایی از اب روشن می تواند فضای ملی را تحت تاثیر قرار دهد و اوضاع را به سمت بهبود ببرد، بیان می کنم :

۱- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است . به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد .

۲- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد . این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد . مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند .

۳- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها . بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت . و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند .

۴- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است . ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد . گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند . پارازیت ها و محدودیت های اینترنتی می تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره داشتن رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است . آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه ، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم ؟

۵- برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل ۲۷ قانون اساسی . اقدام در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید .

به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز می توان اضافه کرد . به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد . ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود . مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود .

میرحسین موسوی

Wednesday, July 18, 2012

ترجمه گزارش مورخ 2012/07/16 فاکس نیوز مبنی بر اینکه چرا ایران هر چه زودتر و نه در آینده ای دور، جنگی را در منطقه براه خواهد انداخت.

.

http://www.foxnews.com/opinion/2012/07/16/why-iran-will-go-to-war-sooner-rather-than-later/


جمهوری اسلامی در حالت دفاعی بسر میبرد. ادامه حیات ان مبتنی بر حفظ نیروگاه های هسته ای اش و نگهداری رژیم بشار اسد بر مسند قدرت است. اکنون که احتمال سقوط رژیم اسد، به همراه تشدید تحریمی بین المللی درآغاز این ماه، رژیم ایران را به حد زیادی از نظر سیاسی و اقتصادی، ایزوله کرده است، ایجاد انحراف افکار عمومی از طریق تحریک نظامی، تنها راه حل آن برای خروج از این معضل است.

اخیرا سه اتفاق پی در پی از طرف غرب بر ایران فشار وارد کرد که موجب شکست مذاکرات  در نشست ۵+۱ شورای امنیت سازمان ملل گردید و قابلیت انعطاف سیاسی و اقتصادی ایران را به مراتب کاهش داد. حتی اگر پروپاگاندای قداره کشی رژیم عکس این را ثابت کند.

نخست اینکه تحریمها اقتصاد ضعیف و زوال یافته جمهوری اسلامی را فلج میکنند. همچنان که قیمت کالاهای اولیه سر به فلک کشیده و ارزش پولی ریال، سقوط کرده، رژیم ایران پا به پای مردم آن، فشار شدید اقتصادی را حس میکنند و در صورتیکه ایران به غنی سازی اورانیم ادامه دهد، همچنانکه وزیر امور خارجه خانم هیلاری کلینتن رسما اعلام کردند، تحریم های دیگری نیز اعمال خواهد گردید.

دوم اینکه، سقوط احتمالی دولت اسد و حتی زوال اخیر آن، در محور حیات متقابل تشکیل شده بین دو کشور تعیین کننده بوده، رابطه ایران با حزب اله در لبنان و نقش استراتژیک ژئو پلتیک آن در منطقه را به خطر می اندازد.

و در نهایت اینکه، قیمت نفت همچنان در حال کاهش است و خروجی نفت ایران در مقایسه با بیست سال گذشته، در پایین ترین حد خود میباشد. ایران و سوریه هر دو چه از نظر اقتصادی و چه از نظر سیاسی روز به روز ضعیف تر میشوند و چشم اندازها تاریک اند . اوپک در نظر دارد تقاضای جهانی صدور نفت را از ۹۰۰،۰۰۰ بشکه در روز در سال ۲۰۱۲  ، به ۸۰۰،۰۰۰ در روز  در سال ،۲۰۱۳ کاهش دهد.

بنابراین یک تشنج منطقه ای میتواند موجب انحراف و حواس پرتی فشار جهانی وارده بر مساله اتمی ایران شده، در عین حال از از لطمه خوردن رژیم اسد و نابودی آن نیز  آن جلوگیری کند .

این دقیقا همان استراتژی است که رژیم ایران در سال ۲۰۰۶، زمانیکه میترسید آژانس بین المملی انرژی هسته ای، پرونده تخلفات  هسته ای ایران را به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع کند، با گروگانگیری سرباز اسرائیلی" گلت شالیت" توسط جهاد اسلامی و با یاری حماس در نوار غزه انجام داد.

بدنبال این حادثه، دو سرباز اسراییلی دیگر در مرز لبنان به گروگان گرفته شدند. وقوع این اتفاقات، مساله غنی سازی و برنامه هسته ای ایران را برای مدتی از توجه جهانی خارج کرد و دلیل آن، منعطف شدن  توجه جهانی به تشدید بن بست نظامی بین اسرائیل و حزب اله در لبنان به پشتیبانی ایران بود.

