Thursday, May 10, 2012

....جناب آقای احمد علی مسعود انصاری و دروغ های بی انتها

شا_آریامهر
آقای احمد علی مسعود انصاری ژاژخای بزرگ که خود را پسر خاله شهبانو فرح دیبا معرفی میکند و با استناد به این نسبت ، در محافل اقدام به سخنفرسایی میکند، کیست و اگر پیشینه نسبت فامیلی خود را با شهبانو فرح از وی جدا کنیم بجز آبروریزی مالی و کلاهبرداری بزرگ ایشان از شاهزاده رضا پهلوی که به دادگاه فدرال کشیده شد و مجبور به ترک امریکا شدند چ...ه باقی میماند؟

چگونه است در سرزمینی که هر کس به نوعی با خانواده سلطنتی در ارتباط بود یا نسبتی داشت به گلوله بسته شد و ایشان با وجود نسبت با شهبانو فرح به ایران باز میگردند که هیچ، در برنامه های تلویزیونی نیز با ایشان مصاحبه میشود و نظریات و خاطرات ایشان مورد توجه قرار گرفته در مملکت سانسورچیان پخش میشود؟؟
احمد علی مسعود انصاری نوه خاله شهبانو فرح پهلوی است و تا چند زمانی پس از انقلاب اداره امور مالی شاهزاده رضا پهلوی را به عهده داشته است. وی در این سمت باعث خسارات مالی و حيثيتي زیادی به او و دیگر نزدیکان خانواده سلطنتی شد و پس از شکایت شاهزاده رضا پهلوی در دادگاه به خیانت در امانت محکوم شد و به ایران فرار کرد . انصاری در ایران ، کتابهای «من و خاندان پهلوی» و «من و رضا» را بر علیه خانواده پهلوی منتشر کرد و با تکیه بر دو راست و ساختن دویست دروغ، تصویر زشتی را از این خاندان نشان داد. ولی کیست که درایت و خرد خویش را با بلاهت آشکار معاوضه نماید و به این چاپلوسی موهن و قلم فرسایی چرکین ایشان پی نبرده باشد آنهم در شرایطی که شاهزاده رضا پهلوی، خطری راستین برای رژیم سنگسار چیان به شمار میرود و از بهره جویی از هرگونه فرصتی برای ضربه زدن به ایشان فروگذار نخواهند بود؟
در یک نوار دوساعته احمد علی مسعود انصاری که اینک در ایران زندگی می کند، در گفتگو با تلویزیون جمهوری هیولاوش از دانسته های خود از زندگی در دربار شاهنشاهی و همکاری با شاهزاده رضا پهلوی، پس از انقلاب سخن می گوید .
سخنان انصاری آلوده به غرضهای شخصی و کینه نسبت به خاندان پهلوی به دلیل شکايت شاهزاده رضا پهلوی از او است. در این مصاحبه ، انصاری به مذهبی بودن شاه اشاره می کند و ضمن تائید خواسته و تلاش او برای ساختن ایرانی شکوفا و قدرتمند عدم پیشرفت سیاسی در جوار پیشرفتهای اقتصادی و نظامی را یکی از عوامل مهم سقوط رژیم می داند. جناب انصاری، به غیر از شباهت اسمی شما به دکتر مسعود انصاری و نسبت فامیلی شما با شهبانو فرح پهلوی که آن را هم به چالش کشاندید، پیکری از شما باقی میماند تا گلو فرو رفته در لجن و آویزان ازباقیمانده جمهوری آدمخوران اسلامی. نمیدانم چرا باید دچار سمپتم بدگویی از پهلویان شوید و چطورعقل سلیم به شما نمیگوید و شواهد را نمیبینید که رژیم ملایان را چند صباحی بیشتر از عمر نمانده و کاش همان یک آبروی فامیلی را میتوانستید دو دستی نگاه دارید و چشم میگشودید و میدیدید که کسانیکه در پشت بام مدرسه علوی بودند نیز جام را سرکشیدند ولی شما تازه ۳۳ قدم به عقب برداشتید و به قعر فراموشگاه تاریخ افتادید که هیچ توجیه منطقی برای ارتکاب خبطی چنین کلان نتوان دست و پا کرد...

در باب کشندگان شاهین نجفی!!

