Saturday, August 25, 2012

تاکید‫های ‫مکرر شاهزاده رضا پهلوی بر موضوع بسیار مهم "رفراندوم

 کوروش ایرانی
تاکید‫های ‫مکرر شاهزاده رضا پهلوی بر موضوع بسیار مهم "رفراندوم (همه پرسی)" پس از سرنگونی ‫جمهوری اسلامی، برای تعیین نوع نظام، یا جمهوری یا پادشاهی پارلمانی در فردای ایران


‫اتحاد برای همه پرسی
========================================================================


Press conference at the National Press Club in Washington. Photo by J. Javid
Citizen Pahlavi
Holding on to the monarchy will not do him any good

January 25, 2001
The Iranian

"...the people should decide in a referendum what form of government they wish to have."
http://www.iranian.com/Opinion/2001/January/Pahlavi1/index.html

===========================================================================

"REFERENDUM BEST AND PEACEFUL WAY TO CHANGE REGIME IN IRAN"

REZA PAHLAVI
PARIS 11 Oct. (IPS) Prince Reza Pahlavi,
http://www.iran-press-service.com/articles_2002/Oct_2002/reza_pahlavi_interviews_111002.htm
=====================================================================================

‫در پاسخ به پرسش نوع نظام آینده کشور و اینکه آیا میخواهید پادشاه ایران باشید؛ شاهزاده پاسخ میدهد:

‫"این بسته به انتخاب مردم ایران از راه یک رفراندوم ملی خواهد بود."

‫
‫از دقیقه ۳:۱۷

An interview with Reza Pahlavi by Barbara Walters from 2002
www.youtube.com/watch?v=VBM4GcYf3jg
============================================================================

رفراندوم رفراندوم، این است شعار مردم - بیست و پنجم بهمن، فریاد آزادی
 Sunday, February 12th, 2012 by رضا پهلوی

Reza Pahlavi




 
‫این روزها را با گرامیداشت خاطره دو فرزند دلبند سرزمینمان، محمد مختاری و صانع ژاله و همچنین همه جانباخته گان راه آزادی گرامی می داریم. به دل شکسته و پر از اندوه و روح خستگی ناپذیر مادران و پدران محمد مختاری، صانع ژاله، سهراب، ندا و دیگر فرزندان دلیر و جاودان این سرزمین ، سوگند که تا آخرین نفس و با تمام نیرو به دادخواهی خون همه فرزندان ایران بر خواهیم خاست و تا آزادی همه زندانیان سیاسی-عقیدتی از پا نخواهیم نشست.
 

  رفراندوم، رفراندوم
  این است شعار مردم
 

‫‫خداوند نگهدار ایران باد
‫رضا پهلوی
http://www.rezapahlavi.org/details_article.php?article=572

=========================================================================================