حال رژیم اسلامی که از مشگلات اقتصادی، سیاسی ناشی از آخرین تحریمهای هدفمند  بکار گرفته شده در رنج کامل به سر میبرد، با ضعف هر روزه رژیم اسد و زوال اقتصادی بیشتر هر دو رژیم، در شرایطی مشابه با سال ۲۰۰۶ دست و پا میزند که تشنج آفرینی  مشابهی به هیچ وجه بعید نیست.

راه حل آلترناتیو در مقابل این خود نمایی و تحریک نظامی که بدون شک به نمایشی نظامی در مقیاس وسیع در منطقه منجر خواهد شد برای رژیم، اعلام شکست و پایان دادن به حیات خویش است. رژیم اسلامی در طول حکومت ۳۲ ساله خود، دو مرتبه دیگر در زمانیکه توسط فشارهای خارجی به زانو در آمده بود، تسلیم شد. یکبار در سال ۱۹۸۸ زمانیکه پدر انقلاب اسلامی، آیت اله خمینی عهد نامه ۵۹۸ در جنگ عراق را مبنی بر آتش بس امضا کرد و به جنگ ۸ ساله بین ایران و عراق پایان داد و یکبار دیگر در سال ۲۰۰۳، زمانیکه جمهوری اسلامی برنامه هسته ای خود را از ترس حضور نظامی امریکا در منطقه و در همسایگی ایران یعنی عراق و افغانستان، به حالت تعلیق در آورد.

ایران ایجاد یک آتش سوزی بزرگ را در ماههای آینده به تسلیم شدن ترجیح خواهد داد. تنش بسیار بالا است ولی با وجود این شرایط سالهای ۱۹۸۸ و ۲۰۰۳ برای عقب نشینی فراهم نیستند. مهمتر از آن اینکه رژیم اسلامی در تهران از حمایت تزلزل ناپذیر در روسیه و تشویق وی برخوردار است.

روسیه آشکارا و بطور همزمان  هر دو رژیم های ایران و سوریه را حمایت کرده و این حمایت هنگامیکه تنش بین ایران و غرب افزایش یافته، به اوج خود رسیده. تهران و دمشق از حمایت روسیه شادمانند و در عین حال پوتین، رییس جمهور روسیه تنها از این دو رژیم در برتری جویی استراتژیک خود با امریکا و رویارویی با آن، بهره میبرد.

سرانجام فاکتور نهایی که تحریک نظامی ایران در هفته های آینده را بیش از پیش معنا میبخشد، صف آرایی, آرایش نظامی و حضور امریکا در خلیج فارس است که نخست به منظور برخورد با تهدید نظامی ایران مبنی بر بستن تنگه هرمزشکل گرفته بود. اما ایران با شلیک یک موشک آزمایشی از پایگاه نظامی (محمد ص ۷) ، با توانایی تیر رس قرار دادن اسرائیل و سایر کشورهای حاشیه خلیج  در شعاع ۱۳۰۰ کیلومتری، به امریکا این پیام را داد که آنان با حضور ارعاب برانگیزامریکا تضعیف نشده و از موضع خود صرف نظر نمیکند.

این موضوع را نیز باید در نظر بگیریم که رژیم ایران به اندازه کافی درک این را دارد تا بفهمد هر تخریب و خسارتی که به منطقه وارد کنند، خود نیز بشدت از آن رنج خواهند برد. بنابر این با این فرض، برخی بر این باورند  که راهبرد فعلی رژیم ایران و ریسک پیشبرد یک استراتژی بشدت انتحاری از نظر رژیم با تصور پیروزی خواهد بود زیرا به عقیده آنان (رژیم تهران)، پرزیدنت اوباما درگیر مسائل انتخاباتی خود و اروپا همانطور که سابقه  تاریخی  آن نشان میدهد، فراموش خواهد کرد و توجه چندانی مبذول نخواهد داشت.

Tuesday, July 17, 2012

ایرانی کجایی که انسانم آرزوست...

عدم موفقیت در اتحاد حتی در ساده ترین مبانی انسانی خوره جان ایرانیان شده و شالوده ساختار های اجتمایی آنان را به ویرانی کشانده. براستی آیا برای دفاع از دخترکانی که به جرم راه رفتن در خیابان دستگیر میشوند، نیاز به هماهنگی و توافق قبلی است؟ آیا در تنهای ایرانیان، خونی نمیجوشد و قلبی نمیتپد و غروری دیگر وجود ندارد که به این خفت و خواری تن در میدهند؟؟

ایرانی کجایی که انسانم آرزوست...