شا_آریامهر...
میکشم، از روی زمین بر میدارم، خونش را میریزم، خونش مباح و حلال است و .....نمیدانم آن خدایی که ساختید که قهار است و جبار است و از آنطرف هزاران صفت را به او نسبت میدهید که اگر بخواهیم آن صفات را باور کنیم پس ایشان بی نیاز است و احتیاج به مالش و کرنش بنده بنده زاده را ندارد چه رسد به آن امامتان که به او توهین شد!! که اگر آن امام وامثال آن امام بخواهند سرگی...ن زیادی نخورند و به بی نیازی خدایشان اعتراف کنند نانشان اجر میشود و باید از گرسنگی بمیرند. پس شما نخاله زادگان بی اصل و نسب اگر نکشید و خون نریزید مترسک امامتان بر خاک میفتد و دیگر ارزشی ندارد.. .
این نازل بودن مقام انسان موهوم پرست مسخ شد ه جایگاهی دونتر و پست تر از تمام موجودات کره خاکی به آن داده که در حالیکه کرم ها وملخ ها و سوسمارهای کریه منظر نیز مشغول زندگی خویش و پیروی از قانون و غرایز طبیعت هستند، جاکشان ایمان وکیل مدافع شده، سنگ دیگری را به سینه میزنند وبه افتخار فسیل بو گندوی پیکر زهرالود در طول زمان رشته به رشته شده اش فتوای قتل صادر میکنند! ای مردم بی ایمان؛ بروید و نگذارید که یک مشت لاف زن تهی مغز مبتلا به سرطان شیعه و بلاهت عظما از حماقت شما نان کوفت کنند..بروید خجالت بکشید و پیج های از این قبیل را گزارش کنید به جای ستایش که از لاسیدن شما با خون و خونریزی دیگر حالمان به هم خورد!!!!!

واژه هایی نو باید ساخت...

شا-آریامهر........

رنج را شناختم، دریافتم درد چیست. میدانم زندگی بازیهای تلخی دارد. میدانم حادثه خبر نمیکند. میدانم مرگ هست دوری هست غم هست. میدانم کودکانی بیگناه بجای درس خواندن کار میکنند، کتک میخورند و سر بی شام بر بالین میگذراند. ولی نمیدانستم کودکانی هستند که با همه این درد و رنج، اجازه مییابند به مدرسه بروند و در راه مدرسه هر روز باید از چنین رودخانه یی عبور کنند و... در سرمای زمستان با لباسهای خیس بر سر کلاسی دوردستها آنطرفتر بنشینند و باز در راه برگشتن دوباره خیس شوند. و باز هم با همان اشتیاق صبح فردا دوباره به مدرسه روند..نمیدانستم چقدر ضعیفم . نمیدانستم قدرت حقیقی و عشق بیدریغ اینجاست...در قلبهای این کودکان مظلوم، در پاهای هر روز یخ زده آنان. در رنج پی پایان کودکان کشورم ایران..

Wednesday, May 9, 2012

نمانیم کین بوم ویران کنند همی غارت از شهر ایران کنند
نخوانند بر ما کسی آفرین چو ویران بود بوم ایران زمین
دریغ است ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود

سرنوشت خلق ایران، قصه شاهان شود

شا-آریامهر 

 ای که جان از شوق تو گشت بیقرار.......بر دو دیده منتظرم منت گذار
سرورم، ملک جم از دوری تو.......پر ز محنت گشت و بی صبر و قرار
باز آی بر فراز این شهر و دیار....باز آی بر جای جای این دشت و سرای
زنده کن فر و سرور ای شهریار...زنده کن جاوید ایران را ز بار
که ز فر تو ایران ایران شود ...دولت دیوان باز گلستان شود
غربت خوبان دگر پایان شود ...سرنوشت خلق ایران، قصه شاهان شود

دریاچه ارومیه را چگونه خشک کردند؟؟؟

شا-آریامهر...

(اشتباه نمیبینید!!!جاده یی که در بالا میبینید در وسط دریاچه کشیده شده!!!!!به چشمان خود شک نکنید!!)

