Wednesday, November 28, 2012
بخوانید و بخوانید
خواندن یعنی ایجاد یک باغچه کوچک در حافظه ما..هر کتاب زیبا و مفید، شیئی جدید به این باغچه میافزاید..یک آلاچیق، یک خیابان یا نیمکتی که در هنگام خستگی بر روی ان استراحت کنی.
با گذشت سالها، سالی پس از سال دیگر، این باغچه تبدیل به پارکی میشود که در این پارک، خود را نه همان شخص روز اول، بلکه... انسانی کاملا متفاوت خواهی یافت....بخوانید و بخوانید و باز هم بخوانید
Thursday, November 15, 2012
مرز بین عقیده و اندیشه
.اندیشه ای که از پویایی درامد و در چهارچوبی زندانی شد میشود "عقیده". اندیشه زندانی هم مانند هر موجود زندانی دیگر "بیمار" است. چرا که سلامتی و تندرستی آن که همانا "آزادی" است از او گرفته شده. انسان زندانی پس از خروج از زندان، نیاز به مدتی تفرج و گشت وگذار فراغ بال در هوای آزاد دارد تا جسم زندانی اش پالایش یابد و روحش آرامش. اندیشه زندانی یا "عقیده" هم همینطور. اندیشه باید پویا باشد و به پرواز دارید و هر از گاهی بر بالای بام یا شاخه ای نو بنشیند تا ویرایش و تکاملیابد. تکاملی تدریجی ولی تمام نشدنی. تکاملی که با پرواز از روی مرزها، قید و نبند ها و باورهای کهنه و پوسیده حاصل میشود. رویشی با بدور انداختن پوسته های کهنه و زایشی هر روزه و هر لحظه ای. جوانه های ذهنی در بستر خاردار و درون حصارفلزی "عقاید" نمیرویند. اگر شک و تردیدی هم بروز کرد، در نطفه خفه میشود.
من از زندان بیزارم.
من از چهار چوب اجباری بیزارم
من از کوتاهی دیوار اندیشه بیزارم
من از "عقیده" بیزارم
من به عقیده تو احترام نمیگذارم..چون "عقیده" تو دلیل بر داشتن روحی زندانیست درحالیکه "اندیشه" تو نشاندهنده روحی آزاد...و من از زندان و هر چه به آن مربوط است بیزارم
Friday, November 9, 2012
بزرگترین کلاهی که بر سر مردم آمریکا رفت

چهار سال آینده، آغاز پر حادثه ترین، تکاندهنده ترین و دگرگون کننده ترین سالهای عمر بشریت خواهند بود. کشورهایی بوجود خواهند آمد که هرگز وجود نداشتند، و کشورهایی که میشناسیم تغییر کرده، نظم جهانی دگرگون خواهند شد.
ما همه سرباز دشمنیم

در سرزمینی دور، پای بر پای انداخته ای و در پیکر ایرانم ولوله میاندازی
و حماقت و بیخردی من به تو امکان بلعیده شدن سرزمینم را میدهد
از تو نفرت دارم ولی سرباز تو ام
نقشه مام میهنم را از من بهتر در خاطر داری
ضعف های مردم مرا بهتر از من میشناسی تا به درونشان نفوذ کنی
مرا سرباز دشمن میکنی و به جان خودی میاندازی
از تو نفرت دارم ولی سرباز تو بودم و هستم و تا جان در بدن دارم، خواهم بود
ترس را در بین ما می نشانی تا ببینیم و دم نزنیم
همپیمانانت را در سپاه من میفرستی تا همرزم من بجای تو با من بجنگد و به گمان خود خوب هم بجنگد ...ولی در مسیر آرمان تو
ما همه سرباز دشمنیم
و تا چندی دیگر ایرانمان را بدست خود تجزیه میکنیم
در سینی طلا میگذاریم
و بهمراه تاریخ و فرهنگمان
به دشمن پیشکش میکنیم
ما همه سرباز دشمنیم
دشمنی که با سیگار برگ خود در دهان.