تحقیر...تحقیر تحقیر..این ملتی است که برخیزد؟

https://www.youtube.com/watch?v=_WUKkCZIyX0&feature=player_embedded

کسانیکه از شاهزاده یا هر شخص دیگری انتظار پرچمداری جنگ خیابانی دارند...این ملت رنج را میخواهد..تحقیر را میخواهد..و تا زمانیکه نخواهد، در بر همین پاشنه میگردد

جنبش مرغ!!!

هجوم مردم سوریه برای فتح خیابان های دمشق و هجوم مردم ایران در فتح صفهای مرغ...تحقیر تا کجا؟؟ انگلیسیها راست میگفتند اعراب برای ساکت ماندن باید سیر باشند و ایرانیان گرسنه!! چگونه این ملت تصویر این تحقیر را از تاریخ خود خواهد زدود؟

تحقیر

براستی آخرین باری که مردم ایران خروشیدند کی بود ؟ آخرین باری که بر ظلم غریدند و حق خود را باز پس ستاندند کی بود؟ آخرین باری که فریاد زدند و تحقیر را نپذیرفتند کی بود؟ از سال ۵۷ نمیگویم که لاشخوران در گوشت و پوست مردم رخنه کردند با فریادهای ...دروغین خود، آنان را هم به وادی آشوب و هیاهو کشاندند..آیا تاریخ ایران بیاد دارد اعتراض و خیزش مردم را؟؟ آیا روزی در تاریخ ایران هست که مقاومت مردم سد ارعاب و وحشت را در هم شکسته باشد؟؟؟ آیا مردم ایران در طول تاریخ پس از اسلام، به خفت و خواری و تحقیر شدن خو گرفته و هر چه فشار بیشتر شود، اطاعت و فرمانبرداری و زور پذیری آنان بیشتر میشود؟؟؟؟

Monday, July 16, 2012

سر فراز باد نام پاک مام وطن



 



با عشق به دوستانی که این شعر در کنارشان و با یاری آنان سروده شد....

به پیش میروم تا در افق دیدگانم بنشانم،

پرچمی  را که دارم به دست،

پرچمی سنگین...پرچمی خونین

پرچمی بر شانه های یارانم،

شانه هایی دور...  شانه هایی پشت حصارهای  زور ....

................................لیک زوزه ها آید ز دور،

................................ زوزه از دلهای کور،

نیزه ها از چشم های شور،

با تو ام ای همره هشیار من،

گر دشنه ای آمد به قصد جان من،

گرفتنه ای از هم  درید این بال من،

گر مرا نیست کردند در راه من ،

 برفشان این پرچم بر خاک وطن،

 ز ملک  کیان بنیان جفا بر فکن ،

سر فراز باد نام پاک مام وطن ،

 شیر و خورشیدش باد پیروز بر اهرمن

Thursday, July 12, 2012

قیچی جراحی نظام بکار افتاد


 هموطن بخوان و توجه کن ....بخوانید و منتشر کنید. مبارزه یعنی روشنگری، تجزیه تحلیل و آمادگی طراحی استراتژی جهت برخورد بموقع .

پس از افتضاح واگذاری منابع گاز دریای مازندران به روسیه، خامنه ای متوجه فشار مقاومت ناپذیراهرم زور نیروهای خارجی، از ۴ گوشه کشور شد و در این بین، نه کشور ایران را، بلکه نظام را در خطر جدی دید و در این راستا تصمیم گرفت جام زهر را سر کشد. بدین معنی که حاضر شد علی رغم میل خود، رشته امور را به روباه پیر و موتور فکری و مدیریت بحران نظام، یعنی هاشمی رفسنجانی بسپارد وبه ریش سفیدان نظام هم دستور اطاعت صد در صد از ایشان را به منظور حفظ "نظام مقدس" داد.


کیسینجر نظام (رفسنجانی)، در یک اقدام ضرب العجلی به جراحی درونی نظام پرداخت و با جابجا کردن مهره های اصلی،  با صرف پول های کلان و بخصوص با حمایت و پشتیبانی به گفته خودش: "نیروهای بوجود آورنده انقلاب ۵۷ که اکنون در خارج هستند و منافع آنان در بقای نظام است"، طرحی عظیم را در چهارچوب طاعون حکومت اسلامی پیاده کرد که در آینده ای بسیار نزدیک، شاهد ظهور نتایج مبهوت کننده آن خواهیم بود..