رضا پهلوی درمصاحبه با سردبير كيهان لندن

تفاوت دو رفراندوم را بدقت تشريح كرد

رفراندوم و صف آرائی

مخالفان و موافقان آن
 

اصل پنجاه و نهم
در مسائل بسيار مهم اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي ممكن است اعمال قوه مقننه از راه همه پرسي و مراجعه مستقيم به آرا’ مردم صورت گيرد.در خواست مراجعه به آرا عمومي بايد بتصويب دوسوم مجموع نمايندگان مجلس برسد.
 "رفراندوم" بعنوان آخرين راه حل ممكن براي خروج از بن بست سياسي در جمهوري اسلامي روز به روز  دقيق تر  و همه جانبه تر از سوي نه تنها گروهها و سازمان هاي داخل و خارج از حاكميت، بلكه از سوي اقشار مختلف كشور مطرح مي شود.شعار مهم تحركات اخير دانشجويان در تمام دانشگاه هاي كشور "رفراندوم" بود, كنگره جبهه مشاركت ايران اسلامي، آنگونه كه دبيراول اين جبهه "محمدرضا خاتمي" در نطق افتتاحيه خود بيان داشت ظرفيت هاي اصل 59 قانون اساسي براي اعلام همه پرسي در كشور را در دستور كار خود قرار داد كه نتايج بحث هاي كنگره در اين باب احتمالا در قطعنامه پاياني كنگره بازتاب خواهد يافت.
بدنبال انتشار گزارش محمد رضا خاتمي  به كنگره فوق العاده جبهه مشاركت ايران اسلامي، يدالله اسلامي، عضو ”شوراي هماهنگي گروه‌هاي دوم خرداد“ كه جبهه مشاركت نيز در آن حضور دارد، بعنوان نتايج مذاكرات و مباحثي كه در روزهاي اخير بين احزاب و سازمان هاي عضو اين شورا وجود داشت گفت:
گروه‌هاي دوم خرداد، در اكثر مباحث، به توافق رسيده‌اند ... در جلسات شوراي هماهنگي، در مورد مسائل روز از جمله رفراندوم،  بحث صورت گرفته و مي‌گيرد تا تمام گروه‌ها در مورد آن به توافق برسند و روي زمان، چگونگي و مباحث آن در حال اجماع نظر هستيم.
جبهه مخالف اصلاحات در جمهوري اسلامي كه بشدت نگران همه پرسي پيرامون انحلال و سلب اختيار از نهادهاي انتصابي به سود نهادهاي انتخابي است، آشكارا با انتشارات مقالاتي در روزنامه كيهان، قدس، رسالت و جمهوري اسلامي با اين همه پرسي مخالفت مي كند.در ميان اين نشريات، روزنامه كيهان شتابزده تر و بي منطق تر از بقيه بحث انحلال مجلس را پيش كشيده است.حسين شريعتمداري سرپرست كيهان و نماينده ولي فقيه ( البته ولي فقيه در جمهوري اسلامي مجهول الهويه و مجهول المكان است و همه جا صحبت از مقام رهبري، رهبر و مقام عظماي ولايت است، زيرا شرايط فقهي در رهبر كنوني جمهوري اسلامي جمع نيست!) در مصاحبه با خبرگزاري دانشجويي ايسنا خبر از تدارك حمله سراسري به اصلاحات و اصلاح طلبان داد و اين يورش را حتي خونين توصيف كرد.اين كه چنين خيز و اقدام جنون آميزي با چه عواقب و عوارضي همراه خواهد بود و از تاك نشاني خواهد ماند كه يادي هم از تاك نشان بشود يا نه آنقدر اهميت ندارد كه وحشت و هراس رهبران و سران مافياي اقتصادي در جمهوري اسلامي از رفتن به سوي همه پرسي اهميت دارد.اظهارات حسين شريعتمداري پيش از آنكه معناي حمله بدهد، معناي فرار به جلو را مي دهد!!
48 ساعت پس از اين مصاحبه، روزنامه كيهان از يك مصاحبه حداد عادل سخنگوي فراكسيون اقليت مجلس كه به موجب يك توافق و با توجه به نسبتي كه با رهبر جمهوري اسلامي دارد خارج از ليست به درون مجلس ششم آورده شد، جمله اي را گزين كرده و  با عنواني كه مضمون انحلال مجلس را داشت منعكس ساخت.همچنين فراكسيون اقليت مجلس اعلام كرده است احتمالا هنگام راي گيري پيرامون لوايح دولت از مجلس خارج خواهد شد تا آن را از اكثريت ساقط كند0 همين تهديد نيز خود نشان مي دهد كه تصويب لوايح و رد آن در شوراي نگهبان و يا حتي نفرستادن آن به شوراي نگهبان و مراجعه مستقيم به مردم براي تائيد آن تا چه ايجاد وحشت در مافياي ثروت و قدرت كرده است.با آنكه بهانه اوليه براي رفتن به سوي رفراندوم لوايح دولت است، اما همگان مي دانند كه در صورت رفتن به سوي رفراندوم، حتي براي تاييد همين لوايح نيز مردم يكبار ديگر در وسيع ترين شمار ممكن به اصلاحات و عليه نهادها و شخصيت هاي انتصابي در جمهوري اسلامي راي خواهند داد.
معضل بزرگي كه اكنون پيش روي مخالفان اصلاحات است، آنست كه آنها از تريبون هاي نماز جمعه، از سيماي جمهوري اسلامي، از مطبوعات و در سخنراني و مصاحبه هاي خويش، مدعي سخنگوئي از طرف مردم شده اند. حتي رهبر جمهوري اسلامي نيز در آخرين ديدارش با مقامات كشور اعلام كرد كه براي حل مشكلات كشور مردم را ممكن است به صحنه فرا بخواند.به اين ترتيب و براي يك فراخوان مدني و بدور از خشونت هيچ راه حلي جز موافقت با رفراندوم نيست و هر گونه مخالفت با رفراندوم عملا نه تنها مردم را بيشتر متوجه ضرورت برگزاري آن مي كند، بلكه مخالفان آن را بيش از پيش طرد مي كند0 اين همان نكته ايست كه روزنامه رسالت در سرمقاله روز يكشنبه خود آن را مطرح كرد و جناح راست و مخالفان اصلاحات را از مخالفت علني با رفراندوم و برانگيخت مردم عليه خود برحذر داشت!