از وزارت اطلاعات دستور اکید رسیده که هرگونه صحبت و اظهار نظر یا حتی اشاره غیر مستقیم در مورد دریاچه ارومیه ممنوع است و تخلف محسوب میشود. در اطلاعیه این وزارت خانه اشاره شده که علت این موضوع پرهیز از سیاسی شدن یک مساله جغرافیاییست . حال میخواهیم با... بررسی شواهد موجود و اظهار نظرهای منابع ذیصلاح از درون مرز ببینیم چقدر نگرانی این آقایان از سیاسی شدن مساله حقیقت دارد.
دریاچه اورمیه، دومین دریاچه شور جهان به وسعت حدود پنج هزار کیلومتر مربع در شمال غرب ایران و ما بین استان آذربایجان غربی و شرقی و درحوزه آبخیزی به مساحت پنجاه هزار کیلومتر مربع واقع شده است.
این دریاچه دارای ۱۰۲ جزيره ‌است كه همه آن‌ها از سوی سازمان يونسكو به عنوان اندوخته طبيعي جهان به ثبت رسيده ‌است
این دریاچه که به وسیله تعدادی تالاب اقماری لب شور و شیرین احاطه شده، بزرگترین پارک ملی ایران بوده که در فهرست کنوانسیون رامسر نیز به ثبت رسیده است
مسئولان محیط‌ زیست جمهوری اسلامی چند سالیست که در مورد امکان نابودی این دریاچه بسیار هشدار!! میدهند و البته که بدلیل همین هشدار دادنها درامد بسیار خوبی هم به جیب زده اند چرا که با سرمایه های کلانی که به هشدار های ایشان اختصاص یافته، میتوانستند شهری نو بر پا کنند ولی دریاچه بیگناه ارومیه روز به روز تشنه تر شد تا امروز که بجای دریاچه لکه یی سفید رنگ بر روی نقشه میبینیم و بس. سخنان رئیس اداره محیط ‌زیست آذربایجان شرقی خود بیانگر حقیقت ماجراست. بیوک رئیسی چندی پیش در پاسخ به اعتراض کشاورزان بومی منطقه که از آلودگی‌های کارخانه «س‌.ک‌.مراغه» گلایه داشتند گفت: «با انتقال پساب این کارخانه به حاشیه دریاچه اورمیه ، آثار سوء‌ فعالیت این کارخانه بر محیط ‌زیست به کمترین حد ممکن رسیده است!!!! » فرماندار مراغه، یکی از حامیان آلاینده‌های غربی دریاچه اورمیه است
کارخانه دیگری که سبب آلوده سازی آب دریاچه و در نتیجه کشتن آرتمیا معروف و ارزشمند و در نتیجه رسوب نمک هرچه بیشتر شد، کارخانه «کاوه سودا» است که پساب‌های آن آلوده به آمونیاک و آرسنیک است وبا وجود اینکه سازمان محیط‌ زیست به این کارخانه تذکر داد که حوضچه‌های خود را از محوطه دریاچه خارج کند ولی مالکان این کارخانه، این تذکر را جدی نگرفته‌اند و از پشتگرمی کافی برای اهمیت ندادن نیز برخورداربودند!
در سال ۲۰۰۹، مساله خشک شدن دریاچه آرال، یکی از بزرگترین مسائل زیست محیطی مطرح شده در سازمان ملل بود و مقالات بسیاری در مورد آن تهیه شد ولی دریاچه آرال، میراث کهن ما، تنها ارزشی را که نداشت در درون خود ایران بود. حال پس از تنها ۳ سال، با خشک شدن دریاچه ارومیه ذخیره گاهی بزرگ از پیکر بیوسفر حذف خواهد شد که مسلماً تبعات جهانی را در پی خواهد داشت و همچنین مهمترین مرکز تفرجگاهی و گردشگری استان در معرض نابودی قرار خواهد گرفت
با توجه به بحرانی بودن شرایط دریاچه ارومیه، آقایان کارنشناس کارشکن، جلسه پشت جلسه میگذراند و نرم افزار تهیه میکنند و پول های خزانه مملکتی را صرف گفتگوهای درازمدت و بی نتیجه خود میکنند و دریاچه ارومیه در حال خفگیست و نفس های آخر خود را میکشد ...
به گفته کارشناسان سازمان ملل، اگر عامل خشکسالی در نابودی این دریاچه مطرح بود هم اکنون باید دو دریاچه ارمنستان و ترکیه هم خشک میشدند .چگونه است که فقط دریاچه ارومیه دچار خشکسالی شد و مناطق در این مهلکه گرفتار نشدند؟؟؟ در حالیکه وزیر نیرو جمهوری اسلامی و و حتی رییس سازمان محیط زیست بار‌ها تقصیر‌ها را بر گردن خشکسالی انداخته اند، بهروز حسنی مهمویی که تز دکترای خود را در یکی از دانشگاه‌های استرالیا به تغییر اقلیم اختصاص داده با استناد به تصاویر ماهواره‌ای و سنجش بارش در این حوضه معتقد است که با وجود بارندگی‌های نسبتا خوب در سال آبی جاری بازهم از وسعت دریاچه نسبت به سال گذشته کاسته شده است. وی می‌افزاید: میزان بارندگی شمال غرب کشور در سال گذشته بیشتر از میانگین بلندمدت بود و در سال آبی جاری هم تا به حال روزهای خوبی را سپری کرده است .
از طرف دیگر شمارش معكوس افتتاح جاده ی كليبر ـ جانانلو آغاز شده و بهار امسال به جای رود خروشان، شاهد جريان سيل آسایی خودروها در اين دره خواهيم بود. دره و راهی كه ما را به مرز كشور در كنار ارس و درست كنار درياچه سد عظيم خداآفرين خواهد رساند. اين جاده بسیار نگران کننده است..
خبر می رسد كه زمين و خانه های روستاهايی اين مسير كه خالی از سكنه هم شده بودند، حالا در حكم طلای 24 عيار را دارند و معاملات رونق گرفته است. شنيده می شود برخی « دست » ها علاقه وافرای برای ويلاسازی در آن محل پيدا كرده اند. مصب كليبرچای در كناره ی ارس كه حالا درياچه ا ی برای خود شده است، به محلي استثنايی تبديل می شود و اين از ديد برخی پنهان نيست. بسیاری علاقه پيدا كرده اند و سعی ميكنند به هر نحوی شده زمينی برای خود در آن نقطه از خداآفرين دست و پا كنند و كار تا آن جا پيش رفته است كه رئيس ‌کل دادگستري استان آذربايجان شرقی در جلسه حفاظت از اراضی ملی ومنابع طبيعی « بر برخورد قضايی با ساخت و سازهایی غيرمجاز در محدوده اراضی ملی منطقه خداآفرين تاكيد كرد». »
درهمان جلسه از نيرویی انتظامی خواسته شد« از مناطقی که در معرض تصرف و تعرض قرار دارند با هماهنگي های لازم با مقامات قضايی مراقبت هاي ويژه انجام دهند» و مقرر شد « ادارات مرتبط (اداره برق، اداره آب و فاضلاب و...) از دادن امتياز و ساير خدمات در مناطق غير مجاز خودداری كنند ».
اما ديری نمی گذرد كه شاهد ويلاهای انچنانی خواهیم بود.