رفسنجانی: (((در دوران ما و سازندگی، دوستانی رسمی و غیر رسمی اعم از آشکار و نهان(دول خارجی- محافل موثر خارجی-بنیانگذاران انقلاب 57 که اکنون مقیم خارج بوده و خواهان اصلاح و رفورم در چهارچوب همین قانون اساسی فعلی اند) در خارج از کشور داشتیم که گاها در مراحلی و دشواری هایی کمک نظام بوده اند و هستند. بعد از جریانات 88 و مشکلاتی که پیش آمد تماس هایی با آنها داشتیم که این اواخر قول هایی بما دادند. البته شروطی هم داشتند. اما منافع شان اقتضی می کند: ما باشیم. ضد انقلاب در حال تشکیل بساطی برانداز، حول محور اتحاد و آشتی ملی گروه های معاند نظام در چهارچوب شورایی هستند. نفوذ هایی هم در محافل و مجامع مخالف ما داشته اند. این دوستان که در فروپاشی بساط شاه ، ید واحده با ما بودند ،این فتنه بزرگ را گزارش کردند و برای مقابله با عوامل برانداز ،خواستار همکاری با ما شدند .تماس هایی گرفتیم، خرج های متعارفی شد و مامورینی فرستادیم. خوشبختانه کارهایی درحال انجام است. می توان بکمک آنها این اجماع استکبار و ضد انقلاب را علیه انقلاب و نظام خنثی نمود. قرار است این دوستان با تشکیل اتحادی خودی در مقابل بساط اتحاد یا شورای ضد انقلاب با تماس ها و اقداماتی، زمینه را برای رفع معضل اتمی ،بشرط لغو کامل تحریم ها و اینکه امتیازی به نیروهای معاندی که در پی براندازی نظام هستند ،داده نشود ،فراهم نمایند (لغو غنی سازی .تعطیل فرودو.تحویل اورانیوم غنی شده 20 در صدی بخارج) .در داخل نیز تعدادی از نیروهای ارزشی نظام با بداخلاقی بعضی ،رنجیده خاطر شدند که قرار شد مدتی جای همدیگر را در نهادهای نظام عوض کنند.مردم از کسانی که قربانی شده اند بعنوان قهرمان استقبال می کنند )))

همانطور که میبینید، محور این جراحی اورژانسی، برپنج اصل استوار است:



۱- قدرتها و دوستان خارجی که" پشتیبان اصلی ما در انقلاب ۵۷ بودند و امروز منافع خود را در بقای نظام میبینند."
۲- "بعد از جریانات 88 و مشکلاتی که پیش آمد تماس هایی با آنها داشتیم که این اواخر قول هایی بما دادند. البته شروطی هم داشتند. اما منافع شان اقتضی می کند: ما باشیم. ضد انقلاب در حال تشکیل بساطی برانداز، حول محور اتحاد و آشتی ملی گروه های معاند نظام در چهارچوب شورایی هستند. نفوذ هایی هم در محافل و مجامع مخالف ما داشته اند. این دوستان که در فروپاشی بساط شاه ، ید واحده با ما بودند، این فتنه بزرگ را گزارش کردند و برای مقابله با عوامل برانداز ،خواستار همکاری با ما شدند "

 که در اینجا صراحتا به خطر تشکیل شورای ملی ولزوم ایجاد اپوزوسیون دیگری در برابر اوپزسیونی که در حال تشکیل "شورای ملی" است , اشاره میکند
.
۳- ""تماس هایی گرفتیم، خرج های متعارفی شد و مامورینی فرستادیم
که صراحتا  موازی سازی" و هزینه های مربوط به آن و فرستادن مامورین رژیم در لباس مخالف نظام، برای تشکیل اپوزیسیون تقلبی، را توجیه میکند.
۴-"قرار است این دوستان با تشکیل اتحادی خودی در مقابل بساط اتحاد یا شورای ضد انقلاب با تماس ها و اقداماتی، زمینه را برای رفع معضل اتمی، بشرط لغو کامل تحریم ها و اینکه امتیازی به نیروهای معاندی که در پی براندازی نظام هستند، داده نشود، فراهم نمایند (لغو غنی سازی .تعطیل فرودو.تحویل اورانیوم غنی شده 20 در صدی بخارج)"

.. که حاکی است از دادن امتیاز به دول خارجی برای جلوگیری از امتیاز گرفتن اپوزیسیون واقعیی.