در مصاحبه اختصاصی با سردبير كيهان لندن


با رفراندوم رضا پهلوی


جمهوری اسلامی می رود!

 
هوشنگ وزيري سردبير هفته نامه كيهان چاپ لندن با رضا پهلوي، فرزند ارشد آخرين شاه ايران مصاحبه اي انجام داده است.اين مصاحبه در فاصله اندكي پس از  مصاحبه مطبوعاتي اخير رضا پهلوي در تالار خبرنگاران وابسته به وزارت خارجه امريكا منتشر شده است. ( در شماره ديروز فشرده مهم ترين نكات مصاحبه تالار خبرنگاران را بخوانيد)
رضا پهلوي در مصاحبه با هوشنگ وزير چند نكته قابل درنگ و توجه مطرح كرده است، كه در قياس با آنچه كه در كشور در ستيزي با اصلاحات و اصلاح طلبان دنبال مي شود قابل تامل است.اين ستيز عملا  اصلاحات را در داخل ايران و در چارچوب قانون اساسي جمهوري اسلامي ناممكن مي نماياند و نا اميدي مردم از اصلاحات در داخل كشور را به اميدواري به نجات دهنده اي در خارج كشور معطوف مي سازد.
رضا پهلوي در اين مصاحبه، پس از آنكه جمهوري اسلامي را اصلاح ناپذير اعلام مي كند، با دقت كامل ديدگاه خود در باره رفراندوم را بيان مي كند و تفاوت اين رفراندوم و آن رفراندومي كه اصلاح طلبان در چارچوب قانون اساسي و براي نجات انقلاب 57 از سقوط كامل مطرح مي كنند تشريح مي كند.
بخش ديگري از مصاحبه رضا پهلوي معطوب به حقوق اقليت هاي قومي و مذهبي است كه بي ترديد با توجه به واقعياتي كه امروز در ايران و با تقسيم جامعه به انواع غير خودي ها و سكان داري يك گروه اندك و اقليت بنام خودي بيان شده است. با توجه به اينكه پيشتر اخباري در باره مذاكرات توام با تفاهم رضا پهلوي با برخي فعالان كرد ايراني در كشور كانادا منتشر شده بود، اظهارات وي در اين زمينه نيز مي تواند متاثر از آن مذاكرات  باشد.
چند نكته محوري مصاحبه رضا پهلوي را در زير مي خوانيد:
تفاوت دو رفراندوم
1- امروز تلاش زمامداران جمهوري اسلامي  اين است كه جدايي دين و دولت را به صورت امري مغاير با دين، يا اصلاحات را به معناي مخالفت با اسلام وانمود كنند، در اصل براي دفاع از حكومت نامشروع خودشان است نه براي دفاع از دين آنها گهگاه اين شعارهايشان را زيركانه عنوان مي كنند ولي زيركي آنها در برابر آگاهي روز افزون مردم ايران ديگر كارساز نيست مثلا هنگاميكه مساله همه پرسي مطرح است، برخي از آنها مي گويند همه پرسي براي اصلاح قانون اساسي جمهوري اسلامي، حال آنكه همه پرسي كه ما به دنبال آن هستيم با اصلاح قانون اساسي جمهوري اسلامي كار ندارد، بلكه اساس و بنياد اين قانون اساسي را زير سئوال مي بريم. همه پرسي اي كه ما از آن صحبت مي كنيم، براي  برچيدن حكومت ديني است تا اين حكومت جاي به يك حكومت دمكراتيك بسپارد كه جدايي دين و دولت از لوازم ناگزير آن است .
حضور در داخل كشور
2- براي من پيش بيني اين امر مشكل است كه كدام سناريو به صحنه خواهد آمد. ترجيح مي دهم در آن لحظه در مملكت خودم باشم و سهم خود را در آنجا ادا كنم در برخي موارد، رهبري از خارج آغاز شد و با حركت به سوي داخل توانست كار را به انتها برساند بخش بزرگ جنبش مخالفت با رژيم در داخل كشور است به هر حال اگر كار به جايي برسد كه حضور مرا پيش از سرنگوني رژيم در داخل ايجاب كند، احتمال اينكه من در داخل كشور باشم به هيچ وجه منتفي نيست همه چيز بستگي به اوضاع و احوالي دارد كه پيش خواهد آمد .
نياز به دولت ا نتقالي
3- در فاصله سرنگوني اين حكومت و برگذاري همه پرسي، ما به يك دولت انتقالي نياز داريم كه بتواند شرايط همه پرسي را به بهترين وجه ممكن برگزار كند گذار از اين مرحله بسيار مهم است.
حقوق اقليت هاي قومي و مذهبي
4- به نظر شخص من قدرت دولت مركزي بايد محدود باشد و دولت مركزي به نگاهداري تماميت ارضي كشور، توزيع عادلانه ثروت و دفاع از حقوق مردم بپردارد ولي بسياري مسائل هست كه دخالت در آنها اصلا در حد دولت مركزي نيست.
 