شایدهنوز متوجه نشدید؟؟ با خشک شدن دریاچه ارومیه شهرهایی مانند تبریز تخلیه خواهند شد!!! مردم آواره احتیاج به زمین خواهند داشت..زمینهای ارسباران گران شده اند..و دولت بر روی آنها دست گذاشته وآنها را دراختیار دارد!!
نخست جاده ویرانگر را از وسط دریاچه!! کشیدند و آن را به دو بخش تقسیم کردند.. این جاده مانع گردش آب بین دو طرف شمالی و جنوبی شده و در نتیجه میزان شوری در بخش شمالی افزایش یافته. بخش جنوبی را می بینید که آب به رنگ آبی است ر بخش شمالی را می بینید که به رنگ سفید است !! رنگ سفید به این علت است که بستر دریاچه کاملا از یک لایه نمکی پوشیده شده است.اثر مخرب این جاده آخرین ضربه کاری و آمدی بر پیکر این دریاچه بود. آقایان کارناشناس کارشکن برای اینکه بودجه های تخصیص یافته به احیا دریاچه را به جیب بزنند و براحتی بگویند دریاچه خشک شد و ما سعی خود را کردیم!!، بجای صرف بودجه برای زدن پل هوایی، اقدام به ساختن جاده دروسط دریاچه کردند و رسما موجب خشکی آن شدند. این در حالیست که مدیر کل حفاظت زیست آذربایجان شرقی، بارها و بارها تنها راه نجات دریاچه ارومیه را بارورسازی ابرها اعلام کرده بود که امکانات آن در سالهای اخیر برای دولت کاملا فراهم بوده..

جزئیات طرح
پروژه میانگذر دریاچه ارومیه شامل سه بخش است:
پل اصلی : این پل با مسیرهای رفت و برگشت جداگانه هرکدام به عرض 9.5 متر با استفاده از مقاطع مرکب فلزی و بتنی ساخته می شود. مسیر راه آهن نیز به عرض 5 متر در وسط پلهای سواره رو طراحی و منظور شده است. طول این پل با احتساب کوله های متصل کننده آن به خاکریز معادل 2 کیلومتر است. شیب طولی پل به علت عبور راه آهن به 1.2 درصد محدود شده و ارتفاع آزاد در زیر دهانه وسط ، جهت عبور شناورها، در پرآب ترین وضعیت دریاچه حدود 10 متر خواهد بود.
پل آبگذر : به طول تقریبی 500 متر که به لحاظ مسایل محیط زیستی پیش بینی شده است.
خاکریز : که شامل اقداماتی جهت حفاظت و بهسازی خاکریز موجود است.
- راه تبریز- ارومیه
شروع عملیات اجرائی : بهمن 1382
- طول پل : 1276 متر
- عرض پل : 26.7 متر
جمع بندی اولیه عملیات تجهیز کارگاه به شرکت صدرا 14/07/1382
شروع عملیات اجرایی در خشکی 01/11/1382
شروع عملیات دریایی 01/11/1383
عملکرد مالی و اعتباری طرح
اعتبارات
برآورد اولیه : 1100 میلیارد ریال
اعتبار اولیه : ابتدا کار با تصویب اعتبار اولیه به مبلغ 500 میلیارد ریال شروع گردیده
تسهیلات بانکی
100 میلیارد ریال از بانک ملی وام دریافت گردیده است
دریافت 100 میلیارد ریال وام دیگر از منابع بانکی استان در حال پیگیری است
دریافت 50 میلیارد ریال از اعتبارات توازن منطقه ای در حال پیگیری است
پرداخت ها
150 میلیارد ریال اعتبار سال 1386
در مجموع برای 14 قرارداد اصلی و 2 قرارداد متمم از اعتبارات دولتی و تسهیلات دریافتی از بانک ملی 807 میلیارد ریال پرداخت گردیده است