و دست در جیب،
منتظر است تا سهمش را بگیرد
نقشه مام میهنم را از من بهتر در خاطر داری
ضعف های مردم مرا بهتر از من میشناسی تا به درونشان نفوذ کنی
مرا سرباز دشمن میکنی و به جان خودی میاندازی
از تو نفرت دارم ولی سرباز تو بودم و هستم و تا جان در بدن دارم، خواهم بود
ترس را در بین ما می نشانی تا ببینیم و دم نزنیم
همپیمانانت را در سپاه من میفرستی تا همرزم من بجای تو با من بجنگد و به گمان خود خوب هم بجنگد ...ولی در مسیر آرمان تو
ما همه سرباز دشمنیم
و تا چندی دیگر ایرانمان را بدست خود تجزیه میکنیم
در سینی طلا میگذاریم
و بهمراه تاریخ و فرهنگمان
به دشمن پیشکش میکنیم
ما همه سرباز دشمنیم
دشمنی که با سیگار برگ خود در دهان.
و دست در جیب،
منتظر است تا سهمش را بگیرد
Thursday, November 8, 2012
نامه حسین کمپانی درمورد علیرضا نوری زاده
واقعا شرم آور است... آبرو ريزی است و توهين از اين بزرگتر نمی شود.
آيا اين فرتور با اين ترکيب که به شورای به اصطلاح ملی!! وصل شده است وفرتور اعليحضرت را در حال امضا نشان میدهد از سوی اعليحضرت تصويب و
تاييد شده است؟؟
اگر شده است که واقعا دست شما درد نکند... سی و سه سال است مردم زحمت می کشندعمرشان را گذاشته اند جانشان را گذاشته اند، پول های شخصی و زندگی های شخصی شان را گذاشته اند که اين بی همه چيز جيره خوار بيگانه رييس دولت موقت بشود؟؟
او سی وسه سال است کارمند دولت انگلستان (مرکز پژوهش های ايران و عرب) است که پول مزد هايش از عربستان و عرب ها می آيد.
آيا فراموش کرده ايد او با چه کسانی دمخور شده است در اينترنت چه کثافت کاری ها که در نياورده است.!!
فراموش کرده ايد چطور به آخوندها چسبيده بود و در هنگام اعدام بهترين فرزندان ايران مثل تيمسار خسروداد، تيمسار رحيمی و ديگران در بالای پشتبام مدرسه رفاعی منتظر اجرای حکم ها بوده است. نامه فدايت شوم او به خمينی را فراموش کرده ايد.
بازی الماس اورا با محمد رضا مدحی فراموش کرده ايد. ؟؟ داستان ((من حيدر دوصفر هفت و سه صفر شش)) اورا در اينترنت فراموش کرده ايد... دلسوزی اش برای مدحی را فراموش کرده ايد که بعدها عامل جاسوسی رژيم از آب در آمد... يادتان رفته؟؟!!
آيا اين کارها با نظر اعليحضرت انجام می شود؟؟
اعليحضرت شما می فرماييد هرکس اين منشور را امضا نکند نامش را روی سنگ قبرش بنويسد... اين برو بمير اگر به من گوش نمی دهی ها.... برای بدست آوردن بی شرفی بنام عليرضا نوريزاده بعنوان رييس دولت موقت است؟؟
اعليحضرت مردم ايران اين توهين هارا می پذيرند و صدايشان در نمی آيد که اين بی حيای مزدور وچند رو و منافق و هيپوکريت مدير دولت موقت باشد؟؟
يکی يکنفر از دفتر شما پاسخگو باشد./
اگر اين کار توهين آميز اگر از سوی شما نيست دفتر شما و شخص جنابعالی آنرا رسما تکذيب کند و به موضوع اعتراض کند.
ح-ک
Subscribe to:
Posts (Atom)