 


http://ettelaat.net/reza_p.htm


--


بیاییــد همه به ایـران فکر کنیم
‫اپــوزوسیون را سـازمان و گستــرش دهیم

‫اعتصابهای همگانی و نافرمانیهای مدنی را فراگیر سازیم

Sunday, August 19, 2012

هموطن، برخیز و دهان تجزیه طلب را از خاک وطن پر کن



...هموطنان، در روزهای اخیر در مورد مصنوعی  بودن این زلزله ها و قصد رژیم مبنی بر ناراضی کردن مردم مناطقی خاص از ایران و همکاری با گروه های تجزیه طلب زیاد گفتیم. اینکه رژیم جهت بقای  خود به دول خارجی برنامه ریز تقسیم ایران باج داده است تا با آنان همکاری کند بر هیچکس پوشیده نیست و بدلیل اینکه سران جمهوری اسلامی در صورت خیزش مردم هیچ جایی برای فرار ندارند و حتی به قطعه ای از خاک ایران هم راضی هستند، برایشان فرقی نمیکند چه میزان از خاک و وسعت ایران بر نقشه جهان باقی بماند. مهم این است که آنها بهمراه پولها و ثروت کلانشان در ان جا شوند.


هم میهن گرامی، همانطور که در یاری رسانی به مردم داغدیده آذربایجان نشان دادی که همه ایران سرای من است و همه هم میهنان ما از یک جنس و همه برادران و خواهران ایرانی ما هستند، امروز نیز باید در حفظ یکپارچگی و تمامیت ارضی کشورمان چون شیر غران برخیزیم و بر گرازان و کفتاران آشوب طلب و تجزیه طلب یورش بریم و فریاد های تجزیه طلبییشان  را از گلو درنیامده، همانجا خفه کنیم.


ایران خون من است، گوشت من است، پوست و استخوان من است. ایران همه آن چیزیست که دارم..ایران حیثیت  و آبروی من، تار و پود من، میراث پدرانم و هدیه من به فرزندانم است.


ایران سرای من است. من ایرانیم. من کردم، بلوچم، آذری ام، خوزستانی ام، بختیاری ام، مازندرانی ام، پارسی ام و چو ایران نباشد تن من مباد، بدین مرز و بوم زنده یک تن مباد.