این بودجه جدا از ۴۵۰ میلیارد ریال پرداختی برای هشدار دادنهای آقایان و تشکیل جلسات مداوم جهت برنامه ریزی برای حفاظت از دریاچه ارومیه است!!!
پیدا کنید پرتقال فروش را و ببینید چه کسانی از خشک کردن دریاچه ارومیه سود میبرند؟؟

...زرشک!



شا-آریامهر
آقای بنی صدرکه باید در دوران آخر عمری خود به استراحت پرداخته و به بازنشستگی خود بپردازد، چنین تصمیمی ندارد و با پشتکار هر چه تمامتر به نوشتن و تئوری سرایی های خود ادامه میدهد اگر موضوع مورد نظر ما فقط این بود، اشگالی هم نداشت و چه بسا اندیشمندانی که به تلاش و دانش اندوزی خود تا آخرین دقایق نیز ادامه میدهند ولی آنچه ما را میازاراد دقایق ایشان نیست بلکه حقایق ایشان است...هر کدام... از دست اندر کاران ریز و درشت بلوای اربابان سنگسار در سال ۵۷ که علنا اظهار ندامت کردند و با آغوش میهن بازگشتند قدم بر چشم ما دارند ولی گله از کسانی است که نه تنها از مهره های اصلی و بنا بر این از سوخته ترین مهرهای موجود هستند، بلکه سکان کشتی شکسته عن قلاب زورکی را رها که نمیکنند هیچ، سریش هم به سکان مالیدند و دیگر نمیتوان آنها را جدا کرد..اینها هنوز حرف از انقلاب اسلامی و حکومت دین و ایدولوژی و دیگر خزعبلات میزند گویی که گوش هایشان هم همچون مغز هایشان به کلی تحلیل رفته و نه میبینند و نه میشنوند!!!...

در مورد سابقه ایشان و زندگی ایشان با خمینی در نوفل لوشاتو و رقابت ایشان در عشق ورزی به پدر نامی اش خمینی با صادق قطب زاده و بورس تحصیلی ایشان که از بنیاد فرح پهلوی گرفتند و به فرانسه رفتند و با آداب مستراح شویی برگشتند قبلا نوشتم و در اینجا قصد بازگو کردن این مطالب را ندارم ولی ایشان هنوزم که هنوز است در غم عزل خویش، از انقلاب اسلامی در هجرت سخن میگوید و تصور میکند اگر یکبار به یمن پایه گذاری حزب من در آوردی جمهوری اسلامی که عامل بدبختی مملکت بود، و به ریاست جمهوری رسید، سینه های ایرانیان برایش چاک چاک است که اگر تقی به توقی خورد با ساز و دهل و تشریفات وارد شوند و بر کرسی ریاست جمهوری بنشینند..من از ایشان سوال میکنم: آقای بنیصدر؛ آیا تصور میکنید ایران امروز جایی برای کسانی دارد که از کرده خود پشیمان نیستند و فرش طلایی برای ملعون هندیزاده پهن کردند؟؟ آیا اگر با آفتابه ای جدید بیایید تا وقتی از ملت عذر خواهی نکردید، گناهاتان طهارت میشوند؟؟ یا بر این باورید که دوباره شهر شلوغ شده و قورباغه ها هفتیر کش میشوند و شما با تور ماهیگیری در میان آبهای گل آلود به صید میروید؟؟ با پوزش از خواندگان گرامی گاهی واژه ای مناسبتر از واژگان عامی رایج در بین مردم کوچه و بازار را نمی یابم و در اینجا نیز باید به یک کلمه اکتفا کنم و ان هم این است: "زرشک