 ۵- "در داخل نیز تعدادی از نیروهای ارزشی نظام با بداخلاقی بعضی، رنجیده خاطر شدند که قرار شد مدتی جای همدیگر را در نهادهای نظام عوض کنند. مردم از کسانی که قربانی شده اند بعنوان قهرمان استقبال می کنند. رهبری هم فرمودند مصلحت نظام اقتضای چنین فداکاری هایی را دارد"..

.که به وضوح هر چه تمامتر، حاکی است از جابه جایی نیروهای رنجیده خاطر!! و قربانی شده!!! با نیروهای بداخلاق نظام!! که در این صورت مردم از این افراد قربانی!! بعنوان قهرمان استقبال خواهند کرد. روشن است که منظور از این جمله جز برخی آقایان از حصر و حضور در صحنه به عنوان قهرمان، و بدست گرفتن سکان کشی شکسته نظام، چیزی نیست.

هموطن، تاریخ پر فراز و نشیب سرزمین  ما صحنه های چند از این دست را دیده است. بنابراین در چنین دورانی وظیفه ما چیزی نیست جز هوشیاری و آگاهی و پرهیز از منحرف شدن از مسیر اصلی و جدال با یکدیگر..امروز "ما" هستیم و" ما" میدانیم و" ما" نخواهیم گذشت نیرنگ تازه ای بر میهن کارساز شود...هموطن، امروز صحنه کارزار ما صحنه جنگ فکری است نه رزمی. امروز قدرت اندیشه و ذهن ماست که بر تصمیمهای ما پیشی میگیرد و ما را از اشتباهات گذشته بر حذر میدارد.

هموطن، نگذار دستهای به خون آلوده اهریمن، از آستین لباسی دیگر در آید که ما را مجال و فرصت دیگری نیست برای اشتباه کردن و سهمیه اشتباه کردن و نادانی ما به اتمام رسیده...بیا و از نزدیک ببین و بینا شوو زبان در کام نکش که روزی نگوییم:... و ما چه دور بودیم و چه کور...


متن کامل سخنان خامنه ای و رفسنجانی در جلسه محرمانه در لینک زیر از کمپین سفارت سبز

http://sefaratesabz.blogspot.no/2012/07/blog-post.html

Tuesday, July 10, 2012

ترجمه متن مصاحبه صفیه، دختر محکوم به اعدام، با الشرق نیوز از فارسی به انگلیسی، جهت استفاده در محافل حقوقی

ترجمه متن مصاحبه صفیه، دختر محکوم به اعدام، با الشرق نیوز از فارسی به انگلیسی، جهت استفاده در محافل حقوقی
By: Sh. Aryamehr

Safia Ghafoori, ”The Stop Blooding Bride” a 28 years old woman who is going to be executed while her re-judge appeal is been accepted by the Supreme Court.
Nine days ago, Safia Ghafoori, a 28 years old woman who has been imprisoned from 2006 in Shiraz, was supposed to be executed for the third time on her Death Penalty.  But Efforts of philanthropists and the lawyers caused the accordance of the judge for a 10 days delay In order to convince the victim's family to forgive her. The dead end is tomorrow and there is a possibility for her to be executed, if the convincing attempt would be unsuccessful or if the execution will be ordered by the Chairman of the Judiciary.
However, the Supreme Court has accepted to put the re-judge appeal to the case of Safieh but declares that as in this case, the permission of the death penalty has been previously released by Mr. Sadegh larijani, the Chairman of the Judiciary, the acceptance of this appeal is due to, his viewpoint and Full stop execution is just possible regarding his permission .As in Iranian Islamic law system, the Supreme Court is the highest Litigation Authority. So if a case is accepted by this court to be reviewed, automatically the sentence should be fully stopped but in this case, Judiciary head employees announced although the Supreme Court has accepted to review, if Mr. larijani would not order to stop the sentence, the death penalty will be still applicable.

According to Asharq news, after the delay order this young girl has started her efforts to convince the victim’s family but as” her own family” insists on the accomplishment of the verdict, she couldn’t be able to convince the victim’s family for Pardon. Safiye is accused to murder a young girl whom she believed to have relationship with her husband and disrespected her sister. During her first confessions, Safie has said: “we had planned to bring her home in a way that the man who has been my co-respondent, sex her while I register by video. But I fought with her and I pushed her so she felt down and got anesthetized. At this moment my co-respondent has strangled her by his hands so I got the house fire and run away.

After a while, the girl has retracted her confessions and said that she has killed the victim alone but still named the man as her co-respondent.