هموطن، برخیز و دهان تجزیه طلب را از خاک وطن پر کن تا در عین خاموش شدن، طعم خاک وطن را بچشد بلکه چیزی بنام غیرت در رگ هایش جریان یابد و بداند اینبار دهانش را پر میکنیم و بار دیگر در همان خاک دفنش میکنیم


هموطن قسمتی از ناله ها و آشوبهای این نامردمان را اینجا بخوان و ببین چطور با واژه ها و جملات کاملا مهندسی شده به ایجاد تفرقه مابین اقوام مختلف ایرانی پرداختند و چطور دولتی را که تا امروز جمهوری اسلامی و دجال مینامیدند، امروز دولت "ایران"  مینامند تا بتوانند قومی را مثلا "ملت ترک" و بقیه ایران را "ایرانی" بخوانند و بین ایندو دیوار بکشند. اینها جز مزدوران کثیف جمهوری اسلامی نیستند. رژیم  به مردم زلزله زده عمدا  بی توجهی  کرد تا عواملش دست به نوشتن و پخش کردن چنین نامه هایی بزنند .این اولین و آخرین نامه نخواهد بود بلکه با سیاستی از پیش تعیین شده، سیلی از این نامه ها در راه خواهد بود


نویسنده این مطلب پس از مقایسه ای بی منطق بین  زلزله بم و آذربایجان، چنین ادامه میدهد:

اما در آذربایجان چنین نبود و نیست ... آری چنین نبود و نیست!<<<<<<<

 ای برادر! ای خواهر! ای پدر! ای مادر! درد از جنس دیگری هست. مدیریت این دو بحران، به خاتمی و احمدی نژاد بستگی زیادی ندارند. در این جا سخن از "متن و حاشیه"، سخن از "دو سرزمین متفاوت"، سخن از "هم خونی و غیر هم خونی" سخن از "هم زبانی و غیر هم زبانی"، سخن از "خودی و غیرخودی"، سخن از "استعمار و مستعمره"، سخن از "تفاوت انسان ها و برتری درجه انسانیت بعضی بر بعض دیگر"، سخن از "تبعیض در میان فارس و ترک"، سخن از "نگاه متفاوت به نژادها"، سخن از "نژادپرستی پست" است. سخن از برتری نژادی بر نژاد دیگر است. سخن از نوع نگاه به کسانی است که در ایران زندگی می کنند. سخن از اندیشه، از تفکر حاکم در میان ایرانیان است<<<<<<<

و در این قسمت بعد از اینکه تاکید میکند، دولت کمکی نکرد ولی مردم از همه جا به کمک زلزله زدگان شتافتند، با بی انصافی هر چه تمامتر چنین ادامه میدهد توجه کنید که "ایرانی" در همه جا با چه دقتی مهندسی شده است:

>>>>>>من که نمی توانم بپذیرم ولی آیا تو می توانی قبول کنی که در دو حادثه بم و آذربایجان، "خودی" و فارس بودن و در مرکز قرار داشتن، بسیار مهمتر از "ترک" بودن و حتی انسان بودن هست؟ آیا ترک در این جا غیر خودی جلوه نمی کند که آن چه به خانه و خودی حلال است، به مسجد حرام است. ما ترک ها برای شما و ایران، مسجد هم نیستیم.

در ایران تو، خود آذربایجان و اخبار آذربایجان  به قدری بی اهمیت بود و هست که برای مدت ها و روزها خبر زلزله آن به صفحه روزنامه ها، هفته نامه ها، شبکه ها و کانال های رنگارنگ رادیوها و تلویزیون های داخلی ایران راه نیافت. با گذشت این همه ایام از آن فاجعه، هنوز هم تیتر اول و دوم روزنامه ها و نشریات و اخبار شبکه های خبری ایرانی را اشغال نکرده است.

مسئولان درجه اول سیاسی و دینی و اداری تا یک هفته، آذربایجان را به حساب نمی آوردند. یک تسلیت خشک و ساده و دریغ از یک سفر شتابان.

من: روزنامه نگار آزاد و مستقل- اهل تبریز – تبعیدی به کانادا، کشور ایران را لایق نمی دانم تا کشور و ملت آذربایجان جنوبی با آن ها در یک کشور بمانند و تلاش خواهم کرد تا ایران را تجزیه بکنم. هر کشور و ملتی که در این راه کمکم کند، دستشان را به گرمی خواهم فشرد>>>>>.

ایرانی به پا خیز! خاک میهن در خطر است..ایرانی کاوه، آرش و سهراب و فردوسی، نادر شاه و آریو برزن، کوروش و پاسارگاد، در خطر است. ایرانی میراث تو، دسترنج دلیران و سر به داران و امیران کشور تو را به فروش گذاشتند برخیز و سر به دار ده برای آنان که برای تو سر به دار دادند  ..سر به باد ده پرچم ایران را در سراسر خاک ورجاوند و گهر بارش افراشته نگاه دار..

Friday, August 17, 2012

در سوگ آذربایجان



گفتم گر ز گیتی    جور و درد سهم ما بود    سهمم همه بدادی        دیگر امان ندارم
گفت بهر چه نشستی    که امان و قدح تو    بس خرد و نا چیزاست     بر من که سیری ندارم

Wednesday, August 15, 2012

.....نقشه جدایی آذربایجان از ایران


 پروژه ای طراحی شده بسیار ماهرانه که سر انجام به جدایی آذربایجان از ایران می انجامد..مراحل این پروژه عبارت بودند از:

انجام انفجار
بی اعتنایی رسمی مسولین و نادیده گرفتن مردم مصیبت دیده
عدم پوشش ر
سانه ها
خودداری از پذیرش کمکهای بین المللی به منظور جلوگیری از افشای انفجار
خود داری از رساندن کمکهای مردمی

ایجاد زمزمه های تجزیه طلبان از طریق رسانه های مزدوری چون بی بی سی و همنطور پانتورکها بطور سازمانی
ایجاد دلشکستگی و نارضایتی در مردم زلزله دیده و ایجاد گرایش عدم تعلق و تفکر بیگانه بودن

در نهایت آماده سازی مردم منطقه برای جدایی

پروژه جدایی:

حمله نظامی
نابودی زیر ساخت ها که از سالهای ۱۹۷۳ به بعد بطور اکید پیگیری و دنبال شده
ایجاد بحران هویت
ایجاد فقر و نارضایتی

ضربه نهایی: جدایی ایران و اجرای نقشه تقسیم ایران بر ۵ برنارد لوییز انگلیسی

Sunday, August 12, 2012

حضور شاهنشاه در محل، ۶ ساعت پس از زلزله طبس


شاهنشاه آریامهر ۶ ساعت پس از رویداد زلزله، در طبس حاضر شدند و به مناسبت زلزله طبس، جشنهای چهارم و نهم آبان را بلافاصله لغو کردند

زلزله مصنوعی و اجلاس مفتخوران




شاهنشاه آریامهر ۶ ساعت پس از رویداد زلزله، در طبس حاضر شدند و به مناسبت زلزله طبس، جشنهای چهارم و نهم آبان را بلافاصله لغو کردند. امروز رژیم ایرانی ستیز، نگران طرز فکر اسرائیل در مورد برگزاری اجلاس غیر متعهد ها در تهران و کمک ترکیه برای براندازی رژیم سوریه است. آنچه میبینید تیتر روزنامه های کشور یک روز پس از وقوع زلزله مصنوعی  رژیم در آذربایجان است که منجر به قتل جمع کثیری از هموطنان ما شد. در حالیکه کودکان میهن در زیر آور به سر میبرند و پتو و آب آشامیدنی ندارند، رژیم خود راآماده پذیرایی از ۷۰۰۰ مفت خور اسلامی کشورهای مگس نشان کرده است که شکم های گرسنه خود را به مدت یک هفته از خون ملت ایران پر کنند. هزینه سفر، هتل و پذیرایی و گردش ایشان توسط رژیم ددمنش با پول خون ایرانیان پرداخت شده و برای جلوگیری از هرگونه اعتراض ملت گرسنه که در صف های مرغ مییستد، برای این یک هفته و در صورت لزوم حتی به مدت بیشتر، اعلام حکومت نظامی کرده است. آیا باز هم باید سکوت کرد و نظاره گر بود؟ آیا وقت آن نرسیده که به خونخواهی ملت مظلوم بی گناه که رژیم برای پرهیز از حمله نیروهای بین الملل آنها را کشته و در صدای و سیمای خود به سکوتی مرگبار پرداخته، برخواست؟ ایرانی کجایی که انسانم آرزوست