The so called “Stop Blooding Bride” has been forced to marry to end the longtime Bloody clashes between tribes. During an interview with Asharq’s reporter she explains why her own family insists on accomplishing the Dead Penalty. Actually, this case has many sophisticating points and what you read here is just the charged versions of the story.
How do you pass the days in prison?

How do you see the days of a charged that has to wait to be named by prison speakers to go for her execution every Sunday and Monday? The victim’s family enforces the verdict to be done. This is not called life here.
Why your family wants you to be executed?

I didn’t charge my sister and brother in laws for the case so they could not be able to revenge. They push me to do this and as I don’t, they want me to be executed.

What was the role of these two in the crime?
They had no role. My sister – in law just introduced me the man who was my co-respondent and my brother-in law has actually played no role.

So what is the reason for your family insisting you to charge them?
I was a “stop blooding bride”. My tribe has struggled and fought with their tribe for so many years. There were lots of people killed. They want me to charge them to revenge and be able to start the fight again. I know this so I will not name them. If I do the fight starts again. My tribe will say that your tribe has caused our girl to be imprisoned and so many will be killed again. So I decided to remain in silence. Besides, my husband has divorced me and this was considered a real humiliation for my father who was the chief of my tribe. When I didn’t name my brother and sister-in laws in the court, they gained no excuse for revenge and this made them upset.
Why you killed that girl?
I didn’t want to kill her. I just wanted to take her out of my life. My sister in law introduced me a man and said we can take her home and take a video with his help. My family believes that I have to say that she has encouraged me but this is not true. The young man has a role in murdering but my sister in law did not. So I didn’t want to call his name. In fact I named her during Interrogation but not in the court.
It has been said that your brother has attacked and shut you in prison. Why did he do this?
I was rejected by my family when I was imprisoned so I felt so lonely. My family wanted me dead because I did not do what they wanted me to do. I was struggling to survive and searching for someone who can help me. Then my father’s friend, who was competitive to him, has proposed me to marry him. He is a rich man so has asked the Supervisory judge to aware me about his proposal. He is 30 years older than me and I know I won’t be happy with him but I accepted on the condition that he convinces the victim’s family for Pardon. In the presence of Supervisory judge, he accepted and promised to convince them and even to pay a milliards tomans (Iranian currency) to the victim family. When my father heard this got angry and asked my brother to come in to the prison and kill me. He believes in this way, they (my family) can say we killed her (me) ourselves and free themselves of this disrespect and humiliation.
My brother and I had always a good relationship and he was the only one who came in prison now and often to see me. So I was happy to see him and I walked towards him but he shot me. I was nearly dead and I suffered a lot to get back to life. From that moment I never saw my family again. They want me dead just because I didn’t do as they wanted me to do and also because I tried to save my life recourse me to another person
At this moment you claim that you are not the murderer. Why didn’t you announce it in the court?
I said I had a co-respondent in the court and I introduced him also but as I have mentioned before during interrogations that he had no role in the crime, the court had voted for his Exoneration. It has no importance for the judge to search the reason of not denunciating my brother for shooting the man six times and taking a false identity afterwards instead of accusing him (my brother).   
Why you changed your mind while interrogation and said that you did not have any co-respondent?
Some important person came to visit me. These persons were related to the man and asked me not to mention his name. I hoped if I do this, these important people would help me out of this. So I assumed the responsibility of being the murderer.
Why did not you talk to the victim’s family personally to convince them?
I talked to the elder brother who is respected for all. I asked him for Pardon as he knows that it was not me to kill her sister. He said that he knows and believes me and is as sad for me as he was for her sister. He said we can forgive you if your family asks us to do it at least once. I insisted but it served nothing. He just wants my family ask it from them. Then they will forgive.
  That means even your mother wants you dead
I love my mother. She is the only one crying for me. She is so sad. But at the same time says that this is your fault not to mention their names and as we can’t revenge, you should be executed.
   So your death is the only thing that satisfies your tribe?

If I die, the massacre starts and my tribe will attack my husband’s tribe and people will be killed from both sides. No one can stop them anymore. Both tribes know that I’m innocent and the man has killed the girl. But believe if we name that man there will be an intolerable humiliation. If I’ll be free, I’ll be killed by my own family. So the only safe and immune way for me is to stay in prison but I cannot stand it   any longer
So you think it was a right thing to do to admit your confessions
I got to admit and this caused my exoneration but I cannot tell the truth to everyone as I know my mother will suffer a lot and may die. My father is dead and I don’t know what to do if she dies either. So I just told some part of the truth to my lawyer.